جلوه های آب در فرهنگ ومعماری ایرانی

جلوه های آب در فرهنگ ومعماری ایرانی

جلوه های آب در فرهنگ ومعماری ایرانی

موثرترین ویژگی آب در معماری، نشانه های شکل گرا آن است؛ که ملموس ترین و قابل درک ترین آن نیز می باشد. ظهور آب در معماری به صور مختلف، تجسم کننده عقاید و آراء طراحان است. صورت خاص این مبحث به جلوه های عینی آب در معماری و باغ سازی می پردازد که شامل صورت های "مرکزیت، شکل دهنده، دعوت کننده، پیوند دهنده، جداکننده، گذرا، جاری، منظرین و نمایشی" در محیط است و بر این فرضیه تاکید دارد که آب در معماری به عنوان عنصری اصلی،مرکزی و در متن تلقی شده و در عنصری فرعی و در حاشیه نیست.
 
پرسش های اساسی:
معماری به عنوان تجسم کالبدی تصورات و عقاید آدمیان، در ارتباط مستقیم با آب است به نحوی که حضور آن، در زندگی روزمره را ملموس تر گرداند. جایگاه آب به دلیل نقش حیاتی آن در چرخه زندگی و کمبود در ایران مرکزی نیز ارزشمندتر گردیده است. سوالی که مطرح می باشد توجیه دلایل حضور آب در معماری است. آیا حضور آب در حاشیه معماری قرار دارد و یا عنصری در متن است؟ توجه به آب در معماری تنها به دلیل نقش آن در حیات موجودات است و یا نقشی ورای آن دارد؟ صور مختلف آب در معماری و باغسازی چگونه نمود پیدا می کند؟
فرضیه:
تاثیر عظیم آب در معماری ایران به نحوی است که حتی برخی بناهای اصلی شهر و حتی شهرها در کنار آن شکل گرفته اند. وجود یک سرچشمه و منبع آب دلیلی موجه برای ساختن تلقی می شده است. نمود آب در معماری به عنوان عنصری اصلی و مرکزی تلقی شده و معماری در اطراف آن قرار می گیرد، شکل و فرم به مکان ها می بخشد، رابط و پیوند دهنده فضاهای مختلف به یکدیگر می شود، به صورت جاری و گذرا از داخل محیط می گذرد و یا به صورت منظرین و نمایشی نمود پیدا می کند. این گزینه ها ممکن است به صورت منفرد و یا توامان در یک محیط تجلییابند، اما در هر حال نشانگر ویژگی های نمادین آب است.

نتیجه گیری:
به دلیل تقدس خاص آب در مشرق زمین و بخصوص نزد ایرانیان و مسلمانان، همواره عنصر اصلی در جاینمایی و شکل دهی به فضاها بوده است.  
شکل" به عنوان یکی از مفاهیم آب که نزدیکترین عینیت به معنی معماری را دارا است به صور مختلف در محیط تجلی مییابد و تبلور عینیتی از مفاهیم تاریخی آب  برای همگان بصورت نمادی آشنا می باشد، عینیتی که خود در تاریخ فضا سازی، مفهوم و ترکیبی ذهنی با بستر طرح به ارمغان آورده است. حضور آب، که در محیط به اشکال زیر نمود مییابد، تجسم و تبلور اعتقادات و نحوه نگرش خالقان فضا نسبت به آن و نشات گرفته از ارزش والای آن در تاریخ و حیات بشر است.    
مرکزیت
حضور آب دلیل به وجود آمدن مراکز جمعیتی بسیاری است که اغلب در کانون و هسته مرکزی واقع است. این مرکزیت علاوه بر معماری و شهرسازی به سایر مفاهیم همچون مفاهیم مذهبی، ادبی و هنری نیز راه یافته است

 

 

.
  آب شکل دهنده، شکل پذیر

حضور آب در فضاها در دو حالت ظرف و مظروف یافت می شود که هر یک متاثر از کاربری و شکل فضا می باشد و بیانگر معنییافتن آب با محیطش است.
دعوت کننده، پیوند دهنده، جداکننده
آب محیط را به یکدیگر دوخته و یا از هم جدا می سازد، در هر حال نقشی دعوت کندگی خود را دارد.
گذرا، جاری
حرکت و زندگی با جریان آب همراه بوده است و بهشت های زمینی، تصور از نهرهای روان است. "جنات التجری من تحتها الانهار"
منظرین و نمایشی

نمایش آب در اوج قلت با حالات گوناگون از رنگ ظرف تا شیوه های ارائه دارا می باشد و ایجاد منظری خاص برای انعکاس محیطی که توامان در آن وحدت و کثرت تبلور مییابد

 آب، زندگی و جاودانگی
حیات بخشی به معنی گذر دادن یک موجود میرا، از گذر زمان و دور داشتن مرگ و نیستی از آن است؛ در فرهنگ اساطیری ایران آب مایه جاودانگییا روئین تنی آدمی می باشد. در زیر نمونه هایی از پیوند آب و بی مرگی در اسطوره های ایرانی ذکر شده شده است :
 
هوم
هوم که اغلب با صفت های دور دارنده مرگ یا درمان بخش توصیف می شود، در ادبیات اوستایی، فارسی میانه و زرتشتی، به صورت های مختلف ایزد هوم، گیاه هوم و نوشابه هوم می آید. (راشد محصل، 1366 : 89)
گرشاسب
گرشاسب در دشت پیشانسه، توسط برف که شکلی از آب می باشد، پوشیده شده و تا زمانه اوشیدر، بی مرگ (بی هوش) خواهد بود. (راشد، 63:1366)
کیخسرو
سروش پایان زندگیش را به او خبر می دهد و او در میان بهت و حیرت و اندوه ایرانیان همه را بدرود می گوید و راه کوه را درپیش می گیرد. او پیش از آنکه به راه بی مرگی و جاودانگی برود و ناپدید شود، تن در آب می شوید و نیایش می کند. (میرشکرایی، 1380 : 44)
فردوسی این  چنین بیان می کند :
در آن آب روشن سر و تن بشست    همی خواند اندر نهان زند واُست(= زند و اوستا)
خضر
در دوره اسلامی اعتقادات و باورهای مربوط به خضر، بارزترین رابطه آب و جاودانگی است. خضر بنا بر متون کهن فارسی و باورهای مردم مناطق گوناگون سرزمین ایران آب زندگی خورده و حیات جاویدانیافته است.(میر شکرایی،1374) در تاریخ بلعمی نیز شرح داستان خضر و آب زندگانی آمده است.
 
امام زمان
در دوره اسلامی، برجسته ترین نمونه جاودانگی در غیبت، حضرت مهدی است. مردم در گرفتاری ها و مشکلات نامه به امام زمان می نویسند و آنرا در آب می اندازند. گویی که آب، پیک امام زمان است. در پاره ای نقاط چاه های مقدسی وجود دارند که چاه امام زمان نامیده می شوند که مشهورترین این چاه ها، چاه جمکران است. (میرشکرایی، 1380 : 48)

آب در فرهنگ پیش از آریایی  در فرهنگ پیش از آریایی ایران، صورت کاملی از رابطه آب  و اسطوره های خلقت در میان نیست؛ اما نشانه ها و آگاهی های گسیخته ای وجود دارد که بیانگر اهمیت و جایگاه اسطوره ای آب در فرهنگ ایران می باشد. از این میان آثار بازمانده از فرهنگ ایلامی که طی بیش از دو هزار سال از شاخص ترین جریان فکری این سرزمین بوده، از اهمیت بیشتری برخوردار است. از این شمار است:
- معماری معابد ایلامی در خوزستان و حضور و نقش چشمگیر آب در آنها و به ویژه در چغازنبیل و بخصوص در مورد آب آسمانی (باران)، که از طریق ناودانهای متعدد و شبکه پیچیده تنبوشه ها، در مسیرهایی به قربانگاه ها منتهی می شده، جریان مییافته، و به احتمال زیاد ارزش آئینی و جنبه تقدس داشته است. (گیریشمن،1373 :155-147)
نقش برجسته  ایلامی "کورانگون" واقع در کنار رودخانه فهلیان (بر سر راه شیراز به بهبهان) که مراسم آیینی در رابطه با تقدس آب را می نمایاند، نقش های نمادین آن، همچون مار، کلاه دو شاخ که بر سر دو شخصیت محوری نقش برجسته قرار دارد و نیز جریان آبی که بالای سر آنها نموده شده است، بیانگر جهان بینی معینی در رابطه با خلقت جهان می باشد.
نقش و نمادهای متعدد، بر مهر ها و نقش مهرها و دیگر اشیاءیافته شده در کاوش های مختلف مربوط به ایلام.


1360- ظروف فلزییافت شده در کاوش های شهداد  با نقش نه ماهی مربوط به حدود پنج هزار سال پیش (کابلی،..


نگرش ایرانیان باستان به طبیعت:  
 ایرانیان از زمان شکل گیری مادی تا پایان دوره حکومت ساسانی اگر چه با رویدادهای مهم و نیز تقابل تفکرات و اندیشه های تمدنهای دیگر مواجه گشتند و حتی در برخی از موارد از آنان تاثیر پذیرفتند، اما همواره در شیوه زندگی خود چنان عمل می نمودند که باورهای دینی و اساطیریشان دست خوش دگرگونی و تحول نگردد و تقریبا در تمام این مدت طولانی نگاه آنان به طبیعت به گونه اییکسان بوده است، حتی اگر با تمدنی غنی تر از خود مواجه می شدند به گونه ای تغییر و تحول در آن ایجاد می نمودند و آنرا مغلوب فرهنگ اساطیری خود کرده و رنگ و بویی ایرانی به آن می دادند. تا به جایی که آنان منشا به وجود آمدن و حتییکی از عناصر طبیعی را خدا و سایر عناصر طبیعی را مرتبط و همسو با عالم ربوبیت می‌دانستند و یا این که رب النوع الهه های خود را به اجزای مختلف طبیعت نسبت می دادند و در شرایط سخت از آنان استمداد می جستند. از این رو ایرانیان باستان از همان ابتدا به طبیعت به عنوان عامل پیدایش خویش می نگرند و تداوم زندگی خود را بر این کره خاکی در حفظ و نگهداری از طبیعت می‌دانند که پس از مرگ نیز به آن باز میگردند. با داشتن چنین اعتقادی است که عناصر طبیعی را می ستاید و برای خشنودی آنها قربانی می‌کند و آلوده ساختن آن را عملی ناشایست می‌شمارد و برای پاک نگاه داشتن آن با اهریمن به نبرد بر می‌خیزد و به جهت حفظ و نگهداری آن تدابیر ویژه ای می اندیشد. ارتباط ایرانیان با طبیعت به مانند رابطه پدر و فرزندی است که از یک سو، خود را به وجود آمده از طبیعت می داند و از سوی دیگر خود را در طول زندگیش در کنار طبیعت احساس می کند. برای او این عناصر طبیعی آنقدر دارای مفاهیم عمیق و هویتی عارفانه است که دیگر نیازی به تنوع بخشی به آنها جهت درک بهتر و لذت بردن از فضای طبیعی نمی باشد.


آب و نماد: تشخیص
 آب نماد همه چیزهای است که بالقوه وجود دارند، آب در آفرینش، اساطیر، آئینها، شمایل نگاریها، جدا از ساختارهای فرهنگی، همواره یک نقش دارد، مقدم بر هر شکل و صورتی است و محمل و تکیه گاه هر آفرینش.
بهیک تعبیر، "آب نماد زندگی و جای دیگر نماد مرگ است و چون پلی بین دنیای زمینی عالم بالا عمل می کند." (علم الهدی، 1378: 301) و این تعابیر بی شمارند برای آبی که خود نمادگرا است.
از آنجایی که آب زهدان عالم است که در آن همه امکانات بالقوه وجود دارند لذا در اساطیر و افسانه ها آن را ریشه جنسی انسان و یا نژادهای خاص دانسته اند. در صحنه های مذهبی نقوش سفالها و مهرهای ماقبل تاریخ رب النوع و موکل آب مقام خاصی دارد و در حالات مختلف ترسیم شده است. در یکی از مهرهای مکشوف از شوش رودخانه ای ترسیم شده که کناره هایش سنگ چین است و مردانی در آن مشغول شکارند. گاهی تصویر عصایی بلند و دسته دار نماد ایزد آب است، زیرا این ایزد کوه نشین همیشه با این عصا تصور می گردیده است. (قرشی، 1380: 83)
در مهر مکشوف از سیلک به هزاره دوم پیش از میلاد، ایزد، مردی که موکل آب است بر تخت نشسته و با نی بلندی از درون تنگ مدوری که گردن کشیده دارد، آبی می آشامد. ( بیانی، 1363: 89) چهار تصویر از چهار ایزد بانوی ایلامی از هفت تپه بدست آمده اند که نقش اناهیت اوستائیو ای نانا سومری را بعنوان ایزد بانوی آب بیاد می آورند.
قدیمیترین نشان از ایزد مورد پرستش آسیای غربی را که ایران را هم در بر می گیرد، ایزد بانو است، که گاه خیلی چاق نشان میدهند. این همان ایزد بانوی باران آور و برکت بخشنده تمام این مناطق آسیای غربی و مدیترانه شرقی است که بالکان آسیای صغیر، تمام غرب آسیا به ایران تا افغانستان و دره سند را فراگرفته است. این ایزد باران است و نشان دهنده مقدار ارزش باران در زندگی مردم آسیای غربی می باشد. (بهار،1376 )
از جمله ایزدان مهم و مشترک هند و ایرانی مربوط به آب، اپم نپات به معنی "از ناف آب، زاده آب" است. ایزدی که جاندار تصور می شده، از آب زاده گردیده و به نوبه خود حافظ و نگهبان آب شده است. (قرشی، 1380: 207)
در مهری از چغازنبیل، رب النوع آب نیمی آدم است و نیمی ماهی. در یک مهر عیلامی خدای آب بر پشت یک بز کوهی نشسته و پایش را بر بزغاله نهاده است که بدن ماهی دارد. در مهری دیگر در چغازنبیل الهه آب میان تنگهای نشسته که آب از آنها فوران می کند و قرص خورشید نیز ناظر بر این صحنه است. (بیانی، 1363: 89)
بسیاری از ادیان آب را سرچشمه زندگی و حیات دانسته اند و این باور تصویری مادینه از ایزد فرشته آب ساخته است که در ایران آناهیتا اینگونه است. انسان در طول تاریخ همواره ذهنیتی دینی داشت و در این نظام ذهنی پدیده پرستش مادر- خدایانیکی از قدیمی ترین سنت های رایجبوده است.
در ایران باستان "آناهیتا الهه آب" نیز زن بوده است. (افقی، 1374: 77) ناهید همواره به صورت یک دختر جوان و برومند و خوش اندام نمایان می شود و در زمان هخامنشیان از قرب و منزلتی بسیار برخوردار بود و به همراه مهر و اهورامزدا مثلثی را تشکیل می داد که اساس دین هخامنشیان را تشکیل می داد. (هینلز،1373: 38 ، 39) او نیرومند و درخشان بلندبالا و زیبا، پاک و آزاد است و مرغابی از نشانه های او و گل نیلوفر منسوب به اوست و به همین مناسبت در سراسر ایران برای او پرستشگاه های بسیاری ساخته اند و در باب توصیف آناهیتا گفته شده "اوست که در جهان مادی برازنده ستایش و سزاوار نیایش است. اوست که زنان و مردان را پاک می سازد، اوست برومندی که در همه جا بلندآوازه است. اوست زرومندی که از کوه به دریا می ریزد. او دارنده دریاچه و هزار رود هر یک به درازای چهل روز راه مردی چابک سوار است. او دوشیزه ای زیبا، برومند، کمر برمیان بسته، راست بالا، بزرگوار، موزه هایی درخشان تا مچ پا پوشیده و به استواری با بندهای زیرین بسته، دارای بازوانی زیبا و سپید که به زیورهای باشکوه دیدنی آراسته شده است" (هینلز، 1368: 33)
در نام گذاری ها هم، تشخص های خاصی به کار می رفته است. در بیشینه تاریخی، رود در ایران باستان و در پهلوی چون در سنت آریایی مونث بود در نام خاص زنان ایرانی نیز به کار رفته است، مانند رودابه، روتک/رودک و .... دو تا از چشمه های آب معدنی سرعین در اردبیل موسوم اند به بش باجلیر (پنج خواهران) و فرح قزلر (چهل دختران). اعداد 5 و 7 و هزار تاکیدی است بر اهمیت و تقدس آب که در اسامی جغرافیایی متعارفی از دوران ساسانی به بعد به کار رفته اند. (قرشی، 1380: 227)
بزرگترین قنات شهر تفرش، قنات ششناو است که حفر آن به امام حسن عسکری (ع) نسبت داده شده است. قنات دیگر شهر کناره بر نام دارد. آورده اند در گذشته که آب آن کاهش یافت، بیوه زنی را برای او صیغه کردند تا قنات آبش افزایشیابد. در این مورد اعتقاد قدیم به زنده بودن و انسان نما بودن آب نهفته است، با این تفاوت که در این باور آب مذکر است و نه مونث. (قرشی، 1380: 230) باور نر و ماده بودن آب بیشتر در مناطق کم آب ایران متداول است و چند نوع دارد. (صداقت کیش، 1379:43

 


احترام به آب

احترام ایرانیان به آب توسط اردوسیو آناهیتا فرشته آب و احترام به درختان و پرستیدن آنها در ایران قدیم وجود داشت (چنین چون بود مردم گز پرست - شاهنامه)بعدها در اروپا بصورت احترام به چاه (بویژه در انگلستان ) و گذاردن درختان کریسمس در کلیساها شد.

مروری بر تاریخچه آب گرمابه و پاکیزگی در ایران

هرودت مورخ یونانی چنین می نویسد « … ایرانیان … در آب تف نمی اندازند در آن دست نمی شویند و متحمل هم نمی شوند که دیگری آن را به کثافت آلوده کند و احترامات بسیاری برای آن منظور می دارند …».

استرابون جغرافی دان می نویسد :« ایرانیان در آب جاری استحمام نمی کنند . در آن لاشه و مردار و آنچه ناپاک است نمی اندازند … به خصوص احتیاط می کنند که آب را به خون نیالایند  …»

آگاتریاس مورخ یونانی قرن ششم بعد از مسیح نیز نوشته های هرودت و استرابون را مبتنی بر اینکه ایرانیان آب جاری را به هیچ وجه به کثافات نمی آلایند و دست و روی در آن نمی شویند و به آن دست نمی زنند مگر برای آشامیدن و یا آب دادن به گیاه تایید می نماید .

آئین شستشوی مهر پرستان:

سابقه مراسم شستشو در ایران زمین به پیش از زمان زرتشت می رسد و به نظر می آید که مهر پرستان برای انجام مراسم مذهبی می بایستی به مدت سه روزو سه شب در فواصل معین غسل کنند تا قادر  گردند در برنامه های دینی شرکت جویند . اهمیت آب در مذهب مزبور به حدی بود که می بایستی مهرابه ها یعنی عبادتگاهشان در محلی قرار گیرد که آبی روان از کنارش بگذرد یا اینکه در کنار چشمه ساری قرار داشته باشد . با این ترتیبیکی از اعتقادات آئین مهر شستشو و حمام رفتن به عنوان یک فرضیه مذهبی بوده است .

شستشوی در آئین مزدیسنا:

در آئین مزدیسنا نیز پاکی جسم و روان از اهمیت ویژه ای بر خوردار بوده است . بر اساس این تفکر و اندیشه وابستگی پاکی جسم و روان به یکدیگر از نعمات بزرگ شمرده می شده است .

به همین جهت برای دور نمودن آلودگی و گناه همواره شستشو می کردند و معابدی برای فرشته و پاسدار آب آناهیتا ترتیب داده بودند که اگر چه از تشریفات در آن مکان اطلاع کاملی نداریم ولی به احتمال قوی در ارتباط آب مراسم تطهیر انجام می گرفته است


 .

ناهیدیا آناهیتا

ناهید که مقام ایزدی در آئین زرتشت دارد و نگهبان آب می باشد در نزد ایرانیان خاصه دوران ساسان مقامی بس ارجمند داشته و مورد ستایش بوده است . ناهید و آناهیتا به معنی پاکی و بی عیبی است و منظور از اردوی « سور آناهیتا » بنا به متن آبان یشت هم نگهبان آب و هم رودی مینوی و تصوری است که مظهر تمام آبهای روی زمین است .

ناهیدیا آناهیتا اثری از خود در کتیبه های باقی مانده از دوران شاهان هخامنشی به جا نگذاشته است ولی پاره ای از مورخان وقایعی که از جهتی به ناهید مربوط می شود ذکر نموده اند . بنا به گفته مورخ کلدانی بروسوس که در قرن سوم قبل از میلاد مسیح می زیسته اردشیر دوم ستایش ناهید را در قلمرو حکومت خود معمول داشت .

معبد آناهیتا در بیشاپور:
یکی از ساختمانهای مهم و شاخص دوره ساسانی بیشاپور موسوم به معبد آناهیتا دارای حجم مکعب شکلی است که نیمی از آن درون زمین قرار دارد وچرخش آب از مسیر های زیر زمینی به داخل مشهود است . آب پس از وارد شدن به حوضچه مربع شکل آن از مسیر دیگری خارج می شود اگر چه مراسم خاص مربوط به آن مشخص نیست ولی واضح است که آب در این بنا در درجه اول اهمیت قرار دارد .

این بنا مهمترین مدرک تاریخی در استفاده از آب درون یک ساختمان در شهر بیشاپور با وجود اینکه رودخانه شاپور در کنار شهر است .
 شناخت ومقایسه اساطیر آب در تمدنهای بین النهرین و شرق وشناسایی عوامل تاثیر گذار بر آنها

 
چکیده:
اسطوره ها بازتاب سرشت آدمی می باشندوهمه نیازهاوآرزوهارا در خود دارند ونیازهای خواستگاهی انسان را بر آورده میکنند ولی این اساطیر در تمدنهای مختلف با هم فرق میکنند وحتی اساطیریکسان بدلیل محیط ونحوه معیشت تفاوتهای بسیاری با هم دارند.
برای بررسی بهتر اساطیر (اساطیر آب) دربین النهرین وشرق آسیا را با هم مقایسه میکنیم مقایسه در سه بخش (تقدس،حاصلخیزی و طغیانگری)میباشد
در مورد تقدس اساطیر آب همه اساطیر در ادیان مختلف  به نوعی از تطهیر،پاک بودن وشستن گناهان آدمی نشات گرفته اند .ولی نحوه برخورد این اساطیر با هم متفاوت است .در مورد عامل حاصلخیزی اساطیر آب عامل خشکسالی باعث پدید آمدن این اساطیر می باشند ودر تمدنهایی که خشکسالی نداریم به این اساطیر کمتر توجه میشود .در مورد عامل طغیانگر اساطیر آب عوامل محیطی و وجود سیلابها وخرابیهای ناشی از طغیان رودها تاثیر می گذارد
این مقاله به بررسی این اساطیر پرداخته ونحوه برخورد مردم با این اساطیر را مورد بررسی قرار میدهد.
 
کلید واژه

1.اسطوره   2.اسطوره آب   3.تمدن شرق وبین النهرین 4.طغیانگر  5.مقدس  6.حاصلخیز  7.نماد  8.رود
 

 


مقدمه:
اسطوره از دیدگاه های مختلف مفهوم خاص خویش را مییابد و به این دلیل است که تعریف اسطوره در کاربردهای گوناگون متفاوت است . فریزرFrizer)) و تایلرTayleir)) اسطوره را حاصل تلاش انسان ابتدایی برای شناخت جهان می بیند اما از دید بردن این گونه از شناخت با «ذهن پیش منطقی» انسان آغازین پیوند دارد . از دید مولر(Moler) اسطوره گونه یی تبدیل مفاهیم استعاری به شبه واقعی است . استروس(Asterous) در نظریه ساختارگرای خود اسطوره را لایه ژرف و اندیشه انسانی می داند و از دید او معنی هر اسطوره بر اساس شکل آن تغییر مییابد و بدینسان معنی اسطوره چند لایه و در هر زمان معنی خاص خود را مییابد و نزد هر فرد و در هر جامعه برداشت های متفاوتی از آن وجود دارد. در روان شناسی اسطوره ها بازتاب سرشت آدمی است و همه نیازها و آرزوها و بیم های انسان را در خود دارند. اسطوره های آفرینش نیاز خواستگاهی انسان را بر آورده می سازند. اسطوره های بارداری پاسخگوی نیاز به بقا وتدام و ثبات اقتصادی است . اسطوره های قهرمانی در جهت الگو آفرینی است و ... (میرچاالیاده، تهران 1372 ، ص 25 ، 26 و 27 )
 ازسویی دیگر این اساطیر در تمدنهای مختلف دارای کاربردهای گوناگون میباشند برای بیای بهتر موضوع
اسطوره آب را در تمدنهای بین النهرین وشرق آسیا بررسی می کنیم تا به شباهتها وتفاوتهای اساطیر در تمدنهای مختلف را بهتر درک کنیم.
 


چگونگی شکل گیری اسطوره ها دردوره های مختلف تاریخ:   
اسطوره ها با نظام شناختی انسان پیوند مییابد و با شکل زندگی انسان در دوره های مختلف زندگی و محیط جغرافیایی او ارتباط دارد. چنین است که مثلاً در اسطوره ها آفرینش کهن ترین دوره های زندگی «انسان اندیشمند»یعنی انسان دوره پالئونیک آسمان از سنگ است و اسطوره های سنگی را به چنین دوره ای میدانند و روایت ها یا نوشته آنها در فرهنگ مردم بدان دوره باز می گردند و در پیوند با شکل معیشت انسان یعنی گرد آوری خوراک و شکار جهان و موجودات آن از تخمی می باشد که بر اقیانوس آغازین شناور است و انفجار این تخم هستی راپدید می آورد0(رکس وارنر،   مرداد و شهریور 1380 ، ص 44 و 45)
در اساطیر هند در روایت ودایی تخم زرین جهان پس از هزار سال شناور بودن بر اقیانوس آغازین منفجر می شود و از درون آن پورشر(Poursher) ، روح جهان هستی، بوجود می آید . پورشر احساس تنهایی می کند و خود را به  دو نیم می کند و با نیم خود جفت می شود و بعد به هیأت موجودات هستی در می آید . در روایتی دیگر از هند که زمان شکل گیری آن به دوره های بعد بازی می گردد . نارامانا بر اقیانوس آغازین شناور است و جهان به خواست او شکل مییابد ، از دهانش کلام ، از زبان او آب حیات و …هستی مییابد که شکل اسطوره روایتی ترکیبی از عنصر سنگ تا عصر آهن را در خود دارد. در همین محدوده اسطوره آفرینش جهان توسط برهما اسطوره ی ترکیبی و آخرین پرداخت آن از عنصر آهن است . در این روایت سرور جهان هزار سال بر اقیانوس آغازین درون تخمی نهفته است و از ناف او نیلوفری رخشان به شکل هزار خوشه سر می زند و همه جهان را در بر میگیرد . برهما از درون این نیلوفر فرپدیدار می شود و نخست نادانی را می آفریند که به هیأت زنی است و از او موجودات شب زاده می شوند که زمان شکل گیری چنین روایتی بی تردید از روزگار رواج و شکل گیری جامعه پدر تباری است، موجودات شب که گرسنه اند . برهما را پاره می کنند و برهما از آنان می خواهد که پدر خود را نخورند و گروهی که از پدر فرمان نمی برند راکتس نام می گیرند و چنین عنصری ، در این اسطوره یاد‌آور عقده پدر کشی است . (میرچاالیاده ،سال 1373 ، ص 35 و 36)
درنمودی دیگر از آثار سده سوم پیش از میلاد در چین کائوس یا بی شکلی آغازین پیش از پیدایی آسمان و زمین چونان تخمی است که پان گو از او زاده می شود و پان گو پس از هجده سال می میرد و عناصر طبیعت از تن او شکل می گیرد ، انسان ها از کپک روی تن پان گو هستی مییابند . با تحول معیشت و ابزار کار و تکامل دست و مغز در دوره نو سنگی آفرینش انسان از گلی است که موجودی اسطوره ای آن را پیمانه می زند.
در اسطوره های آغازین عصر نوسنگی به سبب رواج کشاورزی و دگرگونی معیشت انسان آفرینش انسان از نباتاتی است که تا حدی شکلی انسانی دارند. اسطوره های گیاه خدایان همه از آثار دوره نوسنگی است و چنین است که ساختار اساطیر هر دوره با نظام معرفتی و شناختی انسان پیونددارند(میرچاالیاده ، سال 1373 ص 45 و 46).
محیط و نحوه معیشت تأثیر بسزایی بر اساطیر هر تمدن دارد به گونه ای که تنوع بسیاری بین اساطیریکسان در تمدنهای متفاوت مشاهده می شود. برای بررسی دقیق تر نحوه این تأثیرات ،اسطوره آب که به نوعی در تمامی تمدنها وجود دارند مورد بررسی قرار گرفته و عناصر تأثیر گذار بر آن بررسی می گردد. وبه منظور دستیابی به نتیجه مطلوب دامنه تحقیق را محدود کرده و اسطوره های شرق (چین ) و بین النهرین (ایران،هند و مصر ) مورد مطالعه قرار گرفته است . برای مقایسه بهتر اسطوره های  آب تمدنهای شرق و بین النهرین و عوامل تأثیر قرار بر آنها این عوامل را می -توان به 3 دسته کلی تقیسم کرد و تمدنها را بر اساس این سه ویژگی با هم مقایسه کرد:

.       اسطوره آب به عنوان عامل مقدس باشد .1
اسطوره آب به عنوان عامل طغیان باشد .2
اسطوره آب به عنوان عامل حاصلخیزی باشد .3

شناخت کلی از تمدنهاواسطوره های شرق (چین )و بین النهرین(ایران ،مصر،هند)

 

 


تمدنهای شرق
چین.
پرداختن به کشور عظیمی که تاریخ مدون سه هزار ساله و فرهنگی ژرف دارد کاری دشوار است. چین دارای شرایط اقلیمی متفاوت است . منطقه شمالی چین دشت ها و سرزمین های مرتفع و مناطق کوهستانی را در بر می گیرد. هوای این منطقه قاره ای و متنوع است . جنوب رود زرد در منطقه سوم قرار دارد و محدودة شمال رود یانگ تسه(Yang tise kiang) تا عرض جغرافیایی 33 درجه و ناحیه جنوبی آن در مرز غربی  کوهستان زینینگ را در بر می گیرد . زمین های این منطقه غالباً  ناهموار و تپه ای است و در امتداد دره یانگ تسه به جانب جنوب رودها و دریچه های متعددی قرار دارد. بر این دو مجموعه دو منطقه حوضه سیچوان و دشت ساحلی را باید افزود که در این منطقه بارندگی بسیار فراوان است .
مردم چین باستان می اندشیدند زمین محاط در آب و در هر سوی آن دریایی بزرگ قرار دارد. در برخی از اسطوره -ها و از آن شمار اسطوره (پان – گو)(Pan-gou) زمین بر اقیانوس آغازین شناور است بخش شرقی چین ساحلی است و به دریا می انجامد اما به احتمال قوی در آن روزگار از وجود چنین دریایی آگاهی نداشتند و برای تبیین این نظر باید به نکته دیگری توجه داشت . زمین در این اسطوره ها هرمی شکل است و باران از کناره هرم به پایین سرازیر می شود و به بدین دلیل بود که زمین را محاط در آب می دانستند. (حسین ابراهیمیان ،مهر و آبان 1381 ، ص 31 و 32)
 
تمدنهای بین النهرین
1-2 مصر
مراد از مصر باستان محدودة حاصل خیز دره نیل و جایی است که حاصل خیزی آن از برکت طغیان های سالانه نیل فراهم می گردد. شرایط اقلیمی این محدوده از مصر باستان بگونه ای بود که همیشه محدوده های کناره نیل مردمان صحاری را به سوی خود می کشاند و کوچندگان بدین مناطق پس از مدتی در این سرزمین های حاصلخیز اسکان مییافتند و با بهره ور شدن از این شرایط به کشاورزی و تمدن شهرورندی  روی می آوردند. شرایط کشاورزی این مناطق چندان مطلوب بود که طی پنج ، شش هزار سال، اقتصادی شکوفا و شهرهای بسیاری را به وجود آورد. در این محدوده از مصر نیروهای طبیعت مورد توجه بود و خدایان مصریان باستان کناره های نیل به گونه ای با طبیعت پیوند داشتند. شرایط مطلوب کناره های نیل آیین ها و آداب خاصی را پدید آورده بود که بیشتر ازبیم از دست دادن این شرایط مناسب فراهم می شد.
در همه  شناخت های مصر نخست تپه آغازین از دل اقیانوس سر بر می آورد که کاهنان چهار مرکز بزرگ کیش هر یک مدعی بودند که معبد آنان بر این تپه آغازین بنا شده بود. نخستین هرم بی شک هرمی نمادین و نماد نخستین تپه ای بود که از دل اقیانوس نون سر بر آورد؛ و نیز به پلکان کناره های نیل مانند بود پلکانی که برای اندازه گیری طغیان سالانه نیل به کاری رفت و از آن جا که هر سال زمین های بسیاری در طغیان نیل غرق می شد و دیگر بار پس از نشستن طغیان پدیدار می شد این تصور پیش آمد که زمین بر آمده از اقیانوس آغازین نیز روزی به زیر طغیان اقیانوس نون فرو خواهد رفت . به همین دلیل چهار غوک نر و ماده و خدایان مار سر پاسدار نون بودند. (ورونیکا ایونس ، چاپ اول  1375 ، ص 9 و 10 )

 

 
2-2 هند
تمدن هند یکی از کهن ترین تمدنهای تاریخ جهان است و گستره اساطیر آن سراسر دوره تاریخی و پیش از آن را در بر می گیرد. اساطیر هند از اسطور ه های غالب سرزمین های دیگر -  به ویژه غرب - متمایز و هنوز بخشی از فرهنگ زنده ای است که  عده کثیری از توده مردم فرهیخته این سرزمین بدان توجه دارند.
در هند آیین ها آشکار و نهان، از اساطیر چون ماخذی نمادین برای تشریح اندیشه های فلسفی بهره جسته اند . تغییرات اجتماعی و فلسفی موجب تحول این اساطیر شده است . علاوه بر آن تلاش کاهنان یا برهماییانی که در جستجوی قدرت و تأثیر نهادن بر توده ها، از اساطیر و باورهای ابتدایی و خدایان کهن همین مردمان یاری جسته اند . (ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373 ، ص 10 و 11)
 
2-3 ایران
 ایران سرزمین تضادها ی بزرگ است سرزمین بیابانها وجنگلها ،سرزمین کوههای پربرف ودرههای سرسبز جغرافیا به ناچار بر فرهنگ تاثیر گذاشته وجای شگفتی نیست که در ایران شماری از فرهنگ های گوناگون وجود دارد که هر کدام به نوبه خود اسطوره های گوناگون را آفریده اند
کهن ترین دوره زندگی آریا زمانی است که آریاییان را در پهنه جهان دارای اعتقادات معنوی و روحانی می بینیم . که می توان آنرا طبیعی محض نامید ، و آن بر حسب نوع زندگی (یعنی چادر نشینی ) بود، آنها قوای طبیعت را مانند آفتاب ، آسمان ، آتش و زمین که به منزله مادریمهربان به حساب می آمده می پرستیدند. در برابر این نیروهای مفید ، نیروهای زیان بخش طبیعت وجود داشته که مظاهر آنها را می توان به صورت تاریکی و خشکی و کم بارانی مشاهده کرد. (جان هینلز ،سال 1373 ، ص 11 و12 )
 
شناخت اسطوره آب به معنی (مقدس بودن)در تمدنهای شرق و بین النهرین و مقایسه آنها:
اساطیر بین النهرین ( ایران ، مصر ، هند )
1-1ایران
آناهیتا((Anahita (ناهید ) در ایران به عنوان اسطوره مقدس شناخته می شود اردوی سور آناهیتا ایزدبانوی همه آبهای روی زمین و سرچشمه اقیانوس کیهانی است او بر گردونه سوار است که چهار اسب او را می کشند (باد ، باران ، ابر و تگرگ) و سرچشمه زندگی و پاک کننده تخمه هرنر و زهدان هر ماده است (نشانه پاک و مقدس بودن ) و بدلیل ارتباطی که با زندگی دارد جنگجویان در نبرد، زنده ماندن را از او طلب می کنند .
ناهید همواره به صورت یک دختر جوان و برومند و خوش اندام نمایان می شود و در زمان هخامنشیان از قرب و منزلتی بسیار برخوردار بود و به همراه مهر و اهورامزدا مثلثی را تشکیل می داد که اساس دین هخامنشیان را تشکیل می داد . ( جان هینلز، سال 1373،ص 38 ، 39)
2-1 هند
الف:گنگا:گنگا (gengoa)نخستین دختر هیاون و منار رود مقدسی است که سه بار شهررا برهمارا تا قله دور می زند گنگا برخلاف میل خود به زمین فرو می افتد و از درون موهای شیوا به هفت شاخه تقسیم می شود و رود گنگ یکی از این هفت شاخه است . به اعتقاد هندوان گنگا مقدس ترین رود می باشد و آنجاست که همه زائران به زیارت می پردازند و در رود غسل کرده و از گناهان خود پاک بیرون می آیند و همینکه گنبدها و مناره های معابد شهر بنارس را می بینند از شدت شوق و وجد به سجده می افتند و خاک بنارس را بر فرق خود می افشانند . در ساحل شمالی رود غسلهای بزرگی به نام گات ساخته می شود که در آن زوار غسل می نمایند تا بعد از برگشت به وطن از گناهان گذشته و آینده خود طاهر شوند . ( ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373، ص 25 )
     ب: سرسوتی (seir soutia):خدای بانوی آبهای هند رودی است که از هیمالیا و سرزمین کهن آریا به جانب غرب سرازیر می شود 0می گویند در روزگار کهن این رود به دلیل پاک کنندگی و باروری  و قدرت حاصلخیزی و زلالی و جاری بودن به دریا مورد تکریم قرار داشت . ( ورونیکا ایونس،چاپ اول 1373،  ص 158

 


3-1 مصر‌
رود نیل(Niel) اسطوره مقدس می باشد این رود تاثیر همه جانبه بر زندگی مصریان داشت رودخانه مصر را به مثابه خدایی می پرستیدند و چنان مقامی در اساطیر و آینهای مصری داشت که هم تراز آن را در مورد رودهای (لسومر)و(اکو) نمی بینیم دین مصریان بی نهایت سیال است و اسطوره ها و اوصاف خدایان به شیوه ای گیج کننده درهم ادغام شده اند .(ورونیکا ایونس،چاپ اول 1375،  ص 161)
 
 2) اساطیر شرق
   چین:
اژدها:اژدها در اساطیر چین مقدس است و عامل و ریزش باران و نماد خاقانی است اژدها باران آفرین و دربر دارنده  عنصرنرینگی و مثبت جهان یعنییانگ است اژدها رمز ضربآهنگ حیات می باشد . زیرا اژدها ، نمودار روح یا فرشته آبهاست که چین و شکنج های موزون و هماهنگش به زندگانی ، توشه و مایه می رساند و تمدن آفرینی را ممکن می گرداند اژدها آبها را گرد می آورد و موکل باران و بارندگی است به هنگام خشکسالی تصویر اژدها را ترسیم می کنند و بارش آغاز می شود در چین ، اژدها ، نشانه آسمان وآب است وهمواره به امپراطور مربوط می شود که نمودگار وزن و ضرباهنگ کیهان است و بخشنده باروری به زمین
در اساطیر چینی که واجد ساختار فلات قاره اند اژدها مظهر آبها ، همواره از فضایل و مواهب آسمانی بیشتری برخوردار است 0باروری مرهون آب ، در منطقه ای فوقانی در ابرها متمرکز است  که به آبهای روی زمین منتقل میکنندکه به موجب آنها اقیانوس مبنای هر واقعیت و بخشنده همه نیروها و قدرتهامیشوند واین تقدس را بهتر حفظ میکنند( حسین ابراهیمیان ،مهر و آبان 1381 ،  ص 37 و 38 )
 
مقایسه اساطیر آب (عامل تقدس ) در تمدنهای شرق و بین النهرین
معانی و مفاهیمی که در مورد تقدس اساطیر آب در شرق و بین النهرین می باشد نشان می دهد که در هر دوی این ادیان اساطیر آب (به معنی اساطیر مقدس ) دارای خواص تطهیر و پاک بودن می باشند یعنی تجدید حیات (شستن گناهان ) و نشانه باروری است به طور مثال در هر کسی در آب فرو رود می میرد و مانند یک کودک بیگناه به دنیا دوباره برمی گردد.
ولی شکل این پاک بودن در این دو ادیان متفاوت است مثلا در مورد اساطیر شرق با غسل (فرو رفتن در آب) و یا پاک کردن تخمه مردان و زهدان زنان در هنگام تولد این تطهیر پاکی صورت می گیردیعنی ذاتا آب عامل تطهیر و پاکی است و اکتسابی نیست ولی در چین این مواهب و پاکیها را به آسمان نسبت می دهند که از طریق ابرهایی که در بالای منطقه رودها و دریاها متمرکز شده اند به دریاها و رودها منتقل می شود
  تفاوت دیگر این دو ادیان این می باشد که اسطوره آب مقدس در بین النهرین نهادی از زن می باشد مانند (آناهیتا در ایران ، گنگا در هند و یا نیل در مصر ) ولی در شرق (چین) این اسطوره نمادی از یک موجود افسانه -ای (اژدها ) که ویژگی نرینگیش مورد توجه می باشد .

شناخت اسطوره آب به معنی (حاصلخیزی)در تمدنهای شرق و بین النهرین و مقایسه آنها
اساطیر بین النهرین ( ایران ، مصر ، هند )
 1-1ایران
      تشتیر(Tesh Tir):در ایران اسطوره ای به نام تشیر اسطوره حاصلخیزی آب می باشد تشیر «ستاره تابان و شکوهمند»‌نخستین ستاره و اصل همه آب ها و سرچشمه باران و باروی است . که با نبرد کیهانی با اپوشه دیو خشک سالی که تباه کننده زندگی است درگیری وارد پس از بارش قطرات باران توسط باد به این سو و آن سو می رود و دریایی را که آنسوی قله البرز است تشکیل می دهد این دریا چنان عظیم است که هزاران دریاچه را که عبارتند از چشمه های ایزدبانو در میان می گیرد این دریا خود دربردارنده همه زندگی هاست و بسیار را زناک است0( جان هینلز،سال 1373،ص 36و37)
 2-1 هند
سرسوتی(Seir sotia) : رود سرسوتی خدا بانوی آب و رودی است با همین نام که از هیمالیا و سرزمین کهن آریاییان به جانب غرب سرازیر است می گویند در روزگار کهن این رود و خدا بانوی آن به دلیل پاک کنندگی باروری و قدرت حاصلخیزی و زلالی و جاری بودن به دریا مورد تکریمقرار داشت . سرسوتی خدای بانوی هنرهای خلاق و شعر و موسیقی در اسطوره ها می باشد . ( ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373، ص 158 )
 3-1مصر
       الف) خنوم (Kenoem): خنوم به معنی آفرینده و او را خدای آب خنک و یکی از خدایان کهن نخسیتن آبشار نیل در مصر علیا می دانستند می گفتند که نیل در جزیره الفتنین (آسوان ) از جهان زیرینیا دومین اقیانوس نون از طریق دو مغازه به زمین راه مییابد و بدین سان خنوم با عنصر اولیه حاصلخیزی در مصر پیوند داشت و هم او بود که آب نیل را به دو بخش تقسیم کرد .
مرکز اصلی کیش خنوم در جزایر فیله و آسوان قرار داشت و به روزگار فرمانروایی جبر و به هنگامی که در مصر هفت سال پیاپی خشکسالی پدید آمد برمیگردد هزار جریب از زمینهای آسوان  وقف خنوم قرار گرفت و خنوم با آب نیل مصر را از قحطی رها نید او را با هیات خدایی با دستان گشوده و در حالیکه نیل از دست او جاری است ترسیم کرده اند . ( ورونیکا ایونس،چاپ اول 1375،  ص 166)
ب) حاپی(Hupi) :حاپی خدای نیل می باشد تلفیقی از خدای جهان حاصلخیزی و طغیان می باشد . حاپی آبیار چراگاههای گله ، گاوهای رع و انسان ، فراهم کننده آب واحدهای بیابان ، فرو برنده شبنم از آسمان می دانستند حاپی در این روایت پاسدار و سرور خدایان زمینی حاصلخیزی و آفرینش و روزی بخش مردمان و نگهدارنده نظم خدایی است . حاپی به هیات مردی با ریش آبییا سبز و دارای سینه زنانه که نهاد حاصلخیزی است ترسیم می کردند . ( ورونیکا ایونس،چاپ اول 1375،  ص 168
2) اساطیر شرق
 چین
در چین به اساطیری که نقش حاصلخیزی را داشته باشند توجه چندانی نشده است . چون تمام رودهای چین مانند (رود زرد ) رودهای پرآب بوده و بیشتر با طغیان و سیلهای بزرگ همراه بوده و چون خشکسالی در چین کمتر به وقوع می پیوست آنها نمادی برای حاصلخیزی آبها نداشتند
مقایسه اساطیر آب (عامل حاصلخیزی ) در تمدنهای شرق و بین النهرین
معانی و مفاهیمی که از این دو تمدن می توان استخراج کرد بدینگونه است که آب در ادیان بین النهرین به علت خصوصیات اقلیمی که وسعت زیادی از سرزمین با کمبود آب مواجه بوده است و خشکسالیهای طولانی مدت در ایران ، مصر و هند ، … بوجود می آمد در نتیجه نیاز به اسطوره ای برای آفرینش آب و حاصلخیز کردن سرزمین بیشتر مورد توجه قرار می گرفت ولی در ادیان شرق (چین ) این موضوع کاملا به صورع برعکس نمایان می شود و بدلیل حاصلخیز بودن زمینهای چین با کمبود آب مواجه نبوده و نمادی برای حاصلخیزی آبها نداشتند . در نتیجه تقدس در مورد اساطیر بین النهرین بیشتر از ادیان شرق بوده و مراسم و آیین هایی برای تکریم و سپاس از اساطیر رودها برای حاصلخیز شدن زمینها انجام می شد که در باور مردم بسیار تقدس یافته بود .  
شناخت اسطوره آب به معنی (عامل طغیانگر)در تمدنهای شرق و بین النهرین و مقایسه آنها
اساطیر بین النهرین (مصر ، هند )
1-1هند:
الف) انیدرا (Enidra):انیدراخدای توفان و پدید آورنده رعد است آنچه غالبا در تندیس ها و تصاویر انیدرا در دست راست او دیده می شود  سلاح رعدآفرین نام دارد انیدرا را به هیات شاه آریایی جنگ جو با پوستی زرین و سوار بر اسب یا ارابه طلایی که دو اسب کهربا با بال دام آویخته و افشان آن را می کشند تصویر شده است .
•اسطوره باران و شکست دهنده اهریمن خشکسالی نزد دهقان هند از مقامی بزرگ برخوردار میباشد .  ( ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373، ص 144 )
     ب)شیوا(Shivo): یکی از خدایان سه گانه هند است شیوا خدایی سرخ طوفان ها و آذرخش ، خدایی دهشتبار ساکن کوهستان ها و خدای طبابت است . ( ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373، ص 148 )
پ)رودره(Rouddere) : رودره به معنی غرنده از خدایان کوچک توفان و بادها می باشد و گاه تجسم زمینه های مختلفی از وحشتبازی و نیکوکاری می باشد رودره ترسبار چون مردی سرخرنگ یا تیره خام بدخو، کشنده ، غرنده چون حیوانی وحشی و سوار بر گراز ترسیم می شود و خدائی غارتگر و سرور دزدها و تیراندازان آسمانی است . . ( ورونیکا ایونس ،چاپ اول 1373، ص152 )
2-1مصر:
الف)ساتیس(Satiss)

مرکز کیش ساتیسی (ساتت یا ساتی ) در جزیرة سحیل در نزدیکی آبشار نیل و این خدا بانو جای حکت را غصب کرد . و دومین خود تثلیث جزیرة آسوان و خدابانو پدیده آورندة طغیان نیل شد . ساتیس را در حالت جاری ساختن آب نیل ، بیرون از بستر خود  ترسیم کرد ه اند . ( ورونیکا ایونس،چاپ اول 1375،  ص 175)
ب)حاپی (Hapi):حاپی در نقش خدا طغیان گر ظاهر شده و چنین بود هر سال مرا سمی آئین تشیع کالبد او  به هنگام طغیان نیل برگزاری شد .حاپی در این روایت تجسم آب نیل و اوزیریس نماد حاصلخیزی آن بود. و علت
طغیان را بدلیل ریختن خوی پلید افراد در داخل رود نیل می دانستند. ( ورونیکا ایونس،چاپ اول 1375،  ص 168)
2) اسطوره های شرق
چین
•رودها و نهرهای چین را هر یک خدا و روحی خاص خویشاست . بزرگترین رودخدا (هوبو)نام دارد که نام دیگر او بینگ – ای و خدای رود زرد است .
الف) رود زرد:در گذشته رود زرد را خدای چین می دانستند . مسافرانی که از رودهای بزرگ چین و به ویژه رود زرد می گذشتند در کنار رود فربانی می دادند و دادن نذورات سالیانه از وظایف مهم ساکنین سواحل رود بود . این اسطوره ها از قدمت مسائلی چون خطر سیل و توفان و خشکسالی سخن می گویند و هنوز هم این مسائل از مشکلات بزرگ مردم این دیار است و به باور مردم طغیان رودها ، در این اسطوره ها پاسخ گناه وخطا کاری است( حسین ابراهیمیان ،مهر و آبان 1381 ،  39 )
ب) یو(You) : اسطوره ای است که مقداری خاک جادویی از هوانگ وی گرفته و با آن خاک سرچشمه رودها رابسته و کوه هایی برای جلوگیری از سیل ایجاد می کند در کوه ها سوراخهایی بزرگ برای عبور آب ها پدید آورد و آب ها را به سوی دریاها هدایت کرد . بدین ترتیب زمین را از خطر سیل و طوفان نجات داد.( حسین ابراهیمیان ،مهر و آبان 1381 ،  ص 42و43

 

 


مقایسه اساطیر آب (عامل طغیانگری ) در تمدنهای شرق و بین النهرین:
تقریباً همه روایات طوفان به تصور ناپدید شدن نوع بشر در آب و تأسیس دورانی نو با بشریتی نوین مربوط می شود دورانی بر اثر نوع فاجعه ای از بین می رود. و زمانه این گونه انسانهای نو برآن چیره اند آ‎غاز می گردد.
نکته جالب توجه این است که مکانهایی که در طبیعت آب به صورت طغیانگر وجود ندارد و یا اثرات آن بسیار ویرانگر نیست نوع بشر توسط عناصر دیگری نابود می شود. به عنوان مثال گر چه آبهای سیلابی نیل گاهگاهی بیش از حد بالا می آمد، اما در زندگی مصریان پدیده ای که بتواند همسنگ سیلابهای ویرانگر دجله و فرات باشد روی نمی داد. از این رو اساطیر مصر به اسطوره ای که چنین نابودی نوع بشر به وسیله سیل باشد برخورد نمی کنیم . ولی در بین النهرین رودهایی همچون سند و گنگ ودجله و فرات به نوعی طغیانگر بودند و برای جلوگیری از طغیان این رودها هر ساله مراسمی برای تکریم رود بر پا می شد و نزورات و پاداشهایی نیز به اسطوره های طغیان رودها داده می شد این کار در تمدنهای شرق بیشتر به چشم می خورد زیرا طغیان رودها مسئله اصلی در چین بوده تا جایی که اسطورة یو مهار کننده طوفان و سیلابهای رودهای چین می باشد .
     

 


نتیجه گیری:
اساطیر آب در هر قسمتی به نوعی ظاهر گشته است و به لحاظ تأثیر گذاریشان بر زندگی مردمان در هر تمدنی مورد توجه بوده اند اما ویژگیهای آن بدلیل کار کرد ، مفهوم ،‌شرایط تاریخی ، جغرافیایی و اقلیمی و فرهنگی و نحوه معیشت مردم شکلی خاص به خود گرفته است . در ایرانبه لحاظ خشکسالی و کمبود شدید آب ، اسطورة آناهیتا ازتقدس و اهمیت ویژه ای پیدا می کند و باعث می شود که آب در ایران مظهر تقدس و پاکی شود و مورد پرستش قرار گیرد. اما این تقدس در تمدنهای شرق مانند چین دیده نمی شود به لحاظ اینکه کمتر دچار خشکسالی می شدند.
اما در چین به علت وجود رودهای متعدد برای هر رود خدایی وجود دارد طغیان رودها در ادیان شرق مسأله اصلی بود تا جایی  که اسطوره هایی برای مهار طوفان و سیلابهای رودهایشان داشتند ولی در ادیان بین النهرین این موضوع اهمیت کمتری داشته و طغیانهای رودهای دجله وفرات بیشتر از بقیه رودها بین النهرین می باشد.
اساطیر آب در مصر نشأت گرفته از رود نیل می باشند نیل به لحاظ تأثیری که بر حاصلخیزی منطقه می گذارد طغیان آن مورد توجه است . مردم و تکریم و تقدیس بسیار به آن می دادند. همان تقدس و تکریم در هند برای اسطورة رود گنگ می بینیم ولی این رود علاوه بر تقدسش به دلیلطغیانهای زیادش باعث ترس و وحشت مردمان هند می شد و دلیل آن را به علت ناپاکی و گناه مردمان کنار ساحل می دانستند که باعث خشم اساطیر رود گنگ می شد.
در ایران هیچ رودی مقاوم ارزش رود زرد یا گنگ و یا نیل را ندارد و عامل تقدس اهمیت ویژگی دارد و به گونه ای که با غوطه ور شدن در آب و خروج از آب تکرار عمل تجلی صورت در آفرینش کیهانی ، پیوند با آب ، همواره متضمن تجدید حیات است زیرا از سویی در پی هر انحلالی (ولادتی نو ) هست

اخبار ما

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم

مشاهده مطلب

سال نو مبارک

سال نو مبارک

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده

مشاهده مطلب

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید واقع در شهر تاریخی یزد مقارن با روز مهندس و با حضور مدیرعامل برگزار گردید.

مشاهده مطلب