معماری معاصر غرب

معماری معاصر غرب

معاصر غرب

معماری جدید درست به وسعت تنوع بی پایان شرایطی که خاستگاه آن است ، فرم باید متنوع و متغییر باشد، به تنها منطقی که باید پاسخ گو باشد، منطق طبیعت است، جایی که هیچ چیز زاید نیست؛ جایی که هر چیز معنا دارد و به ایده ذاتی اش پاسخ می دهد
ب. ن. نیکلایف 1905
ما در این مجموعه نوشتار سعی بر آن داریم که به بررسی سبکهایی و گرایشات فکری که در صده نوزدهم بر هنر دنیا و معماری به عنوان یکی از هنرهای کاربردی تاثیر گذاشته در حد خود بپردازیم و ببینیم که در این افکار و عقاید چه چیزهایی مطرح شده است.در واقع در این افکار و سبکها که سعی بر آن است که، آفرينش معماری، همواره بر انگاره‌ای از جاودانگی استوار باشد. معماری شکل‌می‌گيرد تا ماندگار شود و معمار، همواره با سودای آفريدن کالبد معمارانه‌ای که در فراسوی زمان پايدار و استوار بماند، دست به‌کار می‌شود. آرزوی ماندگاری اما، سرشت ايستا و واپس گرايانه معماری را آشکار می‌کند. معماری خواهان وضع موجود است و جهان، بايد آن‌چنانکه هست بماند، تا معماری ماندگار شود.
معماری در دوره معاصر هر روز شاهد تولد سبکی تازه و مرگ دیگری بوده و هر بار از خاکستر سبکی تفکری جدیدبه نمایش گذاشته می شوداما آنچه را که بتوان در این دوره جدا کرد و تعمییمی از تمامی آنچه باشد که در جهان اتفاق افتاده است را تحت عناوین زیر می توان شناخت :
-         مدرنیسم
-         پست مدرنیسم
-         پسا پست مدرنیسم
که سه شاخه اصلی تفکراتی در دنیای امروز هستند که ما نیز در این نوشتار چند سطری را به این عناوین اختصاص داده ایم که شاید بتوان نسبت به دنیای امروز دیدی بهتر پیدا کرد .

مدرنیسم
 معماری هیچ معنایی ندارد. معماری ایجاد انواع فضاست
                               فیلیپ جانسون
چگونگی حرکت به سوی نهضت مدرنیسم :
بعد از دوره باروک و با پیدایش انقلاب صنعتی درفرانسه و به دنبال آ ن در دیگر ممالک، اروپا با آینده تازه ای روبرو شد که موجب پیدایش نهضتهای نو که ریشه در رنسانس داشته و شاخه های خود را در آینده با مدرنیته و مدرنیسم پیوند زده بودن  شد . در واقع همان طور که فرانک لوید رایت می گوید 1:«در چنین عصری نقاش و شاعر به حساب نمی آیند .امروز ما به جای شکسپیر و دانته ، دانشمند و مخترع داریم .» در این دوران تفکراتی همچون کوبیسم ، فوتوریسم ، کنستروکتیویسم و دستیل به چشمه ظهور نشستند که شاید خود نیز نسبت به تاثیراتی که در دنیای بعد از خود داشتند نیز بی اطلاع باشند هر کدام از این تفکرات در آینده نه چندان دور خود پایه و اساس سبکی نو در قالب گرایشات مختلف معماری گردیده که به طور مختصر به معرفی هریک از این گرایشات پرداخته که در ادامه راه راهنمای مناسبی برای درک بهتر اتفاقات معماری باشند.

کوبیسم
نخستین گرایشات کوبیسم را به پل سزار نسبت می دهند که چندی قبل از مرگش طی نامه به دوستش به صراحت اعلام کرده بود که تمامی فرمهای طبیعت به استوانه کره و مخروط قابل تجزیه اندکه بعد ها در کوبیسم تجلی یافت در باب کوبیسم نظریه درستی و مدون از سوی هیچ یک از هنرمندان این گروه ارائه نگردیده است اما آنچه را کوبیسم می نامند که اشکال راتجزیه کرده و در زمینی واحد از نقاط مختلف نسبت به آن ناظر باشند و پرسپکتیو رنسانسی را منسوخ کرده و مقوله ای تحت عنوان زمان ، تحت بعد چهارم وارد مقوله هنر کرده باشد و به عبارتی دیگر حجم را در مکانیسم خود مطالعه می کند و به پرسپکتیو ، بی شماری نقاط دید را باز پس می دهد.البته کوبیسم تحت این مفاهیم نتوانست وارد معماری گردد هر چند که لوکوربوزیه معمار در مجله روح نو اعلام کرده بود که همه چیز کره و استوانه است. البته ، هر چند مستقیم کوبیسم در معماری وارد نشد اما تاثیرات آن در مدرنیسم تجلی یافت.  
فوتوریسم :
کار هنرمند فوتوریسم در واقع پژوهش در حرکت بود. که عده ای به این اعتقاد هستند که فوتوریسم در پویایی، حرکت، سرعت و بررسی تاثیر زمان در حجم و فضا قابل توصیف است. اما فتوریسم چیزی فراتر از این مطالب است. اومبرتوبوچینی در تعریفی که از فتوریسم اعلام داشته عنوان میکند« کار هنرمند باید از هسته مرکزی یک شئ ، جایی که شئ می خواهد خود را به وجود آورد – آغاز شود تا کشف فرمها ی جدید موفق آید؛ فرمهایی که نا آشکارش را به شکل پذیری آشکار و شکل پذیری درونی آن مرتبط می کند- این شکل پذیری در هر دو حال امکان بی پایان دارد.» و به صورتی خلاصه تر می توان فوتوریسم را هم زمانی و پویای تجسمی نیز تعریف کرد(6.) که حرکت و تصور فضا- زمان را بهتر می تواند احساس کند فتوریسم در معماری اصول حرکت را به عنوان عاملی هنری بیان کردکه حرکت و تحول را اساس معماری دانست اما آنچه مسلم است فتوریسم به علت عمری کوتاه که داشت در اهداف خود موفق نشد اما اصولی مانند سنت ستیزی را به مدرنیسم ارائه کرد و کمتر از نیم قرن نیز در معماری توانست آثاری را تحت تاثیر افکارش به وجود آورد.
 کنستروکتیویسم 
ماشین به عنوان خلاقیتی به نهایت سازمان یافته و روشن ترین بیان آرمانی ، خلاقیت هماهنگی که سالها پیش از این فرموله شده بود درک گردیده و به نحوی که معمار باید روش خلاق خود را از طرح مهندسی بگیرد و وظیفه طراح آن است که به صورت منطقی ...از اولویت نخست به اولویت دوم ... به مثابه فرآیندی آگاه از آغاز تا پایان شکل بگیرد در عین حال که هر وظیفه ای منطقاًََ به وظیفه دیگر منجر می گردد تعریفی از این مکتب است که کاترین کوک در مقاله ماشین به مثابه الگو بیان کرده است. در واقع واژه کنستروکتیویسم به معنی سازندگی است که دو منظور را توامآًَ در این مکتب دنبال می کند : نخست اینکه هنر ناشی از الهام درونی و ضمیر نا خود آگاه نیست که فی البداهه خلق شود ، بلکه باید آن ر آگاهانه و از سر قصد ساخت و دوم اینکه تقلید از طبیعت به هیچ صورتی پذیرفتنی نیست زیرا در آن هیچ سازندگی وجود ندارد در واقع کار هنر مند ساخت اثر هنری خود است که در معماری می توان سه اصل حرکت ، پویایی و به کار گیری مصالح جدید را از مظاهر این مکتب دانست.که بعدها به مدرنیسم و بعد از آن پست مدرنیسم نیز تراوش کرد.

دستیل
 دستیل در لغت بدون «د» اول آن ، سبک تعریف کرده اند که توسط گروهی از هنرمندان تشکیل گردید و مجله ای نیز به همین نام نیز انشار می یافته است که در آن سعی بر این بوده است که با استفاده از تمثیل و اشاره توازنی جدید در هنر بدست آورند که نتیجه آن شکفتن هنر تجرید بود که البته تجرید سابقه ای به قدمت تاریخ در مشرق زمین داردکه می توان به راحتی در آثار شوش و ... دید اما هدف دستیل در واقع خلق هنری بود که، نقش مهم عوامل اصلی در هنر های بصری و حذف حشو و زواید آن باشد که در واقع پاسخی هنرمندانه برای ایجاد توازن در عصری باشد که عدم توازن ناشی از آگاهی و هشیاری بر آن حاکم است .البته این تفکرات تاثیر ژرفی در معماری نیز داشت که حتی باعث ترقی از تفکر دو بعدی به سه بعدي شد و می توان از بهترین نمونه های آن خانه شرودر را نام برد که در آن بنا تجرید را در فضا نظم داده و نه در سطح به علاوه هریک از عوامل اصلی معرف یک عملکرد است که در فضا بدین ترتیب نمایانده شده است .
 
در تعریف مدرنیسم
اصطلاح مدرن مشتق از ریشه لاتینی modo، به سادگی امروزی، یا آنچه رایج است . در تمایز با ادوار قبل، معنا می دهد.
مدرنسیم به صورت اصطلاحی عام در تاریخ فرهنگی  بیانگر مجموعه بسیار متنوع و گسترده ای از انقطاع ها و گسست های زیبا شناختی از سنت رئالیسم اروپا که به طور مشخص این اصطلاح راجع به تمدن جدیدی که در چند قرن گذشته در اروپا و آمریکای شمالی پیدایش و گسترش یافت و در اوایل قرن بیستم کاملا آشکار گردید.  ( مبدا پیدایش و آغاز جنبش مدرنیسم به نظر اکثر صاحب نظران سال 1848 می باشد .)این تمدن مدرن غربی عموما با صفات دیگری نظیر سرمایه داری،فرهنگی وسیعا سکولار، دموکراسی لیبرال، فرد گرایی، عقل گرایی، و انسان گرایی، نیز مشخص می شود.
چهره ای که فرهنگ مدرن غربی اغلب به خودش می گیرد، تصویری است در روشنگری قرن هجدهم زاده شد، تصویر تمدنی است مبتنی به شناخت علمی از جهان و شناخت عقلانی از ارزش، که برترین حق را برای زندگی و آزادی فرد انسانی قائل می شود و اعتقاد دارد که چنین آزادی عقلانی منجربه پیشرفت اجتماعی از طریق کار توام با فضیلت و خویشتن داری و خلق یک زندگی بهتر مادی، سیاسی و فکری برای همه می شود. مع هذا این تلفیق علم، عقل، فردیت، آزادی، حقیقت، و ترقی اجتماعی مورد سوال و انتقاد  بسیاری قرار گرفته است. اینکه بتوان از میان شمار وسیع ابداعات و نو آوری های خیره کننده زیبا شناسی که طی این سالها خلق شدند، ویژگی یا شاخص تعیین کننده عام و واحدی بیرون کشید مورد تردید است: برخی از جریانات و مکاتب نوگرا به ستایش و تمجید از آینده ای مبتنی بر صنعت، تکنولوژی، سرعت، پویای و تحرک در جوامع بر خاسته اند؛ پاره ای دیگر از جریانات مدرنیسم و نوگرا به دوران خوش و طلایی گذشته جوامع بدوی که در هماهنگی و توازنی شهودی یا اشراقی با طبیعت بسر می بردند، چشم دوخته اند برخی نیز درصدد بر آمدند تا صورت ها و اشکال زیبا شناسی خاصی برای خود دست و پا کنند، البته از آن جا که حیات معاصر را به عنوان قالب و چهارچوبی برای خود در نظر گرفته بودند، لذا صورتهای زیباشناسی مورد نظر آنان نیز می بایست بسیار جامع، گسترده و همه شمول باشد؛ در مقابل این گروه نیز مدرنیسم هایی قرار داشتند که می کوشیدند تا از این جریانات گسترده تهاجمی پارهای از عناصر تقلیل گرایی تکاملی را بیرون بکشند. احتمالا تنها چیزی که مورد قبول و اتفاق نظر تمامی هنرمندان این دوره بوده و همگی در آن مشترک و متفق القولند توجه و عنایت بیش از حد به صورت و فرم  زیباشناسی است . ارائه ویژگی تعریف کننده خاص بیشتری در باره مدرنیسم عبارت خواهد بود از طرح یک جنبش از دل یک بحران- بحرانی فرهنگی و اجتماعی که شاخص های کلیدی آن عبارتند از ظهور فرهنگ انبوه، طبقه کارگر و مبارزات فمینیستی، تکنولوژی های جدید دستاوردهای دومین انقلاب صنعتی و تجربه فراگیر شهرهای امپرالیستی.
معماری مدرنیسم :
معماری مدرنیسم را میتوان به سه مرحله کلی تقسیم کرد که قابل بررسی باشند : نخست گرایش بسوی مدرنیسم ؛ دوم مدرنیسم بین الملل ؛ سوم نو مدرنها یا پیدایش دوباره مدرنیسم ؛ که هر یک از این سه عنوان در معماری غرب تاثیرات ژرفی داشته و چهره این کره خاکی را دگرگون کرده است حال ما سعی بر این داریم که به اختصار در باره ویژگیهای هریک از این مراحل چند سطری را بنویسیم .

–       برگرفته از کتاب از زمان و معماری نوشته: دکتر منوچهر مزینی
–       بر گرفته از کتاب نقد هنر نوشته :پرفسور لیونلو ونتوری ترجمه : دکتر امیر مدنی
–       برگرفته از کتاب از زمان و معماری نوشته: دکتر منوچهر مزینی ص 23
مدرنیسم بین الملل :
معماری مدرن هر چند بر اساس سنت ستیزی پایه گذاری شده است اما خود مدرنیسم همچون ققنوسی از خاکستر معماری های گذشته به وجود آمده بود همچون که در دنبال اهداف تداوم فضایی گوتیک قدم برداشته و روی به دیوارهای شیشه ای گذاشت و دیوارهای مواج باروک را دوباره زنده کرد و بار دیگر فضای متریک رنسانس را بهینه نمود و... معماری مدرن بین المللی در راستای اهداف متفکران مدرنیسم که به دنیال تحقق یکسانی جوامع و اجرای عدالت اجتماعی در جوامع بودند به وجود آمد که در این راستا با دو رویکرد معماری عملکرد گرا و معماری ارگانیک وارد صحنه گردید که دارای قابلیتهایی بین المللی بودند که برای درک بهتر معماری مدرن که تحت این دو رویکرد ارائه گردیده در ادامه به مختصر چند سطری را به تشریح این دورویکرد می پردازیم :

معماری ارگانیک:
معماری ارگانیک در واقع دارای قوانین مجرد فضا نیست بلکه دارای قوانین است که در رشد و نمو عناصر طبیعی از پیش موجوداند .بنابراین نه قوانین شکل که قوانین ماده می باشد که در این مورد رایت متفکر و نظریه پرداز اصلی این تفکر چنین می گوید:
«مطالعه طبیعت مواد را آغاز کردم و دیدن آن ها را آموختم آن وقت آموختم تا آجر را همچون آجر و چوب را همچون چوب و شیشه وسیمان و فلز را در ذات خود و همه را چون خود مطالعه کنم گفتن این امر عجیب به نظر می آید اما این کار نیازمند تمرکز بسیار تصور بود. هر ماده ای می باید به گونه ای متفاوت مطرح می شد آرمان سادگی به مثابه جسمانیت ارگانیک طرحی که برای یک ماده مناسب بود برای ماده ای دیگر مناسب نبود .»
 در واقع رایت به دنبال مجرد سازی عناصر طبیعی در محدوده هندسی ناب است البته مقصود هندسه اقلیدسی نیست .و شاید هم به نحوی این مسئله برای رایت، به دنبال مسئله شخصیت و فعالیت انسانی در رابطه مستقیم با طبیعت و یا تحقق آزادی فردی به مثابه یک ابداع ارگانیک یا  آمیختگی وابسته و پیوسته به آموخته های طبیعت است. اما برای در ک بهتر معماری ارگانیک و دیدگاههای رایت این ویژگیها را برای این معماری عنوان می کنیم.
-   دارای پلان آزاد است.             
-      به دنبال تحقق تداوم فضایی وشادی و   سرزندگی فضایی است.
-     در طراحی داخلی فضا های معماری شکل اولیه حجمی را نفی می کند .
-        بر مسئله ارتباط انسان ، طبیعت و معماری تاکید می ورزد .
-       معماری در آنچه که باید باشد و هست جست جو می کند .
-     چهار چوبها و قوانین ثابت و بی حرکت و محدود کننده را نفی می کند.
-    در بین اجزاء آن نوعی پیوستگی طبیعی وجود دارد که با طبیعت پیرامون آمیخته شده است.
-        به معماری به گونه ای تندیس گونه نگاه می کند
.
بررسی و نقد موارد ي که در بالا ارائه گردید را به خوانندگان واگذار می کنیم.

کارکرد گرایی :
این جنبش را شاگردان بهرنس ارائه کردند  می توان به گروپوس میس وندروهه وکه مشهورترین آنها را لوکوربوزیه اشاره داشت. که با جمله «خانه ، ماشینی برای زندگی است» در طلب تحولی در معماری عصر خویش بود . البته این سخن بیشتر به خاطر مسئله نیاز مسکنی بود که در آن دوران در اروپا احساسا می شد با توجه به مسائل انقلاب صنعتی و مهاجرت مردم به شهر ها و جنگهای جهانی اول و دوم باعث شده بود که تعداد بسیاری از افراد بی خانمان و فقیر در شهر ها باشند که در راستای رفع نیاز مسکن افراد و رفع فقر بود که جوامع روی به ساخت خانه های ارزان قیمت و کوچک کردن که در این خانه ها سعی بر آن می شد که تمامی نیازهای بهداشتی و رفاهی افراد بر آورده شود البته مفهوم خانه نیز در این جنبش تغییر کرد و دیگر با معانی کلاسیک شناخته نمی شد و فقط به عنوان جایی برای استراحت به آن  نگاه می شد.
البته در این دوران این معماران سعی در بدست آوردن حس زیبا از مفاهیم معماری بوده سعی بر آن داشتند که زیبایی را توسط تزئینات بدست نیاورند که در این راستا ناب گرایی میس وندروهه به ظهور می رسد و حس شاعرانه لوکوربوزیه مفهوم جدیدی را در معماری باز میکند اما از ویژگیهای این جنبش می توان به موارد زیر توجه کرد.
-    پلان آزاد
-   ترجیح عملکرد بر فرم
-   استفاده از مصالح مدرن همچون بتن ، شیشه...
-  بدنبال انتقال مفاهیم عدم بار بری دیوارها و تحمل بار توسط سازها فلزی و بتنی (ستون)
-   سیال بودن حجم بنا
-   ارائه بروتالیسم در معماری و نماهای خشن با کیفیت خود مصالح
-   به دنبال مفهوم گرایی در معماری
-  طراحی بر اساس حداقل استاندارهای
-  استفاده از سطوح صاف و عاری از هر نوع تزیینات و رنگ سفید
-    مقدم دانستن شهر سازی ب معماری
-    مقدم دانستن کار گروهی بر کار انفرادی

 
نومدرنها
اصل و پایه مدرنسم همانطور که قبلا گفته شد یعنی به روز بودن و هر روز از نو متولد شدن در واقع مدرنیسم همچون ققنوسی هر بار از خاکستر خود تغذیه کرده و دوباره متولد می گردد پس از مرگ مدرنیسم بار دیگر تحت شعاع این سخن مارشال برمن؛ هر آنچه جامد است در هوا ذوب می شود گرایشی جدید از معماری تخت نومدرنها پدید آمد که تولد آن را با مقاله آیزنمن که در سال 1977 تخت عنوان پسا _کارکردگرایی انتشار یافت اعلام می کنند که در ان آیزنمن معماری جدیدی را اصل قرار می دهد که تعریف انسان بیرون از هسته جهان خود را دگرگون می کند دیدگاههایی مربوط به نویسندگی وکاركردگرایی را نفی می کند و به جای آن حالت متلاشی شدن بی زمان را قرار می دهد . البته نو مدرنها  بر خلاف مدرنیسم ها  آرامانگرا نیستند و دیگر آرزو تغییر جامعه را در سر ندارند بلکه بیشتر زیبایی شناسانی هستند که با صورت (فرمهای) مدرنیسم بازی می کنند و نوعی نمایش توجیه شخصی متا فیزیکی است. وآنچه را که نومدرنها دنبال میکنند نوعی نا منظمی پیشرفته می باشد که در آن سرزندگی و پویایی اقتصاد باید بی نظمی را معنی دهد به نحوی که در معماری فرم هندسی نوسان میکند و به نحوی که دسته جدیدی از روابط در بر دارنده نوسان و تصادفی بودن در میان آنها به وجود می آید. اما معماری نو مدرنیسم را معمارب ضد جاذبه ای که کمال نقص را دنبال میکند نیز هست که مجموعه ای از اصطلاحات مربوط به هم که طراح را وامی نهد که حرکتهای موجه و نا موجه را از هم تمییز میدهد و از تکرار بیش از حد پیش ساخته ها لذت می برد و البته در این معماری شوخی نیز به معماری بر می گردد.
۱۶–       برداشتی ازاد از کتاب نومدنها کجایند؟ کاری از محمدرضا جودت و همکاران
۱۷–       از نظرات گلدبر و پیروانش است

 


پست مدرن:
«به آسانی می توان دریافت که دوران ما یک دوران تولد و مرحله گذر به عصر تازه است .پوچی و ملالی که نظم ها نهادین را بر می آشوبد و پیش بینی مبهم و بدشگون رویدادی ناشناخته منادیان دگرگون هستند که در راه است».
ویلهم فردریش هگل

مفهوم پست مدرنیسم:
پست مدرن، ازنظر زمانی ،دنبال مدرن نمی آیند بلکه مدرنیته همواره حاصل پست مدرن خود هم هست. لیوتار پست مدرن را بخشی تفکیک ناپذیر از مدرن می داند و بر آن است که هر مکتبی با مکتب های پیش از خود به مبارزه برخواسته و در تضاد با آن بوده است ..پست مدرن در واقع یک وضعیت است ، یک دوره گذار یک فریاد نقادانه و شاید هم یک ریشخند مدام باشد البته معنی و مفهوم پست مدرنیسم هنوز گویا نیست و مفاهیم بسیاری را با خود همراه دارد در معماری برای اولین بار چالز جنکس این کلمه را برای نوعی از معماری خاص به کاربرد که در تعریف آن در معماری پست مدرن را نوعی معماری که هم متانت حرفه ای داشته باشد و هم خصلت مردمی و به علاوه تکنیک های جدید و هم بر الگوهای قدیم عنوان داشته ست . به نوعی پست مدرن را ميتوان نوعی سبک التقاطی دانست که با استفاده از المانهای ساختاری معماری دوره های مختلف باتوجه به علم روز شکل گرفته است و به ویژه با روش های کلاسیک که با مصالح متفاوت و متنوع اجرا می گردد و از لحاظ بر داشت مفاهیم رفتاری طنز آمیز را دارد. که به نوعی می توان همچون جیمسون و ژان بودریار آن را روان پارگی تازه زمان و فضا دانست.

اصول پست مدرنیسم :
همان طور که می دانید پست مدرن از دو کلمه پست و مدرن تشکیل شده اشت که پیشوند پست به کلمه مدرن مفاهیمی همچون نتیجه مدرنیسم ، عواقب پست مدرنیسم ، زاده پست مدرنیسم و... را دنبال می کند اما همان طور که از نامش پیداست همان پست مدرنیته است یعنی چیزی که بعد از مدرنیته می آید که حکایت از تلاش و از هم پاشیدگی تازه یا واقعی آن شکل اجتماعی می کند که که با مدرنیته پیوند دارد.که می توان به نوعی نامی برای جامعه سر مایه داری باشد چرا که پست مدرن را هنر تبلیغات نیز می نامند اما در پست مدرن چه اصول و چه محورهایی دنبال می شود ؟ و چه مفاهیمی را سر لوحه خود قرار می دهد ؟ که مطلبی ا ست که به صورت نکته وار در ادامه ذکر می کنیم.که تحلیل و بررسی آن را به خوانندگان واگذار می کنیم :
_       اصل اول انکار حقیقت و نسبی شمردن آن در فرهنگ پست مدرن است.
_      اصل دوم را انکار حقیقت ره خود اختصاص می دهد که پست مدرن بر این اعتقاداست که هیچ واقعیت نهایی وجود ندارد و انسان در پس چیزها همان چیزی میبیند که می خواهد ببیند تازه بستگی به شرایط زمان ومکان دارد.
_         اصل سوم پست مدن براین اعتقاد است که انسان به جای یک واقعیت با یک وانمودگار رو در روست .
_      اصل چهام را بی معنایی تشکیل می دهد که امبرتواکو در این باره می نویسد جهان چیزی نیست جزء یک پیاز ساده و اگر آن را لایه لایه کنیم سرانجام چیزی جزء هیچ باقی نخواهد ماند .
_      شکا اندیشی را اصل پنجم تشکیل می دهد که می توان درک کرد در این رابطه هیچ نظریه و هیچ مطلق اندیشی و هیچ تجربه ای اعتبار نخواهد داشت .
_         و آخرین اصل را نظریه کثرت و گوناگونی تشکیل می دهد که در آن کترت نژادها افکار و یکسانی همه چیز و همه جا  و ... را مد نظر دارد.

 

گرایشات پست مدرن در معماری:
پست مدرن در معماری را می توان با مفاهیمی همچون تاریخ گرایی ، سنت گرایی ، منطقه گرایی همراه با خرد گرایی دید که به نوعی در ادامه سبکهای گذشته و تبدیل آن به امروز باشند و تلفیقی از آنچه بوده تا به امروز هست . در این مسیر دو محور معماری سپید و معماری پست مدرن نام برد
معماری سپید را بعضی همچون چالز جنکس لیت مدرن می دانند که در واقع چنین نیست هر چند که معماری سپید را می توان در ادامه و تعالی تفکرات معماری مدرن بین المل دانست و لی هرگز مدرن نبوده است چرا معماری سپید در تعامل یا اجتماع است و نوعی پیوند را با جامعه بر قرار می کند که فضا های عمومی و خصوصی را در پیوند و مجزا از هم معرفی می کند . این معماری را به علت اینکه معماری به رنگ سپید را ارائه می کند و به نوعی به مخالفت با ونتوری پرداخته و با تعالی افکار لوکوربوزیه می پردازد و در فرم به پیچیدگی و گوناگونی پناه می برد را می توان از این لحاظ که ماهیت دوگانه ای را نیز داراست به پست مدرن نسبت داد.در واقع معماری سپید را می توان آوانگار پست مدرن نامید که به نوعی مدرن بین الملل را یک قدم به جلو برد اما آن را در پرده ابهام و چند گانگی رها نمود که این مشخصات را میتوان در سردمداراین کار ریچارد میر دید هر چند افراط در بعضی از تفکرات این گرایش به دست همچون آیزنمن پدیده معماری واسازی را متولد نمود.
اما معماری را که امروزه بیشتر تحت عنوان پست مدرن می دانیم که پیشگام و نظریه پرداز آن را ونتوری می دانند .ونتوری طی مقاله ای که در سال 1966 در نیویورک ارائه کرد.در آن به صراحت با چهار اصل به تعریف معماری مورد نیاز روز پرداخت که این چهار اصل را از ویژگیهای معماری پست مدرن بعدها نیز عنوان گردیدکه عبارتند:   
_      معماری غیر سر راست باید باشد
_    پیچیدگی و تضاد در معماری باید در مقابل ساد ساری با ژرف گرایی وارد معماری گردد .
_      سطوح متضاد که در واقع مسئله هم آن و هم این را در معماری وارد نمود.
       تطبیق و محدودیت نظم را که تحت عناصر متعارف و التزام کل غامض را معرفی می کند .
که طی این چهار اصول ونتوری به مبارزه با معماری مدرن پرداخته است .اما معماری پست مدرن درادامه معماری سپید نیز می تواند باشد که به نوعی در ادامه راه آن و حذف مسئله تفکرات پیشگامان مدرنیسم است و چالز جنکس نیز معماری پست مدرن را دارای این ویژگیها تعریف می کند
_      مردم پسند و همراه با عقاید عده کثیری از مردم
      جز گرا است که در جزئیات به سنتها پرداخته البته به اختیار
_     دارای طنز ومزاج است که همراه با نوعی نماد سازی است.
_    معماری است دارای تمثیل و استعاره که به نوعی برداشتی از تاریخ نیز هست .
     این معماری به تصویر سازی می پردازد که به نوعی فریب نمایی نیز هست که به ارائه عدم واقعیت می پردازد.
_        در این معماری به نوعی به تبعیین و تجلی پیوند می پردازد.
_        معماری پست مدرن به فرمهای معمول و انتزایی می پردازد .
_        دراین معماری سعی شده است که به نوعی خوشه چین باشد و از هر مکتبی چیزی را داشته باشد .
_        معماری همراه با تزئینات و تضاد است   

 

 

شاید که چون وابینی خیر تو در این باشد
غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل  
ساختار زدایی یا واسازی:
 
از اوایل سال 1980 مشخص بود که چیز جدیدی در شرف رخ دادن است .که معماران گو ناگون در جاهای بسیار مختلف ساختمانها و قطعاتی از سا ختمانها را با زوایای عجیبی در معرض نمایش قرار می دهند به شکلی که شدیدا با یکدیگر بر خورد و حتی در یکدیگر نفوذ کرده اند .که آنچه را که نشان می داد عدم تطابق با گذشته بود که به آن واسازی گفته می شد . اما واسازی چیست؟در جواب این سوال عده ای واسازی را استخراج عدم تناسب منطبق مفهومی و حسی یک متن با عناصر فوق می دانند.گلوس برگ واسازی را در واقع به معنی انکار دکترینها و رد استانداردها و نپذیرفتن نسخه های موجود می دانند که معمولا به عنوان نوعی سطحی ساختن تمام فعالیتهای خلاقه آدمی و یا حتی تمام زندگی آدمی نگریسته می شود  در واقع واسازی را نمی توان بازسازی دانست  بلکه دوباره سازی است همان گونه که وابینی ، باز بینی و دوباره بینی نیست . واسازی ساختاری ،که معماری نامیده می شود ، احتمالا با در نظر گرفتن آن به عنوان یک ساختار مصنوع ، تجدید نظر درباره سازنده و فن ساختمان آغاز می شود و شاید بدین ترتیب ساختار مورد نظر غیر قابل سکنی خواهد بود.اما باید به یاد داشت که این معماری که شاید از اصل بی نظمی استفاده می کند ، بر خلاف معماری های دیگر که معنای زیبا شناختی را در دستور کار خود قرار داده است و به بیان آن می پردازد ، باید اهمیت دادن و نمادین ساختن این فعالیتها به مبارزه بر خیزد ، و بدور از هر بی نظمی به بیان منظور خود بپردازد . اما بی نظمی مستلزم تغییر در حدود و ثغور معنی است ، اما هدف آن زدودن تمام مرزها و قواعد نیست و از آنجایی که معنی از طریق عطف به غایت مستلزم عدم حضور است ، پس یک معماری بی نظم باید همزمان غایب و حاضر باشد . پس باید به بی نظمی توجهی خاص مبذول داشت . اما معماری در هر صورت باید فکر ساخت سر پناه باشد ،ولی در عین حال ساختن سر پناه نباید به طور همزمان در یک مکان ساختمانی انجام شود. یا به زبانی دیگر تفکر معماری تنها زمانی واسازی است که کوشش در جهت عینیت بخشیدن به آنچه که موجب تثبیت قدرت و تسلسل معماری در فلسفه گردد که این تفمر را می توان در ادامه گفته هگل دانست که گفته است : فن معماری است که از فلسفه حمایت می کند؛ و از نظر ویت گنشاین درون فلسفه گسترش می یابد ؛ و به قول کلنت فاسفه از طریق آن بیان می یابد .
اما در جمع بندب سخن سه اصل را میتوان برای واسازی بیان کرد.
_    تداخل متن
     چند معنایی
     متزلزل بودن موقعیت دقیق معنا
که در واقع اصول بالا همان اصولی است که تاریخ هنر در بررسی های خود آن را در نظر نگرفته است و از کنار آنها بی اعتنا گذشته است.
اما چومی یکی از معمارانی که در این زمینه فعالیت داشته برای واسازی سه بعد مشترک را عنوان می کند که واسازی آن ها را دنبال می کند.
رد کردن ایده پیوند دادن اجزاء یا ستنز کردن آنها و جانشین کردن ایده از هم گسستن و تحلیلها وجدا گرانه به جای آن
رد کردن وجود تضاد بین عملکرد و فرم معماری و جانشین کردن ادغام و بر هم نهادن این دو کیفیت به جای آن
 تاکید بر پلانها یی که بر اساس روش خاص تدوین شده و نیز تاکید بر جدا سازي.

 

معماری فولدینگ:
یکی دیگر از روشهای معماری دوران معاصر که همچون واسازی به دنیاي حذفی تازه در معماری بود را می توان معماری فولد دانست .فولد یعنی تاشو، چین و لایه یعنی لایه های هزار تو یعنی هر لایه در کنار لایه دیگر ، همه چیز در کنار هم است در واقع فولدینگ به معنای قرار گیری لایه های روی هم به گونه ای است که این لایه ها از نظر ارزش با هم متفاوت نیستند و در واقع فولد به عنوان یک فن معماری می تواند  کیفیات متضادی را حاصل نماید ، فولد می تواند تفاوت ها را به گونه ای متفاوت از سایر روشها معماری حل کند مانند تکه چسبانی ( کولاژ ) که این کار توسط پیچیدن و احاطه کردن و ارتباط بر قرار کردن بین چیزهایی متفاوت به صورت انتقال نرم صورت می گیرد در اینجا انعطاف پذیری از دیگری نیست فولدینگ افقی گرایی را مطرح می کند و با عمود گرایی طبقه بندی مشکل دارد و همه چیز را افقی و هم سطح بدون وجود ارجهیتی می داند.
در باره اصول معماری فولدینگ میتوان به نکات زیر اشاره داشت و به علت نبود امکان بررسی بیشتر را به خوانندگان واگذار می کنیم(159) :
_       فرم تابع عملکرد یا عملکرد تابع فرم نیست .فرم برای تولید خود روندی را دنبال می کند که الزاما با معماری رابطه مستقیم ندارد و فرم حاصل تنشی است که همواره بین منطق و معرفت شهودی وجود دارد .
_       هر نوع دوگانگی تفاوت، ماده و فضا ، داخل و خارج ، بالا و پایئن ، نظم و بی نظمی از درجه اعتبار ساقط است ، معماری از تنش دائم بین این قطب ها حاصل می گردد.
_       معماری نمی تواند به عناصر سازنده آن تجزیه گردد نما، کف، سقف، دیوار، ستونها پنجره به معماری خرد گرا تعلق دارد .
_       اگر امروزه از آزادی فضا سخن به میان می رود ، به منظور آزادی بی قید و شرط نیست در غیر این صورت با هرج و مرج مواجه خواهیم بود در عین حال فضا تنها زائیده ذهن معمار نیست و دارای حیاتی است از آن خویش.خود معمار نیز کاملا آزاد نیست و در قید فضایی است که از وی ناشی شده است . سوژه و شئ از هم جدا نیستند ، و تنش بین این دو سرانجامی ندارد هر لحظه می توان آنرا منجمد کرد تا اثر حادث گردد بدین ترتیب اگر مولف آغازگر اثر است اثر نیز آغازگر مولف است .
_       روش طراحی واحدی وجود ندارد هر بنا روش خاص خود را ایجاب میکند بر خلاف گذشته که معماران در پیشنهاد روشها می کوشیدند که قابلیت بهره گیری در مقیاس جهانی را داشته ، امروزه هم معماران در هر بنا به روش ویژه ای متوصل می گردند ابداع روشهای طراحی بخشی از خود خلاقیت در معماری به شمار می رود.

اخبار ما

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم

مشاهده مطلب

سال نو مبارک

سال نو مبارک

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده

مشاهده مطلب

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید واقع در شهر تاریخی یزد مقارن با روز مهندس و با حضور مدیرعامل برگزار گردید.

مشاهده مطلب