کلیاتی در باره رنگ و معماری

کلیاتی در باره رنگ و معماری

کلیاتی در باره رنگ و معماری

چرا از رنگ می ترسیم ؟

اكثر افراد با تغییرات ظاهری حاصل از تغییر رنگ آشنا هستند، اما چه تعداد از افراد به تغییرات به وجود آمده در فضا توجه می كنند؟ گاهی ما با فضاهای خاصی روبه رو می شویم كه نیازمند راه حل هستند.به عنوان مثال یك اتاق باریك با سقف مرتفع بدون تناسب به نظر می رسد. در این مورد شاید نصب یك سقف كاذب یا استفاده از رنگ تیره در سقف، مناسب باشد.گذشته نمونه هایی از تقسیم بندی فضایی را نشان می دهد كه ممكن است برای روشی كه ما امروزه زندگی می كنیم مناسب نباشد. در دهه های 1960 و 1970 پلاستیك و قطعات فلزی به وفور در محیط های داخلی به كار گرفته می شدند. امروزه، با توجه به اینكه اصل كلی همان است، روش برخورد با استفاده از پانلهای سبك، آجرهای شیشه ای، صفحات حصیری تاشو در رنگ بندی های خاص، تغییر كرده است.رنگ، یكی از اثرگذارترین عناصر فضایی بر ذهن انسان است. نمود رنگ قرمز به عنوان القا كننده حرارت، آبی القا كننده سردی، سبز القا كننده سرزندگی و ... نشان دهنده تأثیر بارز رنگ بر احساس و ذهنیت انسان است. روانشناسی رنگ و اینكه چگونه رنگ، رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می دهد، امروزه به عنوان یك مبحث مهم موضوع مطالعه و تحقیق در دانشگاهها است. اتاق های بیمارستان، كلاس ها، رستوران ها و ادارات به گونه ای رنگ می شوند كه رفتار و حالات روانی كاربران این محیط ها را تحت تأثیر قرار دهند.

همانطور كه محصولات داخل قفسه های یك سوپر ماركت در رنگ هایی بسته بندی می شوند كه توجه خریدار را جلب كرده و او را تشویق به خرید كنند. بنابراین چرا افراد در مورد استفاده از رنگ در محیط خانه مردد هستند؟ چرا فضای بی رنگ و خنثی برای عموم مردم ایده آل شده است؟ چرا ما از رنگ می ترسیم؟

اولین گام برای كنار گذاشتن ترس در استفاده از رنگ، فهمیدن تأثیرات روانشناختی آن بر روی انسان است. رنگ قرمز به عنوان تحریك كننده اشتها شناخته شده، بنابراین یك رنگ عالی برای اتاق غذاخوری است. آبی و سبز، هر دو تازه و آرامش بخش هستند و رنگ هایی از طبیعت هستند كه می توانند بهترین انتخاب ها برای اتاق خواب باشند.

زرد و نارنجی مثل خورشید پرانرژی هستند بنابراین می توانند انتخاب های خوبی برای فضاهایی كه انسان نیاز به فعالیت و صرف انرژی دارد، مثل آشپزخانه باشند.

نارنجی در حالت كم رنگ برای یك اداره مناسب است و همان تأثیر پرانرژی قرمز و نارنجی را دارد، اما بدون جلب توجه است.

تكنولوژی معاصر از جمله تصاویر، مانیتورها، پوستر ها و... امتیاز استفاده از تركیب بندی شدید رنگ ها را بوجود آورده است، به عنوان مثال بنفش با سبز مغز پسته ای، فیروزه ای با نارنجی و... اما باید در انتخاب و تركیب رنگ ها با هم بسیار دقت كرد.

رنگ بنفش و سبز مغز پسته ای با هم همخوانی دارند، زیرا رنگ مكمل می باشند و در دایره رنگ در مقابل هم قرار دارند. رنگ فیروزه ای و نارنجی هم به همین ترتیب هستند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد هستند در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازید.

این به این معنا نیست كه رنگ های دراماتیك و ملایم هیچ جایگاهی در تركیب رنگ ما ندارند. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است. دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسب هستند اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود. قالیچه های چند رنگ،سرامیك ها یا شیشه های رنگی، نقاشی های رنگی و پر نشاط، كوسن های نرم با رنگ های درخشان و... باعث روح بخشی و عدم یكنواختی فضا می شوند. این تركیب بندی ها علاوه بر تغییر محیط نشاندهنده خصوصیات شخصی شما هستند.

رنگ های قوی و شدید بهترین انتخاب ها برای فضاهایی هستند كه كاربری كمتری دارند و شخص مدت زمان كمتری را در طول روز در آن می گذراند. راهرو ها و رختكن ها برای این مورد مناسب هستند و هیچ كس زمان زیادی را در این فضا ها نمی گذراند. صرفا به خاطر اینكه این فضا ها ممكن است كوچك یا باریك باشند، از استفاده از رنگ های تند نترسید. یك رختكن كوچك، یك رختكن كوچك است و رنگ سفید هیچ تغییری در آن به وجود نمی آورد، پس چرا از رنگ شرابی یا سرمه ای برای رنگ كردن آن استفاده نكنیم؟ یك رنگ صورتی با یك آبی كبود شیك به همراه مقدار كمی یشمی ممكن است بهترین انتخاب برای اتاق شما باشد. مهمترین چیز توجه به كمیت است. ابتدا رنگ اصلی خود را مشخص كنید و سپس مقدار رنگ های بعدی را تعیین كنید.

به بافت و زمینه رنگ مورد استفاده خود توجه كنید. یك اتاق غذاخوری به رنگ قرمز روشن می تواند با استفاده از لعاب های مختلف متعادل تر شود و از حرارت آن كاسته شود. به این ترتیب رنگ اصلی حفظ می شود و درجه روشنی آن تغییر می كند. همچنین رنگ ها می توانند برای القای تأثیرات غیرواقعی استفاده شوند. مثلاً یك مبلمان قدیمی ارزان قیمت، با تغییر رنگ روكش آن می تواند گرانقیمت به نظر برسد.

زمانی كه در جستجوی ایده برای تصمیم در مورد رنگ اتاق خود هستید، به مبلمان و اشیای موجود در آن توجه كنید. ممكن است نقاشی یا قالیچه ای داشته باشید كه الهام بخش شما باشد. بسیاری از طراحان داخلی تركیب رنگ های خود را از یك رنگ خاص الهام می گیرند. به اطراف خود نگاه كنید شاید یك گلدان ارغوانی قدیمی با پوشش قرمز قفسه كتاب های شما نقطه شروعی برای انتخاب رنگ شما باشند.

رنگ های شاد را انتخاب كنید و از آنها لذت ببرید.

رنگی به نام آبی

رنگ آبی از جمله رنگهایی است که در خانه ها حتما می توان یافت. آبی کمرنگ را در طرح قالی ها یا حتی در آسمان تابلو نقاشی منزل می توان مشاهده کرد. رنگ آبی همانند دیگر رنگهای اصلی دارای شخصیت و ابهت خاص خود می باشد. رنگ آبی رنگی است که می تواند به دکوراسیون منزل معنای خاصی ببخشد.

تیره ترین نوع رنگ آبی، سورمه ای می باشد و پس از آن آبی با مخلوط بیشتری از رنگ قرمز می باشد. این رنگ ها غالبا در فضایی به همراه چوبهای تیره رنگ استفاده می شوند. این نوع رنگ آبی تیره از لحاظ حالت و بیان رنگ با طیف رنگ های آبی روشن کاملا متفاوت است. رنگ آبی روشن ممکن است در زمینه پرده های گلدار با رنگهای متضاد پدیدار شود. رنگ آبی تیره زمینه ای را فراهم می آورد که از طریق آن می توان یک اتاق ساده آرام پدید آورد و یا عناصر معماری پیچیده فضا بهتر نمایان کرد. انواع روشنتر رنگ آبی هم که به واسطه آنها می توان فضایی بهاری و یا در جکوزی ها فضا یی که نمایان گر آب می باشد، استفاده نمود.

رنگ آبی، رنگی ملایم و آزامش بخش است. بنابراین با استفاده از رنگ آبی روشن در زمینه اتاق می توان فضایی آرامش بخش ایجاد نمود. رنگ آبی سبز بیشتر برای فضاهایی مانند جکوزی و استخر و ... استفاده می شود، زیرا جدای از آرامش بخش بودن آن، عمق فضایی بیشتر و بزرگتری را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. استفاده از آن در دستشویی و حمام و یا اتاق خواب مناسب است. در این گونه فضاها می توان رنگهای مکملی چون صورتی، زرد و ناورنجی و ... را نیز بکاربرد.

در سالن غذاخوری استفاده از رنگ آبی تیره و رنگ آبی کبالت و روکش چوب تیره برای دیوارها در حالیکه سقف سفید مات است، فضای مطبوعی را به همراه نورپردازیی مناسب ایجاد می کند.

در فضای نشیمن می شود از ترکیبی از رنگهای گرم و سرد استفاده نمود. به عنوان مثال ترکیبی از یک دیوار زرد و پرده هایی که گلهایی با رنگ گرم در زمینه آبی دارند را استفاده نمود. اما به هنگام ترکیب رنگها باید به این نکته توجه کرد، که هر رنگی بیانگر حالت به خصوصی است و ترکیب رنگها خود ایجاد کننده حس دیگری جدای از حالت هر رنگ به طور مجزا است.

زینا گلیز بروک طراح داخلی می گوید: " فکر میکنم که همگی ما به طور غریزی شناختی از رنگ داریم و این شناخت با محل جغرافیایی ما مرتبط است. یعنی اینکه ما در کجا بزرگ شده ایم و در سنین بلوغ به دنبال جه آمال و اهدافی بوده ایم. به تصور من، رنگ مانند مد، کیفیتی مقطعی و مرحله ای دارد و ما نیز این مراحل را طی می کنیم."

الکساندر استادارد طراح داخلی می گوید: "من رنگ آبی موجود در منزلم را به خاطر شباهت آن به رنگ آسمان و آب دوست دارم. کلیه رنگ هایی را که من از آنها استفاده می کنم از طبیعت الهام گرفته ام. من سعی میکنم تا به هر طریقی تاثیر طبیعت را به محل زندگی منتقل کنم زیرا معتقدم همگی ما تشنه این الهامات از طبیعت هستیم."

کریسس کیسن مدن طراح، نویسنده و مجری برنامه HGTV می گوید: " یک راه استفاده از رنگهای مختلف استفاده از کاغذ دیواری است. من قبلا در این مورد واهمه داشتم ولی اکنون متوجه شده ام که اگر بخواهم حالتی به خصوص را بیان کنم استفاده از کاغذ دیواری به طرق مختلف این امکان را به من می دهد."

کنتراست در رنگ

می دانیم رنگ مایه یا تونالیته در ارتباط با محیط از اهمیت خاصی برخوردار است . در نتیحه هنگام بوجود آمدن کنتراست نیز این عامل نقش مهم تری از رنگ ایفا می کند از سه جنبه ای که برای رنگ قایل شدیم ( جنبه رنگی , میزان اشباه , درخشندگی ) آنکه به جنبه سایه روشن یا رنگ مایه نزدیکتر است یعنی میزان اشباع آن از همه مهمتر است . یوهانس ایتن نظریه خود را درباره رنگها بر مبنای ساختهای موجود در آنها قرار داده است و کنتراستهای مختلفی را در این زمینه مطرح می کند که مقدم بر همه آنها کنتراست رنگمایه است . شاید قبل از این نوع کنتراست مهمترین کنتراست رنگی کنتراست سرد و گرم باشد که در ان رنگها را به دو گروه گرم یعنی زرد و قرمز وسرد یعنی ابی و سبز تقسیم می کند کیفیت دور شونده و عمق داررنگ سبز- آبی باعث شده است که از انها برای نشان دادن ساختهای دور استفاده کنند در حالی که کیفیت قوی تر قرمز- زرد را به هنگام بیان انبساط مورد استفاده قرار می دهند. از این کیفیات در تجسم بخشیدن به فضا استفاده های شایانی می شود زیرا از طریق گرمای رنگ تقریبا" مقدار مسافت را می توان حدس زد . ایتن کنتراستهای رنگی دیگری نیز مطرح ساخته است که از آن جمله اند کنتراست مکملها و کنتراست همزمان. کنتراست مکمل ها تعدال یافتن نسبی رنگهای سرد و گرم است . بر طبق نظریه رنگ مونسل در گردونه رنگ رنگ های مکمل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند رنچهای مکمل بصورت جامد یا ذره ای دو خصوصیت دارند : اول انکه هنگام مخلوط شدن تولید نوع میانه خاکستری می کنند دوم آنکه اگر در مجاورت یکدیگر قرار گیرند خصوصیت رنگی یکدیگر را با شدت بسیار زیادی نمودار می کنند .

این دو در نظریه مونسل به نام کنتراست همزمان خوانده می شود

رنگ در معماری هتل

رنگ همیشه مطابق با نور باید انتخاب شود زیرا رنگ ها در منابع نوری مختلف به یک رنگ دیده می شوند از رنگ های سرد و روشن می توان در طراحی رستورانها بهره گرفت و مکان فوق را بزرگ تر جلوه داد اتاق را می توان با رنگ های گرم صمیمانه تر جلوه داد رنگ های گرم سایه روشن های زیبایی در فضا ایجاد میکنند و محیط گرمی را فراهم میکتتد رنگهای اصلی و روشن برای رستوران های غیر رسمی مناسب اند که دارای عملکرد سریع می باشند در برخی از اماکن می توان از چراغ و نور فراوان استفاده کرده کرد و این نور های زیاد رنگها را خنثی کرده و باعث خستگی چشم می شوند و تأثیر عملکرد طراحی را کاهش می دهد رنگ های ملایم آرامش بخش می باشند رنک های ملایم فضا را بزرگ تر نشان می دهد رنگ های روشن نیز فضا را بزرگتر نشان می دهد رنگ ها می توانند نشانه ای از حالت و سبک و فرهنگ یا کشور خاصی باشد به عنوان مثال رنگ ارغوانی رنگ سلطنتی است ورنگ سبز نشانه طبیعت رنگ های ملایم بیشتر در پست مدرن و رنگ های قرمز و طلایی بیشتر در رستورانهای چینی کاربرد دارند رنگ های سرد در شرایط اقلیمی گرم فضا را خنک تر میکنند استفاده از رنگ های مد روز به خاطر جلب مشتری رنگ سفید روشن برای دیوار میتواند در طولانی مدت چشم را خسته کند رنگ سفید برای رستوران ها میتواند نشانه پاکیزگی باشد مسأله تأمین نور یکی از مسائل مهم و فنی و هنری و در عین حال بسیار حساس و ظریف است حتی با مسائل روحی و روانی بی ارتباط نیست تأمین نور با کار کارکنان و راحتی مسافرین در ارتباط است نصب لامپ های پر نور راحتی مسافران را از بین می برد بنابر این باید نور متعارفی را در نظر گرفت نور باید از نظر کمی و کیفی علاوه بر تأمین روشنائی مورد نیاز زیبائی دکور را به نحو چشمگیری افزایش دهد نور زیاد در راهرو ها مقبول نیست نور زیاد راهرو ها سبب می شود مسافرین با هم بلند تر صحبت کنند سلف سرویس و اتاق ها باید دارای نور زیاد باشندهر نوری برای سلف مناسب نمی باشد مانند نور سبز زیرا رنگ غذا را بد نشان می دهد بهتر است در رستوران ها از نور غیر مستقیم استفاده شود نور پردازی باید با دور نما ها و دکورها هماهنگی داشته باشد زننده و خستگی آور نباشد موجب کسالت و خواب آلودگی نگردد .

جستاری بر نقش رنگ در معماری

غایت و هدف همه مجاهدت های هنری بیرون کشیدن و استخلاص ماهیت و سرشت معنوی فرم و رنگ و آزادی آنها از زندان دنیای مادی است.از چنین آرزو و سودایی است که هنر غیر مادی نشات میگیرد.دنیائی که امروز در آن زندگی میکنیم , به دنیای انسان در سالهای گذشته , شباهتی ندارد.دنیای ما با ابداع و خلاقیت شکل گرفته است.ما بناهائی میسازیم که محتوای آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عین حال بناها سمبول افکار و عقاید نیستند ; بلکه تجسم افکاری هدف دار هستند.

جستاری بر نقش رنگ در معماری

رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنین کلمات سخن میگویند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبی آسمان و دریاها,از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف;بلی رنگها از روح آدمی و دنیای پر رمز و راز انسان سخن میگویند و رنگهایی که انسانها بدان می پوشند و می نگارند و نقش میزنند نیز حکایت از گوشه ای دیگر از درون ایشان دارد.

با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پدیده های طبیعت چون رنگین کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پی برده است , با وجود این , پدیده ها هنوز هم در اسرار باقی مانده اند; رعد و برق ما می ترساند.ولی رنگهای رنگین کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد.رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء می کنند که حتی با چشم هم دیده نمی شوند.بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند.لیکن قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق , نور آسمانها و زمین و اساسآ بدون انسان شدن میسر نیست.کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است آنگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار امیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند.

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.

شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.

این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.

شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.

مختصری بر نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن

رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط

در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد ان خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تآثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحآ نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره

از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند

پیدایش و اهمیت رنگ ها

تا پیش از قرن نوزدهم ، فقط تعدادی رنگ  و مواد رنگی شناخته شده بودند که بیشتر آنها ریشه آلی داشتند . گران نیز بودند ، به طوری که استفاده از پارچه های رنگی و مواد تزئینی فقط در انحصار ثروت مندان بود . صدها هزار حلزون زندگی را از دست دادند تا امپراطور روم بتواند ردای بنفش خود را به تن کند ، در حالی مه رعایای او ناگزیر بودند به پوشیدن پارچه های پنبه ای یا کتانی ساده ، پوست یا پشم حیوانات بسنده کنند .

رنگ و ارتباط :

مشهور است که اسکیموها ، برای رنگ سفید هفده لغت به کار می برند با این هفده لغت ، شرایط بارش و حالات بخصوص برف را که در زندگی مشکل آنها نقش اساسی دارد ، توصیف نموده اند .در فرهنگ مختلف ، رنگها معانی مختلف پیدا می کنند . مثلا در ژاپن یک گل میخک صد پر نشان مرگ است و در چین کلاه سبز به معنای خیانت یک زن به شوهرش معنی می دهد .رنگ چراغ های راهنمائی ، مطلب ویژه ای را بیان می کند . رنگ قرمز به عنوان سمبل خطر و رنگی گرم و آبی یا سبز به عنوان سمبل سکون و آرامش و رنگی سرد شناخته می شود . این گونه شناسائی رنگ ها یک قرار داد است . قرار دادی که امروزه  در اغلب کشورهای جهان محترم شمرده می شود . اما باید توجه داشت ، شاید این بیان در کشوری با فرهنگ بخصوص صادق نباشد .« مثلا در چین درخشانترین رنگ ها به امپراتور یا « فرزند خدا » اختصاص داشت . هیچ کس نمی توانست جامه زرد بر تن کند . رنگ زرد نشانه فراست و روشنی افکار متعالی و والا بود .نیز هنگامی که چینی ها در مراسم عزا جامه سفید بر تن می کنند ، نشانه آن است که متوفی به قلمرو خلوص و بهشت عروج کرده است . رنگ سفید به مفهوم یک اندوه شخصی نیست بلکه نشانه ای برای هدایت مردگان به سوی کمال می باشد ؛ و بدین خاطر چینی ها جامه سفید به تن می کنند.»اگر یک سری معانی رنگ ها در اینجا ذکر شد و می شود ، منظور مفاهیم مسلط و همه پذیری است که در اکثر کشورهای جهان به یک صورت بکار گرفته می شود فرهنگ های ابتدائی با کلمه رنگ اشنایی چندانی نداشته اند.

روان شناسی رنگ ها در ارتباط تصویری :

این روزها روان شناسی رنگ برای روان شناسان بالینی ، مشاوران امور ازدواج ، پزشکان ، مهندسان معماری ،  روان کاو ها ، جرم شناسان ، کارشناسان تعلیم و تربیت و صاحبان سرمایه و تولید کنندگان مهمتر شده است . شاید هنگامی که از روان شناسی رنگ در بازریابی ، هتلداری و تجارت سخن به میان می آید ، ارزش واقعی آن آشکارتر می شود .برای کشف دخالت نا محسوس این علم در امور تجاری سایر کشورها ، کافی است برانیم هیچ جعبه شکلاتی را سبز مطلق نمی بینیم ، این جور جعبه ها ، معمولا قرمز یا آبی اند یا یک تولید کننده شکر می داند که نباید محصول خود را در بسته سبز رنگ عرضه کند . درحالی که زیبائی های یک شیشه دهن گشاد قهوه ای رنگ حاوی شکر مدت ها درقفسه می ماند تا به فروش برسد .به خاطر همین ملاحظات است که یک تولید کننده باید تحقیق نماید تا مطمئن شود که ما خریداران ، جنس او را بر کالاهای مشابه ترجیح می دهیم . اگر محصول او شکر باشد ، در این صورت او می داند که باید شکر خود را در یک بسته بندی آبی رنگ و یا حداقل دارای یک زمینه آبی عرضه کند و به هیچ وجه از رنگ سبز استفاده نکند . ولی به احتمال زیاد دلیل انرا نمی دانند . دلیللش این است که احساس فیزیولوژی انسان در رابطه با رنگ آبی « شیرینی » است . از سوی دیگر رنگ  سبز یک احساس گس را در انسان پدید می آورد . دیواره داخلی هیچ هواپیمائی زرد شبرنگی نیست . سمبل فروشگاه های معروف مواد غذائی ، ترکیبی از رنگ های سرخ و طلائی است . کسی دیوار بیمارستان های خصوصی را قرمز نمی کند یا ماشین های مدل بالایی که در تبلیغات از آنها استفاده می شود ، معمولا نقره ای یا سیاه و براقند .

رنگ – ارتباط تصویری انسان :

اگر به قول نجم الدین رازی هر آدمی نوری داشته باشد که به گذشت سالها و طی مراتب کمال تغییر کند ، پس می شود رنگ آدم ها را هم باور کرد . هر آدمی رنگی دارد . بعضی آبی اند ، بعضی ها قرمز . آدم می تواند سبز باشد ، قهوه ای ، فیروزه ای ، خاکستری ، سیاه  یا طلائی . این رنگی ها صبح ها از کنار هم می گذرند و آنقدر بی هیچ و پوچ میدوند که رنگ شان می پرد ، همه چیز را جا  می گذارند ، حتی از رنگ مورد علاقه شان هم یادشان نمی آید ، چه رسد بازی محبوبشان ، قصه هایی که زمانی با آنها به خواب می رفتند و هزار و یک خاطره دیگر . متخصصان معماری داخلی و گرافیست ها گاهی تمایل دارند از رنگ های ذهنی مورد علاقه خود بهره گیرند .این گرایش در مواردی که یک قضاوت ذهنی در برابر قضاوتی دیگر قرار می گیرد ، باعث ایجاد بحث و سوء تفاهم می شود . برای حل بسیاری از مسایل ، جنبه هایی عینی وجود دارند که مقدم بر اولویتهای ذهنی می باشند . مثلا یک فروشگاه گوشت را باید در مایه های سبز روشن و آبی – سبز رنگ آمیزی نمود تا گوشتهای مختلف تازه تر به نظر برسند .یا هنرمند تبلیغاتی می داند که در بطری که حاوی شربت است باید از رنگی شیرین ( برای مثال قرمز آلبالوئی و ... ) استفاده کند و از رنگی که طعم گس دارد ( برای مثال سبز ، سبز – آبی و....) استفاده نکند یا در پوستری که برای کارخانه ماکارونی زده می شود نباید از نقطه های آبی رنگ برای این کار استفاده کند . زیرا این حالات رنگ و فرم با موضوع مغایرت دارد .کالایی که رنگ روشن و درخشان دارد نباید در معرض دید خریدار قرار گیرد زیرا ممکن است اثرات نیرومند پدیده همزمانی را به دنبال داشته باشد . پس یک طراح باید از مبانی کلی رنگ و فرم آشنایی کامل داشته باشد . او باید بتواند رنگ ها و مکمل های لازم را کشف نماید .

تاثیر و تاثر رنگها بر انسان :

از روزگاران بسیار دور ، رنگ ها همواره پیرامون بشر را احاطه کرده و  وی را تحت نفوذ خود در آورده اند .به نظر می رسد که ادراک پیچیده انسان جزئی از وظایف پوسته مغزی ( کرتکس) است که بخش پیشرفته تر مغز را تشکیل می دهد. واکنش های ناشی  از مشاهده و تجزیه رنگ ممکن است به درونی ترین مراکز  بدن منتقل  شده ، از آنجا به مراکز اصلی روانی ، ذهنی و عاطفی تاثیر می گذارد . بازرگانی ، مهمانانی رابرای شام دعوت کرد . مهمانان به هنگام ورود بوی اشتها آور غذا را که از آشپز خانه متصاعد بود استشمام کرده و همگی مشتاقانه منتظر شام بودند . وقتی این جمع شادان به دور میز آراسته از انواع غذاها نشستند ، میزبان آپارتمان را غرق در نور قرمز کرد . در نور قرمز گوشت ها اشتها آور جلوه کرد ، اما اسفناج سیاه و سیب زمینی ها قرمز روشن شدند ، پیش از آنکه مهمانان از حیرت به خود آیند ، نور قرمز به نور آبی تبدیل شد ، کباب منظره گندیده به خود گرفت ، و سیب زمینی ها کپک زده به نظر رسید . همه مهمانان یکباره اشتهای خود را از دست دادند ، اما وقتی نور زرد تابیده شد و رنگ نوشابه ارغوانی به رنگ زشت روغن کرچک تبدیل شد ، عده ای از بانوان نازک طبع برخاسته و به شتاب اتاق را ترک کردند. اگر چه همه میدانستند که این تغییرات فقط به دلیل تغییر رنگ نور است ، اما با وجود این کسی به فکر خوردن نبود . میزبان با خنده دوباره نور سفید را روشن کرد ، بزودی روحیه شاد قبلی به مجلس بازگشت . حال چه کسی میتواند در مورد تاثیر عمیق رنگ بر روی انسان شک و تردید وادارد ؛ چه از این تاثیر آگاهی داشته باشیم یا خیر !

بعضی از تاثیراتی که رنگها در انسان میگذارند عبارتند از: سرخ معمولا اشتها را تحریک می کند و در رستوران ها و اتاق های غذا خوری رنگی مفید است.زرد ، رنگی چشم گیر است ، به همین دلیل برای علامت گذاری راهروها و تالارها مورد استفاده قرار می گیرد.آبـی :ملکه با شکوه دنیا !!!مرا در آبی واگذار گنبد کبود اسرار تور ا می نماید . ( گوته )همانطور که میدانیم رنگ های سرد معمولا احساس آرامش ، آسودگی و صلح را به ارمغان میآورند.سرانجام

رنگ ها در طراحی وب سایت

رنگ بر ادراک و عکس العمل های ما تاثیر می گذارد . یک بیننده با آگاهی از سایت مورد نظر وارد آن می شود . حال شما باید او را هم چنان سر شوق نگه دارید . گرافیست یک سایت باید در عرض 8 الی 10 ثانیه بیننده را از لحاظ بصری جذب کند .با استفاده از رنگ او ( طراح ) می تواند حس خوش آمد گوئی و راحتی و اعتماد را به بیننده منتقل کند .سایت هایی که اصطلاحا سایت های رنگین کمانی هستند و از همه جور رنگ در هم استفاده کرده اند کمترین زمان بازدید توسط بیننده ها را دارند و بیننده خیلی سریع از این سایت ها خارج می شود ، زیرا چشم برای دیدن رنگ های گوناگون زوم های گوناگونی می کند و زود خسته می شود .( سایت هایی که رنگ سفید در آنها غالب است و مقدار خیلی کمی از دیگر رنگ ها در آن بخش های گوناگون دیده می شود جزو این دسته نمی شوند .) هر چه تعداد رنگ ها کم شود مدت زمان ماندن بازدید کننده در صفحه زیار می شود . یک نکته در استفاده از رنگ های گوناگون برای طراح این است که حداکثر از 5 رنگ استفاده کند و آنها را همگی از رنگ های گرم یا سرد استفاده کند و زمینه را سفید بگذارد . این کار چشم ها را خسته نمی کند و سایت های کودکان که می خواهند با استفاده از رنگ های گوناگون محیط شادی را ایجاد کنند اگر از این روش استفاده کند یازدید بهتری دارد . ایجاد یک سایت با دو رنگ آبی کم رنگ و قرمز کم رنگ ایده بسیار ضعیفی است . رنگ قرمز ملایم طولانی ترین طول موج را داراست و آبی ملایم کوتا ه ترین را . هنگام نگاه کردن انسان به این دو رنگ ، لنز چشم برای تنظیم زوم تغییر اندازه می دهد . اما چون فرکانس های رنگی این دو رنگ با هم خیلی تفاوت دارد باعث خستگی چشم و ایجاد سر درد برای بیننده می شود .طراحی که از سایه های گوناگون آبی یا رنگ آبی و سفید در سایت استفاده می کند بیشتر از بقیه ، مردم پسند به نظر می آیند چرا ؟ آبی آرامش ، استواری ، امید داشتن و دانایی و بخشندگی را عرضه می دارد . مردم ذاتا به سایت های آبی رنگ سریعتر اعتماد می کنند . متن های آبی رنگ بیشتر در ذهن مردم به یاد می ماند .خدا را شکر که سایت های زرد رنگ زیاد نیستند . با وجود اینکه رنگ زرد نشان از جمع شدگی و تمرکز است ، اما بسیار سخت و مشکل در چشم آنالیز می شود .رنگ اطاق را زرد کنید : نتیحه این  می شود که بچه ها گریه بیشتری می کنند و بزرگتر ها سریعتر عصبانی می شوند . رنگ زرد یک رنگ حسی و چشم فریب است و استفاده آن در میزان کم بسیار جذاب و خوش دید خواهد بود .

همان طور که می دانیم رنگ های سرد آرامش بخش هستند و محبوبیت بیشتری نزد مردم دارند . طراحی یک سایت با رنگ های گرم و سرد باعث گیج شدن بیننده می شود و باعث می شود سایت شلوغ و بی نظم و غیر قابل اعتماد جلوه کند . طراحان سایت معمولا متوجه نمی شوند که ترکیب رنگ هایشان گرم و سرد است . استفاده از چرخه رنگ ها مفید است . دایره رنگ رنگ های اصلی ( آبی و قرمز و زرد ) و رنگ های ثانویه ( نارنجی و سبز و بنفش ) را نشان می دهد . ترکیب دو رنگ اصلی  یک رنگ ثانویه می سازد تمامی رنگ ها از ترکیب سیاه و سفید با رنگ های اصلی بوجود آمده اند .

رنگ بندی سایت با توجه به موضوع

اصل توجه به عملکرد و موضوعیت سایت ، در رنگ بندی مطلب مهمی است . سایت های دولتی و به طور کل ، سایت هایی با بازدیدکننده بسیار بالا ، معمولا از رنک سفید برای زمینه صفحات و رنگ آبی برای لینک های صفحه و رنگ بنفش برای لینکهای مشاهده شده که به عنوان  defaultبرنامه فرانت پیج نیز به کار می رود ، استفاده می کنند. سایت هایی که بیش تر جنبه شخصی دارند ، از رنگ های مکمل استفاده می کنند. مثلا رنگ سبز پر رنگ در کنار سرمه ای ، جذابیت خاصی به سایت هایی با موضوعیت بازرگانی می دهد . و یا در طراحی سایت های کودکان ، از رنگ های خیلی شاد استفاده می شود. به هر حال توجه به کارکرد کد رنگ ها در طراحی صفحات وب از اهمیت مهمی برخوردار است .

یک قانون : بهترین رنگ نداریم!

در مدیریت نوین یک اصل پذیرفته شده وجود دارد که یک بهترین شیوه مدیریت در کار وجود ندارد. ترکیب و هماهنگی و استقرار یک نظام در رنگ بندی صفحات وب نیز ، چنین رویکردی دارد. تجربه و نوع علاقه و هنر  web designer هست که سایتی را برای ما جذاب و سایتی دیگر راnext می کنیم. نکاتی که می بایست در زمان طراحی گرافیکی سایت در نظر داشته باشیم به شرح زیر هستند :

نتیجه گیری ؛ 5  اصل مهم

لیست زیر مشخصه هایی از رنگ ها را که هنگام طراحی باید مدنظر داشته باشید بیان میکند:

1- رنگ ها اثر زیادی روی احساسات ما در 90 ثانیه اول دیدن میگذارند .

2- اثر رنگ میتواند بیننده را ترغیب به خرید یک جنس از شما کند.

3- رنگ ها رفتار ما را در برابر یک موضوع فقط تشدید نمیکنند ، بلکه اثر خود را کاملا در رفتار ما نشان میدهند .

4- اثر گذاری رنگ در فرهنگ های مختلف گوناگون است !

5- هر رنگ به تنهایی یک پیام مخصوص به چشم بیننده میفرستد .به قول مک لوهان ، رسانه همان پیام است !

مروری مجدد بر روان شناسی رنگ ها

به طور کل ، رنگ ها دارای خصیصه های خاصی هستند که در زیر به بخشی از این مولفه های موجود در رنگ ها اشاره شده است :

• سفید : اشاره دارد به صداقت ، پاکیزگی ، صمیمیت ، ملایمت و معاصر بود ن چیزی . سفید بهترین رنگ برای بک گراند های وب است . در تجارت سفید رنگ خستگی گیر و انرژی بخش است .

• سیاه : اشاره دارد به ظرافت ، قدرت ، دلیری ، شهامت ، فریبندگی ، شیطان ، مهارت و باستان . مشکی برای رنگ متن روی یک پس زمینه روشن ایده آل است. این رنگ بعنوان رنگ پس زمینه چشم را خسته میکند .

• قرمز : توانایی ، هیجان ، احساسات شدید ، سرعت ، خطر و تهاجم . این رنگ از بیننده توجه به خود را طلب میکند . در تجارت بمعنی وام و بدهی است . این رنگ شدید ترین رنگ احساس است و ضربان قلب و تنفس را تسریع میکند .

• آبی : امنیت ، اعتماد ، مسئولیت پذیری ، سرما ، ایمان ، وفاداری ، وابستگی وجاه و جلال . آبی دومین رنگ عوام پسند است . در تجارت بمعنای ضمانت مالی است .

• سبز : تندرستی ، فراوانی ، حاصلخیزی ، آزادی ، شفا و بهبودی ، طبیعت ، پیشرفت ، حسادت و خونسردی . در تجارت بیانگر مقام و ثروت است. این رنگ در چشم ها راحت تر از همه دیده میشود .

• قهوه ای : تاثیر گذاری ، متانت ، توانگری مالی و کمک کننده بودن . قهوه ای رنگ کره خاکی ماست و در طبیعت بسیار فراوان است .

• خاکستری : صمیمیت زیاد ، اعتبار و نفوذ و عملی بودن . در تجارت بمعنای سنت گرایی است .

• صورتی : ملایمت ، شیرینی ، ظرافت و زنانگی ، خوب بودن ، بی گناهی و پرورش کودک .

• بنفش : وقار ، معنویت ، شاهانه بودن ، عیش و نعمت ، دارایی ، اعتبار و نفوذ ، سوگواری و مهارت . در تجارت بزرگ نشان دادن است . بنفش طرفداری از سبک های هنرمندانه است

• نارنجی : سرزندگی و شوخی ، لذت و خوشگذرانی ، تعادل گرمایی ، تشویق کردن ، چالاکی و نیرو ، تحمل و بلند همتی .

• زرد : نور خورشید ، گرمی ، خوشی ، نامردی ، ترسویی و حسادت . در تجارت درخواست از نوع روشنفکرانه است و برای تاکید نیز خوب است . زرد باعث افزایش تمرکز شده ، سوخت و ساز را زیاد میکند و سخت ترین رنگ برای چشم هاست .

• طلایی : نشانگر گران بودن و پرستیژ است .

• نقره ای : سرما ، علمی بودن و اعتبار و پرستیژ است .

پس وقتی میخواهید رنگی انتخاب کنید باید درباره بازار نهایی کار خود باندیشید . چه احساساتی را میخواهید برانگیخته کنید ؟ اول کمی درباره چشم انداز احساسی هدفتان فکر کنید و نیز پیامی که از راه دید میخواهید منتقل کنید . بعد رنگ خود را انتخاب کنید ! توجه داشته باشید که گرافیک صفحات وب ، امروزه نقش زیادی را در ارائه دکترین رفتار سازمانی الکترونیکی مراکز رسانه ای غرب به مخاطبان در اختیار دارند و LOGO ، BANNER ، TIZER ها ، فوق العاده در تحکیم مفاهیم به مخاطبان وبی موثر هستند.

با رنگ های زنده بیشتر آشنا شویم

رنگ های زنده همواره رنگ هایی دوست داشتنی هستند. این رنگ ها به نحوی اغراق آمیز جاذب نگاه و توجه بیننده هستند و هرگز از نظر بیننده دور نمی مانند. رنگ های زنده ای كه انرژی و هیجان در فضا می پراكنند و برای افرادی كه دوست دارند هر روز صبح در فضایی پر انرژی و سرزنده چشم بگشایند و روزشان را با هیجان و سرزندگی آغاز كنند ایده آل هستند.

از آنجا كه اغلب ما بیشتر با رنگ های خاموش و خنثی در محیط زندگی مأنوس هستیم به كارگیری این رنگ ها نیازمند جسارت است. اما چنانچه این رنگ ها را در تركیبی مناسب به كار گیرید این جسارت بی پاداش نخواهد ماند و نتیجه فضایی درخشان، زیبا و فوق العاده جذاب خواهد بود. پیش از انتخاب چنین پالت رنگی برای فضای منزلتان به سلیقه خود نیز توجه كنید زیرا برای بسیاری از مردم زندگی در چنین فضاهای رنگینی برای مدت طولانی ممكن  است آزار دهنده باشد. یكی از روش های ارزیابی سلیقه واقعی شما در انتخاب رنگ دقت در كمد لباس های شماست. اگر لباس های كمد شما از رنگ های بـِژ، كرم، قهوه ای و سیاه و سفید است و یا از سایر رنگ های خنثی و ملایم تشكیل شده است در فكر استفاده از رنگ های زنده در فضای منزلتان نباشید. چون خیلی زود از آنها خسته می شوید اما اگر در میان لباس هایتان رنگ های شادی مثل قرمز، نارنجی و بنفش زیاد به چشم می خورند احتمالاً از زندگی در فضایی با دكوراسیون برگرفته از رنگ های زنده لذت خواهید برد.

از نگاه طراحان دكوراسیون داخلی ، رنگ های زنده دارای ویژگی های فوق العاده ای هستند كه می تواند ویژگی های حاكم بر یك فضا را تنها با چند قوطی رنگ تغییر دهد.

 پس از آن كه از تمایل و علاقه خود نسبت به این پالت رنگی مطمئن شدید نوبت به انتخاب رنگ های خاصی می رسد كه در این گروه می پسندید. هنگام انتخاب پالت رنگ های زنده باید به خاطر داشته باشید كه انتخاب این گروه به معنی به كارگیری این رنگ ها در سطوح بزرگ مثل دیوارهاست كه بلافاصله كاراكتر و حالت یك اتاق را دستخوش تغییری چشمگیر می سازد و نه تنها به معنی استفاده از یك كاناپه قرمز یا قفسه سبز در گوشه ای از یك اتاق نیست بلكه احاطه شدن در فضایی آكنده از رنگ های زنده و شاد در كلیه جوانب یك اتاق است.

فضاهایی كه با رنگ های زنده آراسته می شوند نیاز به نور فراوان دارند، به ویژه نور طبیعی. در شب نیز نور چراغ های هالوژن برای چنین فضاهایی مناسب تر است. ممكن است تصور كنید كه پالت رنگ های زنده فقط برای اتاق های بزرگ مناسب است در این صورت در اشتباه هستید. یك اتاق بسیار كوچك نیز می تواند با رنگ های زنده از نمایی ویژه برخوردار شود حتی اگر این رنگ ها رنگ هایی تیره باشند مثل آبی نیلی یا حتی سیاه. نكته جالب توجه دیگر درباره پالت رنگ های زنده این است كه شما می توانید این رنگ ها را در دكوراسیونی كاملاً مدرن و یا در دكوراسیون های سنتی و قدیمی با موفقیت به كار بگیرید.

 از آنجا كه قدرت و ویژگی رنگ های زنده در سطوح رنگی بزرگ و ساده است هنگام كار با این پالت رنگی نیازی به استفاده از بافت اضافی بر روی دیوارها یا باقی سطوح وجود ندارد. در حقیقت در چنین دكوراسیونی هرچه سطح صاف تر و یك دست تر باشد نمای زیباتری خواهد داشت دیوارهایی كه با رنگ های زنده پوشانده می شوند باید از زیرسازی بسیار خوبی برخوردار باشند همه چیز در اتاق پیرو رنگ دیوارهاست و در طراحی یك دكوراسیون با این مجموعه رنگی دیوارها نقطه شروع هستند و سپس باید این رنگ ها در سایر اجزای اتاق تكرار شوند. تكرار این رنگ ها در اجزای دكوراسیونی، این رنگ ها را تكمیل می كند و به حداكثر میزان خود می رساند. در گروه رنگ های زنده ، تضاد رنگی و كنتراست های شدید نقشی اساسی ایفا می كنند و نتیجه ای جذاب و چشمگیر می آفرینند چنان كه تیره ترین سیاه در كنار درخشان ترین رنگ سفید یكی از تركیب های ویژه این گروه است. همچنین اتاق هایی كه با این رنگ ها تزیین می شوند باید متشكل از دكوراسیونی ساده با اجزایی معدود باشند. شلوغ كردن چنین فضایی با وسایل تزیینی متعدد از تأثیر مورد نظر رنگی خواهد كاسترنگ های زنده گرم جذاب ترین رنگ ها در این گروه هستند. سرخابی، نارنجی تند و زرد درخشان از گرم ترین رنگ های این پالت رنگی هستند كه در كنار یكدیگر یا هر یك به تنهایی همراه با سیاه چنان پرانرژی هستند كه احساس واقعی از هیجان را در بیننده زنده می كنند. جالب است بدانید این رنگ ها حتی رنگ سیاه را نیز تحت الشعاع قرار می دهند و سیاه در واقع همچون قابی این رنگ ها را كه از خودش قوی تر هستند در برمی گیرد چنان كه در كمتر رنگی چنین ویژگی وجود دارد. این رنگ های گرم و تند در كنار سفید خالص نیز جذاب و زیبا خواهند بود آن هم  با نمایی تمیز كه حس پاكی و طراوت را به بیننده القا می كند. در حالی كه كمی رنگ طلایی جذابیت این تركیب را دوچندان خواهد كرد. به كارگیری تزیینات فلزی طلایی و نقره ای بر درخشش و زیبایی رنگ های این پالت می افزاید

رنگ قرمز در این گروه رنگی درخشان و برجسته است كه از بارزترین ویژگی های این گروه رنگی است. بسیاری از مردم از به كارگیری این رنگ در دكوراسیون پرهیز دارند اما كمتر رنگی می تواند هیجانی برابر با تأثیر این رنگ ایجاد كند. تأثیرات این رنگ چنان چشمگیر و قوی هستند كه حتی نیازی به در برگرفتن سطوح بزرگی مثل دیوارها نیست. تنها به كارگیری آن در بخش هایی از دكوراسیون یك اتاق تأثیر به سزایی در نمای آن خواهد داشت. استفاده از رنگ قرمز در قالب اجزای دكوراسیونی مانند گل ها، فرش و یا انواع قاب عكس و از این قبیل ، روشی مناسب برای معرفی این رنگ قوی در یك دكوراسیون است.

قرمز در كنار سیاه یا خاكستری نمایی جذاب می یابد و همراه با سبز و كمی نقره ای نیز تأثیری خاموش تر خواهد داشت اما این رنگ چنان قوی و تأثیرگذار است كه همواره بیشترین اثر را بر بیننده دارد. آگاهی از تأثیرهای رنگ قرمز بر روی فضای یك اتاق می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال رنگ قرمز در واقع مقداری از نور محیط را جذب می كند از این رو باید اتاق مورد نظر برای دكوراسیونی با این رنگ از نور كافی برخوردار باشد.  همچنین دیوارهایی به رنگ قرمز جلوتر از فاصله واقعی خود به نظر می رسند و موجب می شوند اتاق كوچك تر به نظر برسد به همین دلیل استفاده از این رنگ برای دیوارهای اتاقی با ابعاد كوچك مناسب نیست بلكه در چنین فضاهایی اگر به جای رنگ آمیزی دیوارها با رنگ قرمز از این رنگ در سطوح كوچك تری مثل قاب پنجره ها و درهای اتاق بهره بگیریم نتیجه بهتری در بر خواهد داشت و به این ترتیب بدون قربانی كردن فضا ، از تأثیرهای مثبت این رنگ بهره مند خواهید شد.

برای زیباتر كردن دكوراسیون منزل از چه رنگهایی استفاده كنیم؟

رنگ یكی از جالب ترین جنبه های دكوراسیون است. طراحان دكوراسیون امروزی تقریباً همه قوانین سابق در ارتباط با استفاده از رنگ های گوناگون و تركیب آنها با یكدیگر را در هم شكسته اند و امروز هر رنگی را می توان در دكوراسیون منزل به كار برد. دیگر مرزها و محدویت های گذشته در كاربرد رنگ ها در دكوراسیون رعایت نمی شوند و شاید به همین دلیل انتخاب مجموعه رنگی دلخواه برای دكوراسیون  یك خانه مشكل تر شده باشد. اما هنوز راه هایی برای تشخیص مجموعه رنگی مناسب برای هر خانواده وجود دارد. امروزه بیش از هر چیز به سلیقه و روحیات ساكنین خانه توجه می شود. هر یك از ما احتمالاً ایده هایی درباره رنگ  های مورد علاقه خود داریم و انتخاب و سلیقه ما اغلب بهترین راهنما برای انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای محل زندگی و منزلمان است. اگر به یك پارچه كنفی رنگ پریده، یك رومیزی بنفش پررنگ و یا لباس هایی به رنگ  های زنده و درخشان تمایل دارید اینها می توانند راهنمای شما در انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای منزلتان باشند. در قدم اول كلیه لوازمی كه در منزل دارید و آنها را به خاطر رنگشان دوست می دارید در یك جا جمع كنید. این وسایل ممكن است عبارت باشند از یك روسری، یك سرویس بشقاب، صابون یا كارت تبریك و یا هر آنچه به واسطه رنگش مورد پسند شما است. كتاب ها و مجله هایی كه در رابطه با تركیب رنگ هستند، تهیه كنید و با مطالعه آنها اطلاعات كافی در رابطه با ایجاد ارتباط میان رنگ های گوناگون كسب كنید.

 رنگ هایی كه شما می پسندید، تركیب آنها با یكدیگر در یك مجموعه واحد ، و تأثیر نور موجود در فضا بر  آنها عواملی هستند كه نتیجه كار را تحت تأثیر قرار می دهند.

هنگامی كه رنگ های مورد پسندتان را انتخاب كردید با استفاده از مداد رنگی، مداد شمعی، آبرنگ و یا هر وسیله رنگ آمیزی دیگری كه در اختیار دارید آنها را در كنار هم بر روی یك قطعه كاغذ سفید آزمایش كنید. اندازه سطوح رنگی مختلف را تغییر دهید و به آنها كمی سفید برای روشن تر شدن اضافه كنید. به چرخه رنگ مراجعه كنید و با استفاده از آن رنگ مورد نظرتان را یافته در كنار آن امتحان كنید. به خاطر داشته باشید كه رنگ های منتخب شما وقتی بر روی سطح دیوارهای اتاق اجرا شوند تاثیری بسیار قوی تر از نمای آنها بر روی یك قطعه كاغذ خواهند داشت. وقتی به یك تركیب رنگی رضایت بخش رسیدید توجه داشته باشید كه تأثیر نور موجود در محیط و شرایط منزل خود را نیز در نظر بگیرید . به عنوان مثال دیوارهای زرد درخشان برای یك خانه آفتاب گیر در منطقه ای با آب و هوای گرم و آفتابی ، بسیار زیبا به نظر می رسند؛  اما همین رنگ بر روی دیوارهای یك اتاق شمالی كه از نور طبیعی كمی بهره مند است نازیبا و كسل كننده خواهد بود. در چنین اتاقی استفاده از رنگ زرد خردلی نتیجه ای بسیار مناسب تر خواهد داشت. نور چه از نوع طبیعی و چه مصنوعی باشد تأثیرات مختلفی بر رنگ خواهد داشت و آگاهی از این امر هنگام طراحی رنگ یك فضا ضروری است. دقت كنید كه در چه زمانی از روز و به چه میزان نور طبیعی به هر یك از اتاق های شما می تابد و رنگ مورد نظرتان برای هر یك از اتاق ها را در نور همان اتاق بیازمایید.

انتخاب رنگِ مناسب برای پوشش دیوارها اولین قدم در طراحی رنگی برای دكوراسیون هر اتاق است ؛ اما شاید یافتن رنگ های متناسب با آن برای دیگر اجزای دكوراسیون كمی مشكل تر به نظر برسد. استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشكل از دوازده رنگ است كه سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های كناری خود كه رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش كه رنگ مكمل آن است به خوبی تركیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده كه در چرخه رنگ در كنار هم  قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند تركیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می كند كه نگاه بیننده را به راحتی از یكی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یك رنگ با میزان كمی از رنگ مكمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و  مانع غالب شدن كامل یك رنگ بر فضای اتاق می شود.در این جا به برخی از اصطلاحات متداول طراحان دكوراسیون در ارتباط با رنگ اشاره می كنیم:رنگ های آكسان: رنگ های تند و درخشانی كه برای زنده كردن و انرژی بخشیدن به یك مجموعه رنگی به آن اضافه می شوند، مانند رنگ صورتی تند چند كوسن و یك جفت شمع در یك اتاق نشیمن كه با خانواده رنگ كرم رنگ آمیزی شده است.

رنگ زمینه: رنگ زمینه رنگی است كه در بزرگ ترین سطوح و به بیشترین میزان در یك فضا مورد استفاده قرار گرفته است مانند رنگ دیوارهای یك اتاق. رنگ زمینه ، اغلب به عنوان پس زمینه ای برای سایر رنگ های به كار رفته در اتاق مورد استفاده قرار می گیرد و سایر رنگ ها مانند رنگ های آكسان یا متضاد را در خود جای می دهد.

رنگ های متضاد: این رنگ ها در كنار هم تاثیری چشمگیر بر بیننده باقی می گذارند چنان كه حتی پس از بستن چشم ها این تاثیر تا مدت كوتاهی در ذهن بیننده باقی می ماند.

رنگ های سرد: این رنگ ها حاوی مقدار زیادی رنگ آبی هستند، به عنوان مثال خاكستری هایی كه شامل مقداری رنگ آبی باشند احساس سردی و سرما را در شما ایجاد می كنند در حالی كه خاكستری حاوی قرمز یا بنفش قرمز حس گرما را در بیننده القا می كنند و ویژگی دیگری خواهند داشت.

 رنگ های مكمل: این رنگ ها كه در چرخه رنگ در برابر یكدیگر قرار دارند در كنار هم نمایی چشمگیر و متعادل می آفرینند. این رنگ ها هرگز از یك خانواده نیستند و حداكثر تفاوت را با یكدیگر دارند. به عنوان مثال می توان چند كوسن نارنجی تند را در زمینه ای از رنگ آبی نمونه بارزی از این تركیب در نظر گرفت.

رنگ های غالب: رنگ غالب همیشه رنگی كه در بزرگترین سطوح و به بیشترین میزان در مجموعه ای به كار رفته ، نیست بلكه رنگی است كه بیش از بقیه رنگ ها نظر را به خود جلب می كند.

یك خانواده رنگی: شامل مجموعه ای از رنگ ها می شود كه به نوعی با یكدیگر مرتبط هستند برای مثال خانواده آبی شامل مجموعه ای از رنگ های آبی است كه از یك سو با آبی سبزها شروع می شود و از سوی دیگر به رنگ های آبی بنفش ختم می شود. خانواده قهوه ای از رنگ قهوه ای و قهوه ای خاكستری تا پرده های نارنجی و قرمز را شامل می شود

رنگ های گرم: این رنگ ها محتوی مقدار قابل ملاحظه ای قرمز هستند. حتی برخی از آبی ها نیز ممكن است به واسطه وجود مقداری قرمز در آنها در این مجموعه جای بگیرند.

رنگ های هم پرده: اینها رنگ هایی هستند مانند رنگ زرد پررنگ و آبی پررنگ ، این رنگ ها لزوماً از یك خانواده نیستند بلكه هر دو دارای میزان مساوی از رنگ قرمز یا آبی هستند و هیچ یك بر دیگری غلبه نمی یابند.

هنگامی كه خانه ای را برای سكونت بر می گزینیم، حداكثر سعی و تلاشمان را جهت انتخاب مناسب ترین مكان، آن هم با توجه به شرایط موجود زندگی مان صورت می دهیم؛ اگرچه در این میان ممكن است پاره ای از نیازهای ضروری مان در انتخاب موجود بی پاسخ مانده باشند ولی برای برآورده نمودن برخی از آنها نیز راه های مختلفی وجود دارد.      

حقه های بصری با رنگ

بازسازی و انجام تغییر و تحولات ساختاری در یك ساختمان، یكی از آن راه هاست. البته در مرحله بازسازی یك فضا، ممكن است با شرایط گوناگونی مواجه شویم: برخی از فضاها به گونه ای هستند كه امكان انجام تغییر و تحولات اساسی در آنها وجود داشته و پروژه های كلی مانند برداشتن دیوار بین دو فضا، تغییر محل پنجره، ایجاد سقف های كاذب و غیره در آن مكان ها عملی است. به این طریق دست برای برآورده  نمودن نیازهای مربوطه افراد ساكن در آن مكان باز است ولی در صورتیكه به دلایل مختلف از قبیل موقعیت مكانی و خصوصیات معماری و نقشه كشی آن، شرایط مالی صاحب مكان برای انجام پروژه  بازسازی، امكان انجام تغییر و تحولات اساسی را نمی دهد، باید به دنبال راهكار دیگری بود. در چنین شرایطی رنگ و حقه های بصری با رنگ به یاری ما می آیند.

رنگ ها نه تنها در حس روحی و روانی ما موثرند، بر دریافت حس فیزیكی ما از محیط نیز نقش بسزایی دارند. آنها حتی قالب فیزیكی و معماری فضا را به لحاظ ظاهری بر هم ریخته و محیط را به گونه ای دیگر به ببیننده القا می كنند. تاكنون نحوه نگرش همه ما به رنگ با در نظر گرفتن معیارهای ظاهری بوده است. اغلب ما رنگی را برای فضای اتاقمان بر می گزینیم كه تنها با لوازم دكوراسیونی موجود و همچنین نظر و سلیقه مان متناسب باشد ولی به نقش اصلی آن در معماری ساختمان و پیامدهایی كه كاربرد آن رنگ می تواند در محیط داشته باشد، كمتر فكر می كنیم. حال آنكه هر رنگ، گذشته از ظاهری كه از آن نمایان است، دارای خصوصیات مختلفی بوده و در همین راستا، تاثیرات گوناگونی نیز بر فضای اطراف و لوازم موجود در آن می گذارد كه با توجه به این مشخصات و نتایج حاصل از كاربرد آنها، انتخاب رنگی برای یك محیط با شرایط و موقعیت خاص خودش، نمی تواند تنها از روی احساسات و با معیارهای زیبایی ظاهری صورت گیرد، بلكه ابتدا باید مقاصدی را كه از كاربرد آن در محیط مد نظر است، مشخص كرد، سپس در راه دستیابی به هدف مورد نظر، به انتخاب نوع رنگ و روش به كارگیری آن پرداخته شود. در واقع در مبحث كاربردی رنگ دو موضوع اصلی مورد توجه قرار می گیرد: 1) نوع رنگ 2) روش استفاده از آن در محیط. همه ما می دانیم كه رنگ های روشن حتی از خانواده رنگ های گرم، فضا را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و درست برعكس رنگ های تیره اگرچه از میان رنگ های سرد انتخاب شوند، فضا را كوچكتر می نمایانند و با جذب درصدی از نور آن محیط، از روشنایی موجود نیز می كاهند. گذشته از آن، نحوه به كارگیری هر یك از این رنگ ها با توجه به خواصی كه دارند و تاثیراتی كه بر محیط می گذارند نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از آنجا كه در یك اتاق بیشترین حضور رنگ و در واقع پس زمینه دیگر لوازم با رنگ ها و بافت های گوناگون، سطوح ثابت یك فضا هستند، ابتدا باید كلیه تدابیرمان را حول این موضوع متمركز سازیم. منظور از سطوح ثابت در یك فضا، سقف، كف و دیوارها هستند و با توجه به اینكه این سطوح و شرایط ظاهری آنها در هر زمانی كه اراده كنیم قابل تغییر نیستند، باید اهداف معماری- دكوراسیونی مان را در راستای انتخاب و نوع رنگ و روش به كارگیری آنها در نظر گیریم. در تصاویر زیر و توضیحات هر یك از آنها، شما با این موضوعات به طور ملموس تری مواجه می شوید:

 در این تصویر كلیه سطوح یاد شده به طور یكسان با رنگ های روشن، آن هم با یك تنالیته رنگ آمیزی شده اند. استفاده از یك تنالیته رنگی برای كلیه سطوح یك فضا، تناسب رنگی آن اتاق را حفظ می كند ولی در صورتیكه فضای شما از وسعت كمی برخوردار باشد، كاربرد رنگ های تیره در چنین وسعتی آن را كوچكتر جلوه می دهد حال آنكه استفاده از رنگ های روشن با این الگو، بر وسعت فضا به لحاظ دیداری می افزاید و درست به همین دلیل است كه انتخاب یك رنگ روشن برای همه قسمت های فضا، مطمئن ترین و بی خطرترین روش رنگ آمیزی یك محیط است، حال آنكه زیباترین و بهترین نخواهد بود زیرا هنگامی كه انتخاب پالت رنگی با تدبیر و با حفظ تنوع رنگی صورت می گیرد، فضایی زیبا، جذاب و دوست داشتنی حاصل خواهد شد، در ضمن نقش اصلی و مهم آن در تغییر ابعاد فیزیكی محیط را نیز نباید نادیده شمرد كه در تصاویر دیگر شاهد آن هستید.

 رنگ آمیزی یكی از دیوارها به رنگ تیره،  آن دیوار را بزرگتر جلوه می دهد. این تاثیر می تواند از طریق به كارگیری رنگ های تیره بر روی دیوارهای انتهایی یك فضا دریافت شود؛ به این ترتیب از طول ظاهری فضا كاسته شده و به عرض آن افزوده می شود. این روش رنگ آمیزی برای فضاهای كم عرض و راهروها بسیار حایز اهمیت است.

نكته:  البته به هنگام استفاده از رنگ های تیره برای چنین مكان هایی با هدف فوق، به میزان بهره مندی آن از نور طبیعی و حتی نحوه نورپردازی مصنوعی توجه لازم داشته باشید.

 در این اتاق رنگ آمیزی با روش برعكس تصویر قبلی اتفاق افتاده است. همان طور كه ملاحظه می كنید، كلیه دیوارها و همچنین كف و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، به این صورت دیوار روشن تحت فشار رنگ های تیره اطرافش كوچكتر جلوه می كند. از این خاصیت برای فضاهای مكعبی شكل و جلوگیری از ایجاد احساس جعبه از محیط، بسیار مناسب است.

 در این اتاق كلیه سطوح به جز كف به رنگ روشن رنگ آمیزی شده است ولی همین تیرگی كف سبب كوچكتر شدن ظاهری فضا می گردد. پس با وجود اتاقی كم وسعت، انتخاب كفپوشی تیره رنگ اگر چه دیوارها و كف به رنگ روشن باشند، ناصحیح است.

 اتاق های اغلب ساختمان های قدیمی از سقف های بلندی برخوردار بودند ولی امروزه با سیستم آپارتمانی خانه ها، ارتفاع سقف ها از حداكثر 290 سانتی متر تجاوز نمی كند. حال در صورتیكه اتاق شما نیز دارای چنین شرایطی است و می خواهید سقف آن را كمتر جلوه دهید،  آن را به رنگی تیره تر از رنگ های به كار رفته در سطوح دیگر به خصوص دیوارها رنگ آمیزی كنید. این روش برای سه بعدی كردن اتاق بسیار مفید است.   

 اگر سقف فضای اتاقتان به اندازه ای بلند است كه با تیره  كردن تنها همان محدوده، هدف مورد نظر حاصل نمی شود می توانید مقداری از رنگ تیره سقف ر ا به دیوارهای آن محیط انتقال دهید. كاربرد یك رنگ روشن در زیر این نوار تیره ای كه در بالای دیوار از ادامه رنگ سقف ایجاد شده است، اتاق را به نظر وسیع تر می رساند.

 در فضایی كه دیوارها و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، انتخاب یك كفپوش به رنگ روشن، از ایجاد احساس فشار در اتاق جلوگیری به عمل می آورد. به این ترتیب با وجود تیرگی سطوح دیگر، رنگ كف اتاق تا اندازه ای اعتدال رنگی محیط را برقرار می سازد. برای آنكه دیوارهای اتاقتان و در  نهایت سقف بلندتر جلوه كند، دیوارها را به رنگی تیره تر از سقف رنگ آمیزی كنید. انتخاب رنگ تیره برای دیوارها، آنها را به هم نزدیك تر كرده و رنگ روشن سقف به آن عمق بیشتری می بخشد.این راهكار رنگ آمیزی برای فضاهایی با سقف كوتاه مانند زیرزمین های مسكونی كه ممكن است حتی از وسعت كافی نیز برخوردار باشند ولی سقف كوتاه فشاری را از جانب بالا وارد می آورد، ایده آل است.اگر مشكل كوتاهی سقف با پیشنهاد ارایه شده در تصویر قبلی به طور كامل قابل حل نبود، درست برعكس تصویر 6 كلیه سطوح به جز سقف را با رنگ تیره بپوشانید با توجه به اینكه مقداری از رنگ روشن سقف را به رنگ تیره دیوارها نفوذ دهید. این خطاهای بصری، افزایش ظاهری سقف را تشدید می كند.

مفهوم شکل های هندسی و ارتباط انها با رنگ در علم طراحی وگرافیک قرار گرفتن هر شکل و فرم ،معنای ویژه ای را القا می کنداشنا بودن به خواص شکل ها، باعث خواهد شد معنا ومفهومی که طراح از طریق زبان تصویر و هنرهای تجسمی قصد بیان انرا داشته ،را بهتر درک نماییم.مفهوم اشکال هندسی در هنر های تجسمی

مربع □

مربع از لحاظ بصری ،شكلی است متعادل ،محكم و ایستاو نموداری از استواری ، مردانگی ، سكون ، منطق و معرف زمین است.این شكل در معماری اسلامی از اهمییت بسزایی بر خوردار است و در فرهنگ ایرانی جایگاه مخصوص و ویژه ای دارد.چهار ضلع مساوی ان میتواند نماد:

چهار عنصر باد ، اب، خاك و اتش یا چهار جهت اصلی شمال ، جنوب، شرق و غرب یا چهار فصل یا چهار مرحله زندگی از كودكی تا جوانی و میانسالی و پیری و یا چهار طبع سردی ، گرمی ، خشكی و رطوبت باشد.افلاطون مربع را زیبا به معنی مطلق میداند و ابو یعقوب عدد چهار را كاملترین رقم میشناسد زیرا به تعداد حروف الله است.مربع را به رنگ ابی نسبت میدهند

دایره º

اگر قبول كنیم كه مربع نمادی از مكان است،دایره نمادی از حركت و زمان است همچنین نمادی از ارامش و تداوم است، زیرا كلیه نقاط پیرامون ان از یك ارزش برخوردارند واین امر تعادلی بین نیروی درونی و فضای بیرونی ایجاد میكند و باعث حركت چرخشی و دورانی می شود و مفهوم بی پایانی را القا میكند..در عین حال دایره نمادی است از اسمان ، عالم ملكوت ، حركت اجسام سماوی در حول محوری دوار و سیار و نیز نمادی است از جهان معنوی و متعال.همچنین:مربع نمادی از سكون و دایره بیانگر حركت است.مربع نمادی از مردانگی و دایره مبیین زنانگی و عنصر مونث است.مربع نمادی از عقل و دایره نشانی از احساس است.این شكل خصوصیات رنگ قرمز را داراست

مثلث Δ

اگرمثلث بر قاعده اش قرار گیرد نمادی است از ایستایی و توازن ،پایدارترین شكل هندسی است و مثل یك كوه استوار به نظر میرسدبه واسطه زوایای تیزی كه دارد سطحی مهاجم وشكلی ستیزنده به خود میگیردبه دلیل وجود نقطه رأس كه انرژی و نیروی شكل را به بیرون منتقل میكند،خطر و دلهره را سبب میشود. شعارهایی نظیر گفتار نیك ، پندار نیك ،كردار نیك در دین زرتشت و یا پدر ، پسر و روح القدس و یا سه رنگ قرمز، ابی و زرد در این رابطه قرار میگیرند. این شكل خصوصیات روانشناسی رنگ زرد را داراست.

دیگر سطح های هندسی

از تركیب سطح های اصلی بوجود میایندمانند

بیضی :خصوصیات مربع و دایره را داراست و به رنگ بنفش نسبت داده میشود.

ذوزنقه:از مثلث و مربع ایجاد شده و به نارنجی نسبت داده میشودو اشكال دیگر مانند لوزی ،مستطیل و...اینم تست روانشناسیاز كدوم شكل بدتون میاد؟

اشكال مستطیل شكل:اگه از این شكل بدتون میاد نشون میده كه قدرت تصمیم گیریتون زیاد شده و اینقدر اعتماد به نفس پیدا كردین كه برتری خاصی رو نسبت به خودتون در مقابل بقیه پیدا كردین درست در مدت زمان كوتاه میتونین به بهترین راه حل ها باسه مشكلاتتون فكر كنین و بهترین مشوقین باسه دوست و آشنا وفرزنداتون!

اشكال سه گوش:این شكل نشون دهنده ی اقتدار و جاه طلبیه! افرادی كه از این شكل خوششون نمی یاد نسبت به داشته هاشون تو زندگی خیلی قانعن و با خوشبینی به همه چی نیگاه می كنن.رفتار خوشبینانشون باعث میشه كه ترسشون از طوفان های زندگی كمتر بشه.روانشناسان(!) میگن كه این نوع خوشبینی و هوش احساسی باعث میشه شخص معمولا تو زندگی فرد موفق و پیروزی باشه!

اشكال كروی:شما فردی گوشه گیر و غیر اجتماعی هستیندوست دارین دایره ی دوستیتون شعاعش كمتر باشه و محدودتر!وفادار، متعهد، با گذشت.دوستاتونو با دقت انتخاب می كنین و باسه همیشه باهاشون میمونین.جوری رفتار می كنین كه انگار جزو خونوادتونن!

چهار گوش و مكعب:كسی كه این شكل رو دوست داره(!) فردی منظم هستش و راهای رفته شده رو میره دوباره و به نتیجه هم می رسه و خیلی از این بابت خوشحاله.ولی اگه بدتون میاد خلاق و مبتكر هستین و اجازه میدین كه تصورات ذهنتون فعال باشه .با این طرز نگرش قادر به انجام همه كار هستین ...چون جعبه ای ذهنتون رو درگیر نكرده.

خطوط كج و كوله:عدم علاقتون معرف استقلال و خواست شخص باسه انتخاب راهیه كه علی رغم علاقه ی بقیست!

 مختصري بر نقش رنگ در معماري

يکي از ملاحظات روانشناختي رنگ که در کاربرد هنري رنگ اهميت دارد ، بررسي تأثير متقابل رنگ ها است . جلوه يا اثر هر رنگ در جوار رنگ ديگر تغيير مي کند هر رنگ نسبت به ديگري ميزان تيرگي يا روشني ذاتي اش را مي نماياند . معکوس کردن اين ترتيب طبيعي ، ناسازگاري رنگي به بار مي آورد.هر رنگ داراي سه صفت يا سه بُعد ديداري مستقلا ً تغيير پذير است : فام ، درخشندگي و پرمايگي

فام ، صفتي از رنگ است که جايگاه آن را در سلسله ي رنگي ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج هاي مختلف در طيف مرئي – مشخص مي کند قرمز ، زرد و آبي را فام هاي اوليه مي نامند و چون مبناي ساير فام ها هستند ، رنگ هاي اصلي نيز نام گرفته اند . فام هاي ثانويه عبارتند از : نارنجي ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادير مساوي از دو فام اوليه حاصل مي شوند . فام هاي ثالثه از اختلاط فام هاي اوليه و ثانويه به دست مي آيند : زرد- نارنجي( پرتقالي) ، نارنجي- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغواني) ، بنفش- آبي ( لاجوردي) ، آبي- سبز (فيروزه اي) ، سبز- زرد (مغز پسته اي) . دوازده فام نامبرده را با ترتيبي معين در چرخه ي رنگ ، نشان مي دهند . در چرخه ي رنگ ، فام هاي ثانويه و ثالثه اي که بين يک زوج فام اوليه جاي گرفته اند ، داراي روابط خويشاوندي هستند و در کنارهم ساده ترين هماهنگي رنگي را پديد مي آورند .ماداميکه اين رنگها با رنگهاي خالص سفيد و سياه ترکيب شوندايجاد بيشماري از رنگها و سايه هاي مختلف مينمايند

درخشندگي، دومين صفت رنگ است و درجه ي نسبي تيرگي و روشني آن را مشخص مي کند(غالبا نقاشان اصطلاح رنگسايه را نيز در همين معنا به کار مي برند) . معمولا ً درخشندگي رنگ هاي فام دار را در قياس با رنگ هاي بيفام مي سنجند . در چرخه ي رنگ ، زرد بيشترين درخشندگي (معادل خاکستري روشن نزديک به سفيد) و بنفش کمترين درخشندگي ( معادل خاکستري تيره ي نزديک به سياه) را دارد .

پرمايگي (اشباع)، سومين صفت رنگ است و ميزان خلوص فام آن را مشخص مي کند ( گاه واژه ي شدت را در اين مورد به کار مي برند ) . فام هاي چرخه ي رنگ صد در صد خالص اند ولي در طبيعت به ندرت مي توان فام خالصي يافت . همچنين ، کمتر رنگيزه اي حد اشباع فام مربوطه در چرخه ي رنگ را داراست .رنگهاي درخشان به تنهايي جذاب هستند اما اگر در يک الگو يا رديفي منظم قرارگيرند از نظر بصري تاثير بيشتري خواهند داشت. اين نوع آرايش يک ساختار ساده را بر اين رنگها حاکم ميکند و در نتيجه يک مفهوم و يا نوعي نظم را، وراي حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

ديوارها و پيش زمينه هاي روشن

رنگ هاي سرد ، مختصر کاهش در دماي بدن نگرنده ايجاد مي کنند و رنگ هاي گرم باعث مختصر افزايش دماي بدن مي شوند . به لحاظ بصري ، رنگ گرم پيش مي آيد و رنگ سرد پس مي نشيند.پنجره ها و مبلمان با زمينه رنگ و سايز متوسط در مبلمان و پنجره هائي با سايز بزرگ شاهد ان خواهيم شد که رنگ انها با يکديگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تآثير گذاري بر محيط غالب خواهند شد ثبات از بين خواهد رفت و تلويحآ نوعي تکان بصري ايجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره هاي متوسط و با رنگي متعادل و متوسط خواهيم توانست ترکيب بندي با ثبات داشته باشيم. هر ترکيب بندي را ميتوان کارآمد دانست به شرط اين که عناصر صحنه به طور موثر با بينندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسي در شناسايي عناصر کليدي صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و ميزان نور ، آنها را از دل ساير عناصر تصويري متفرقه، بيرون بکشيد. همين اشياء مزاحم، صحنه ها را مخدوش ميکنند و همچنين،بهتر است به جاي تمرکز زياد روي جزييات خيلي خاص، تنها روي ساختار کلي صحنه تمرکز کنيد. چرا که تاثير آنها در مقابل ترکيب بندي عمومي، بسيار سطحي است.ملحقات تيرهاز اين رو چشمان شما به سمت رنگ تيره تر کشيده ميشوند و شما در روشي قادر خواهيد بود ملحقات واثاثيه ها را نظم دهيد تا هادي ديد وکيفيت بصري روان باشند

نقش و رابطه رنگ و فرم در معماري

غايت و هدف همه مجاهدت هاي هنري بيرون کشيدن و استخلاص ماهيت و سرشت معنوي فرم و رنگ و ازادي انها از زندان دنياي مادي است.از چنين ارزو و سودايي است که هنر غير مادي نشات ميگيرد.دنيائي که امروز در ان زندگي ميکنيم,به دنياي انسان در سالهاي گذشته,شباهتي ندارد.دنياي ما با ابداع و خلاقيت شکل گرفته است.ما بناهائي ميسازيم که محتواي انها در عملکرد انها نهفته است;در عين حال بناها سمبول افکار و عقايد نيستند;بلکه تجسم افکاري هدف دار هستند.رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچون کلمات سخن ميگويند:از نهان سبز جنگل ها,از راز ابي اسمان و درياها,از شفافيت و زلالي قطرات باران و از پاکي سفيد برف;بلي رنگها از روح ادمي و دنياي پر رمز و راز انسان سخن ميگويند و رنگهايي که انسانها بدان مي پوشند و مي نگارند و نقش ميزنند نيز حکايت از گوشه اي ديگر از درون ايشان دارد.

رنگ زندگي است زيرا جهان بدون رنگ برايمان مرده جلوه ميکند,رنگها ايده اغازين و ثمره نور اصلي بدون رنگ هستند و مقابل انها تاريکي بدون رنگ است.نور اولين پديده در جهان است از طريق رنگها روح و طبيعت زنده جهان را برايمان اشکار ميسازد.

همچنين کلمه و اواي ان,شکل و رنگ اش,رگه هاي اصلي از ذات فوق طبيعي است که ما تصويري اندک از ان داريم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ مي بخشد,همينطور هم رنگ بطور طبيعي به فرم شکل خاصي ميدهد.ماهيت اصلي رنگ طنيني از تصورات خيالي است و در اين حالت رنگ موسيقي است.زماني که انديشه مفهوم, قاعده مندي,لمس رنگ و طلسم ان,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بي روح چيز ديگري نداريم.

رنگ هاي نارنجي و ابي,رنگ هاي مکمل هستند و مخلوط اين رنگها,رنگ خاکستري بوجود مي اورد.وقتي ناظر در اين مکان قرار ميگيرد,نورهاي متفاوتي دريافت خواهد کرد که اين نورها متناوبآ با نارنجي و ابي است و ديوارها اين رنگها را با زواياي دائمآ متغير انعکاس ميدهد.اين تاثير متقابل احساسي از غناي رنگ به انسان مي بخشد.رنگها نيروها و انرژي هاي درخشنده اي هستند که چه اگاه و چه ناخود اگاه روي ما اثر مثبت و منفي خواهند داشت.هنرمنداني که شيشه هاي رنگين خلق مي کنند از رنگ براي خلق چنان محيطي معنوي و اسرار اميز استفاده ميکردند که انديشه هاي پرستش کنندگان را بر دوش شاهين معنويت به پرواز درمي اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصري بلکه از جنبه هاي روان شناسي و روان شناختي نيز بايد بررسي شوند.

سطوح رنگ بايد شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت ان (رنگ)کسب کند نه اينکه با خطوط از پيش معين شده باشد.

همچنين,شکل ها نيز داراي خصوصيت گويا ومعني دار نظام زيباشناختي خود هستند.در طراحي,اين کيفيت هاي معني دار شکل و رنگ مي بايست با يکديگر مطابقت داده شوند,يعني شکل و رنگ در معني دار بودن و مفهوم خود يکديگر را تاييد و اثبات نمايند.سه شکل اصلي مربع,مثلث و دايره نيز مانند سه رنگ اصلي قرمز,زرد و ابي داراي خصوصيات مفهومي و بياني مشخص هستند.مربع,نمايانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسي از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء ميکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگين و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زواياي حاد و تند,تاثير ستيزه جويي,پرخاش و تهاجم را ايجاد ميکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصيت بي وزن ان با زرد روشن هماهنگي دارد.دايره بر عکس مربع,احساسات را ملايم و معتدل ميکندو حس ارامش و حرکت ارام و اهسته را القاء مينمايد.دايره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندي و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بيان مفاهيم و حالات توافق داشته باشند,تاثيرات ان دو چندان خواهد بود

کلیاتی در باره رنگ و معماری

چرا از رنگ می ترسیم ؟

اكثر افراد با تغییرات ظاهری حاصل از تغییر رنگ آشنا هستند، اما چه تعداد از افراد به تغییرات به وجود آمده در فضا توجه می كنند؟ گاهی ما با فضاهای خاصی روبه رو می شویم كه نیازمند راه حل هستند.به عنوان مثال یك اتاق باریك با سقف مرتفع بدون تناسب به نظر می رسد. در این مورد شاید نصب یك سقف كاذب یا استفاده از رنگ تیره در سقف، مناسب باشد.گذشته نمونه هایی از تقسیم بندی فضایی را نشان می دهد كه ممكن است برای روشی كه ما امروزه زندگی می كنیم مناسب نباشد. در دهه های 1960 و 1970 پلاستیك و قطعات فلزی به وفور در محیط های داخلی به كار گرفته می شدند. امروزه، با توجه به اینكه اصل كلی همان است، روش برخورد با استفاده از پانلهای سبك، آجرهای شیشه ای، صفحات حصیری تاشو در رنگ بندی های خاص، تغییر كرده است.رنگ، یكی از اثرگذارترین عناصر فضایی بر ذهن انسان است. نمود رنگ قرمز به عنوان القا كننده حرارت، آبی القا كننده سردی، سبز القا كننده سرزندگی و ... نشان دهنده تأثیر بارز رنگ بر احساس و ذهنیت انسان است. روانشناسی رنگ و اینكه چگونه رنگ، رفتار انسان را تحت تأثیر قرار می دهد، امروزه به عنوان یك مبحث مهم موضوع مطالعه و تحقیق در دانشگاهها است. اتاق های بیمارستان، كلاس ها، رستوران ها و ادارات به گونه ای رنگ می شوند كه رفتار و حالات روانی كاربران این محیط ها را تحت تأثیر قرار دهند.

همانطور كه محصولات داخل قفسه های یك سوپر ماركت در رنگ هایی بسته بندی می شوند كه توجه خریدار را جلب كرده و او را تشویق به خرید كنند. بنابراین چرا افراد در مورد استفاده از رنگ در محیط خانه مردد هستند؟ چرا فضای بی رنگ و خنثی برای عموم مردم ایده آل شده است؟ چرا ما از رنگ می ترسیم؟

اولین گام برای كنار گذاشتن ترس در استفاده از رنگ، فهمیدن تأثیرات روانشناختی آن بر روی انسان است. رنگ قرمز به عنوان تحریك كننده اشتها شناخته شده، بنابراین یك رنگ عالی برای اتاق غذاخوری است. آبی و سبز، هر دو تازه و آرامش بخش هستند و رنگ هایی از طبیعت هستند كه می توانند بهترین انتخاب ها برای اتاق خواب باشند.

زرد و نارنجی مثل خورشید پرانرژی هستند بنابراین می توانند انتخاب های خوبی برای فضاهایی كه انسان نیاز به فعالیت و صرف انرژی دارد، مثل آشپزخانه باشند.

نارنجی در حالت كم رنگ برای یك اداره مناسب است و همان تأثیر پرانرژی قرمز و نارنجی را دارد، اما بدون جلب توجه است.

تكنولوژی معاصر از جمله تصاویر، مانیتورها، پوستر ها و... امتیاز استفاده از تركیب بندی شدید رنگ ها را بوجود آورده است، به عنوان مثال بنفش با سبز مغز پسته ای، فیروزه ای با نارنجی و... اما باید در انتخاب و تركیب رنگ ها با هم بسیار دقت كرد.

رنگ بنفش و سبز مغز پسته ای با هم همخوانی دارند، زیرا رنگ مكمل می باشند و در دایره رنگ در مقابل هم قرار دارند. رنگ فیروزه ای و نارنجی هم به همین ترتیب هستند. شاید تصور كنید كه نارنجی و سرخ متضاد هستند در حالی كه در دایره رنگ كنار هم قرار می گیرند و دارای هارمونی هستند. خریدن یك دایره رنگ، كه در آن نحوه ارتباط رنگ ها و چیدمان آنها و رنگ های مكمل مشخص شده است و در اكثر فروشگاه های لوازم هنری وجود دارد، با ارزش است تا قبل از خریدن زرد گریپ فوروتی و سبز زیتونی برای رنگ كردن اتاق خواب، نگاهی به آن بیندازید.

این به این معنا نیست كه رنگ های دراماتیك و ملایم هیچ جایگاهی در تركیب رنگ ما ندارند. تا كنون خانه های بسیاری به رنگ بژ و كرمی و تنالیته های آن رنگ آمیزی شده اند و رنگ استاندارد معمول برای خانه های جدید مگنولیایی است. دیوار هایی به رنگ های ملایم و نامحسوس مثل استخوانی، برای زندگی كردن بسیار مناسب هستند اما ایجاد كنتراست در آنها با انتخاب رنگ های خاص در لوازم جانبی منزل و روكش ها و رومبلی ها باعث روح بخشی به فضا می شود. قالیچه های چند رنگ،سرامیك ها یا شیشه های رنگی، نقاشی های رنگی و پر نشاط، كوسن های نرم با رنگ های درخشان و... باعث روح بخشی و عدم یكنواختی فضا می شوند. این تركیب بندی ها علاوه بر تغییر محیط نشاندهنده خصوصیات شخصی شما هستند.

رنگ های قوی و شدید بهترین انتخاب ها برای فضاهایی هستند كه كاربری كمتری دارند و شخص مدت زمان كمتری را در طول روز در آن می گذراند. راهرو ها و رختكن ها برای این مورد مناسب هستند و هیچ كس زمان زیادی را در این فضا ها نمی گذراند. صرفا به خاطر اینكه این فضا ها ممكن است كوچك یا باریك باشند، از استفاده از رنگ های تند نترسید. یك رختكن كوچك، یك رختكن كوچك است و رنگ سفید هیچ تغییری در آن به وجود نمی آورد، پس چرا از رنگ شرابی یا سرمه ای برای رنگ كردن آن استفاده نكنیم؟ یك رنگ صورتی با یك آبی كبود شیك به همراه مقدار كمی یشمی ممكن است بهترین انتخاب برای اتاق شما باشد. مهمترین چیز توجه به كمیت است. ابتدا رنگ اصلی خود را مشخص كنید و سپس مقدار رنگ های بعدی را تعیین كنید.

به بافت و زمینه رنگ مورد استفاده خود توجه كنید. یك اتاق غذاخوری به رنگ قرمز روشن می تواند با استفاده از لعاب های مختلف متعادل تر شود و از حرارت آن كاسته شود. به این ترتیب رنگ اصلی حفظ می شود و درجه روشنی آن تغییر می كند. همچنین رنگ ها می توانند برای القای تأثیرات غیرواقعی استفاده شوند. مثلاً یك مبلمان قدیمی ارزان قیمت، با تغییر رنگ روكش آن می تواند گرانقیمت به نظر برسد.

زمانی كه در جستجوی ایده برای تصمیم در مورد رنگ اتاق خود هستید، به مبلمان و اشیای موجود در آن توجه كنید. ممكن است نقاشی یا قالیچه ای داشته باشید كه الهام بخش شما باشد. بسیاری از طراحان داخلی تركیب رنگ های خود را از یك رنگ خاص الهام می گیرند. به اطراف خود نگاه كنید شاید یك گلدان ارغوانی قدیمی با پوشش قرمز قفسه كتاب های شما نقطه شروعی برای انتخاب رنگ شما باشند.

رنگ های شاد را انتخاب كنید و از آنها لذت ببرید.

رنگی به نام آبی

رنگ آبی از جمله رنگهایی است که در خانه ها حتما می توان یافت. آبی کمرنگ را در طرح قالی ها یا حتی در آسمان تابلو نقاشی منزل می توان مشاهده کرد. رنگ آبی همانند دیگر رنگهای اصلی دارای شخصیت و ابهت خاص خود می باشد. رنگ آبی رنگی است که می تواند به دکوراسیون منزل معنای خاصی ببخشد.

تیره ترین نوع رنگ آبی، سورمه ای می باشد و پس از آن آبی با مخلوط بیشتری از رنگ قرمز می باشد. این رنگ ها غالبا در فضایی به همراه چوبهای تیره رنگ استفاده می شوند. این نوع رنگ آبی تیره از لحاظ حالت و بیان رنگ با طیف رنگ های آبی روشن کاملا متفاوت است. رنگ آبی روشن ممکن است در زمینه پرده های گلدار با رنگهای متضاد پدیدار شود. رنگ آبی تیره زمینه ای را فراهم می آورد که از طریق آن می توان یک اتاق ساده آرام پدید آورد و یا عناصر معماری پیچیده فضا بهتر نمایان کرد. انواع روشنتر رنگ آبی هم که به واسطه آنها می توان فضایی بهاری و یا در جکوزی ها فضا یی که نمایان گر آب می باشد، استفاده نمود.

رنگ آبی، رنگی ملایم و آزامش بخش است. بنابراین با استفاده از رنگ آبی روشن در زمینه اتاق می توان فضایی آرامش بخش ایجاد نمود. رنگ آبی سبز بیشتر برای فضاهایی مانند جکوزی و استخر و ... استفاده می شود، زیرا جدای از آرامش بخش بودن آن، عمق فضایی بیشتر و بزرگتری را در ذهن مخاطب ایجاد می کند. استفاده از آن در دستشویی و حمام و یا اتاق خواب مناسب است. در این گونه فضاها می توان رنگهای مکملی چون صورتی، زرد و ناورنجی و ... را نیز بکاربرد.

در سالن غذاخوری استفاده از رنگ آبی تیره و رنگ آبی کبالت و روکش چوب تیره برای دیوارها در حالیکه سقف سفید مات است، فضای مطبوعی را به همراه نورپردازیی مناسب ایجاد می کند.

در فضای نشیمن می شود از ترکیبی از رنگهای گرم و سرد استفاده نمود. به عنوان مثال ترکیبی از یک دیوار زرد و پرده هایی که گلهایی با رنگ گرم در زمینه آبی دارند را استفاده نمود. اما به هنگام ترکیب رنگها باید به این نکته توجه کرد، که هر رنگی بیانگر حالت به خصوصی است و ترکیب رنگها خود ایجاد کننده حس دیگری جدای از حالت هر رنگ به طور مجزا است.

زینا گلیز بروک طراح داخلی می گوید: " فکر میکنم که همگی ما به طور غریزی شناختی از رنگ داریم و این شناخت با محل جغرافیایی ما مرتبط است. یعنی اینکه ما در کجا بزرگ شده ایم و در سنین بلوغ به دنبال جه آمال و اهدافی بوده ایم. به تصور من، رنگ مانند مد، کیفیتی مقطعی و مرحله ای دارد و ما نیز این مراحل را طی می کنیم."

الکساندر استادارد طراح داخلی می گوید: "من رنگ آبی موجود در منزلم را به خاطر شباهت آن به رنگ آسمان و آب دوست دارم. کلیه رنگ هایی را که من از آنها استفاده می کنم از طبیعت الهام گرفته ام. من سعی میکنم تا به هر طریقی تاثیر طبیعت را به محل زندگی منتقل کنم زیرا معتقدم همگی ما تشنه این الهامات از طبیعت هستیم."

کریسس کیسن مدن طراح، نویسنده و مجری برنامه HGTV می گوید: " یک راه استفاده از رنگهای مختلف استفاده از کاغذ دیواری است. من قبلا در این مورد واهمه داشتم ولی اکنون متوجه شده ام که اگر بخواهم حالتی به خصوص را بیان کنم استفاده از کاغذ دیواری به طرق مختلف این امکان را به من می دهد."

کنتراست در رنگ

می دانیم رنگ مایه یا تونالیته در ارتباط با محیط از اهمیت خاصی برخوردار است . در نتیحه هنگام بوجود آمدن کنتراست نیز این عامل نقش مهم تری از رنگ ایفا می کند از سه جنبه ای که برای رنگ قایل شدیم ( جنبه رنگی , میزان اشباه , درخشندگی ) آنکه به جنبه سایه روشن یا رنگ مایه نزدیکتر است یعنی میزان اشباع آن از همه مهمتر است . یوهانس ایتن نظریه خود را درباره رنگها بر مبنای ساختهای موجود در آنها قرار داده است و کنتراستهای مختلفی را در این زمینه مطرح می کند که مقدم بر همه آنها کنتراست رنگمایه است . شاید قبل از این نوع کنتراست مهمترین کنتراست رنگی کنتراست سرد و گرم باشد که در ان رنگها را به دو گروه گرم یعنی زرد و قرمز وسرد یعنی ابی و سبز تقسیم می کند کیفیت دور شونده و عمق داررنگ سبز- آبی باعث شده است که از انها برای نشان دادن ساختهای دور استفاده کنند در حالی که کیفیت قوی تر قرمز- زرد را به هنگام بیان انبساط مورد استفاده قرار می دهند. از این کیفیات در تجسم بخشیدن به فضا استفاده های شایانی می شود زیرا از طریق گرمای رنگ تقریبا" مقدار مسافت را می توان حدس زد . ایتن کنتراستهای رنگی دیگری نیز مطرح ساخته است که از آن جمله اند کنتراست مکملها و کنتراست همزمان. کنتراست مکمل ها تعدال یافتن نسبی رنگهای سرد و گرم است . بر طبق نظریه رنگ مونسل در گردونه رنگ رنگ های مکمل در مقابل یکدیگر قرار می گیرند رنچهای مکمل بصورت جامد یا ذره ای دو خصوصیت دارند : اول انکه هنگام مخلوط شدن تولید نوع میانه خاکستری می کنند دوم آنکه اگر در مجاورت یکدیگر قرار گیرند خصوصیت رنگی یکدیگر را با شدت بسیار زیادی نمودار می کنند .

این دو در نظریه مونسل به نام کنتراست همزمان خوانده می شود

رنگ در معماری هتل

رنگ همیشه مطابق با نور باید انتخاب شود زیرا رنگ ها در منابع نوری مختلف به یک رنگ دیده می شوند از رنگ های سرد و روشن می توان در طراحی رستورانها بهره گرفت و مکان فوق را بزرگ تر جلوه داد اتاق را می توان با رنگ های گرم صمیمانه تر جلوه داد رنگ های گرم سایه روشن های زیبایی در فضا ایجاد میکنند و محیط گرمی را فراهم میکتتد رنگهای اصلی و روشن برای رستوران های غیر رسمی مناسب اند که دارای عملکرد سریع می باشند در برخی از اماکن می توان از چراغ و نور فراوان استفاده کرده کرد و این نور های زیاد رنگها را خنثی کرده و باعث خستگی چشم می شوند و تأثیر عملکرد طراحی را کاهش می دهد رنگ های ملایم آرامش بخش می باشند رنک های ملایم فضا را بزرگ تر نشان می دهد رنگ های روشن نیز فضا را بزرگتر نشان می دهد رنگ ها می توانند نشانه ای از حالت و سبک و فرهنگ یا کشور خاصی باشد به عنوان مثال رنگ ارغوانی رنگ سلطنتی است ورنگ سبز نشانه طبیعت رنگ های ملایم بیشتر در پست مدرن و رنگ های قرمز و طلایی بیشتر در رستورانهای چینی کاربرد دارند رنگ های سرد در شرایط اقلیمی گرم فضا را خنک تر میکنند استفاده از رنگ های مد روز به خاطر جلب مشتری رنگ سفید روشن برای دیوار میتواند در طولانی مدت چشم را خسته کند رنگ سفید برای رستوران ها میتواند نشانه پاکیزگی باشد مسأله تأمین نور یکی از مسائل مهم و فنی و هنری و در عین حال بسیار حساس و ظریف است حتی با مسائل روحی و روانی بی ارتباط نیست تأمین نور با کار کارکنان و راحتی مسافرین در ارتباط است نصب لامپ های پر نور راحتی مسافران را از بین می برد بنابر این باید نور متعارفی را در نظر گرفت نور باید از نظر کمی و کیفی علاوه بر تأمین روشنائی مورد نیاز زیبائی دکور را به نحو چشمگیری افزایش دهد نور زیاد در راهرو ها مقبول نیست نور زیاد راهرو ها سبب می شود مسافرین با هم بلند تر صحبت کنند سلف سرویس و اتاق ها باید دارای نور زیاد باشندهر نوری برای سلف مناسب نمی باشد مانند نور سبز زیرا رنگ غذا را بد نشان می دهد بهتر است در رستوران ها از نور غیر مستقیم استفاده شود نور پردازی باید با دور نما ها و دکورها هماهنگی داشته باشد زننده و خستگی آور نباشد موجب کسالت و خواب آلودگی نگردد .

جستاری بر نقش رنگ در معماری

غایت و هدف همه مجاهدت های هنری بیرون کشیدن و استخلاص ماهیت و سرشت معنوی فرم و رنگ و آزادی آنها از زندان دنیای مادی است.از چنین آرزو و سودایی است که هنر غیر مادی نشات میگیرد.دنیائی که امروز در آن زندگی میکنیم , به دنیای انسان در سالهای گذشته , شباهتی ندارد.دنیای ما با ابداع و خلاقیت شکل گرفته است.ما بناهائی میسازیم که محتوای آنها در عملکرد آنها نهفته است;در عین حال بناها سمبول افکار و عقاید نیستند ; بلکه تجسم افکاری هدف دار هستند.

جستاری بر نقش رنگ در معماری

رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچنین کلمات سخن میگویند:از نهان سبز جنگل ها,از راز آبی آسمان و دریاها,از شفافیت و زلالی قطرات باران و از پاکی سفید برف;بلی رنگها از روح آدمی و دنیای پر رمز و راز انسان سخن میگویند و رنگهایی که انسانها بدان می پوشند و می نگارند و نقش میزنند نیز حکایت از گوشه ای دیگر از درون ایشان دارد.

با گذشت زمان فکر انسان به اسرار پدیده های طبیعت چون رنگین کمان , رعد و برق , جاذبه و امثال آن پی برده است , با وجود این , پدیده ها هنوز هم در اسرار باقی مانده اند; رعد و برق ما می ترساند.ولی رنگهای رنگین کمان و نور ستاره شمالی روح را تعالی می بخشد و آن را تهذیب می کند.رنگین کمان سمبل صلح است.فقط کسانی که عاشق رنگ هستند می توانند زیبائی و کیفیت ذاتی آن را درک کنند.رنگ مواهب خود را به همه تقدیم می کند , ولی رموز و اسرار پنهان خود را فقط برای علاقه مندان واقعی آشکار می سازد.رنگ زندگی است زیرا جهان بدون رنگ برایمان مرده جلوه می کند , رنگ ها ایده آغازین و ثمره نور اصلی بدون رنگ هستند و مقابل آنها تاریکی بدون رنگ است.نور اولین پدیده در جهان است از طریق رنگ ها روح و طبیعت زنده جهان را برایمان آشکار می سازد.رنگها چنان افکار و احساسات عمیقی را القاء می کنند که حتی با چشم هم دیده نمی شوند.بلکه فقط با چشم دل احساس می شوند.لیکن قدم نهادن به این وادی نیز بدون عبادت خالق , نور آسمانها و زمین و اساسآ بدون انسان شدن میسر نیست.کلمه و آوای آن,شکل و رنگ اش,رگه های اصلی از ذات فوق طبیعی است که ما تصویری اندک از آن داریم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ می بخشد,همینطور هم رنگ بطور طبیعی به فرم شکل خاصی میدهد.ماهیت اصلی رنگ طنینی از تصورات خیالی است و در این حالت رنگ موسیقی است.زمانی که اندیشه مفهوم, قاعده مندی,لمس رنگ و طلسم آن,شکسته است آنگاه در دستان خود جز جسم بی روح چیز دیگری نداریم.

گوته در " فاربن لهر " در مورد هماهنگی و کلیت رنگ می نویسد: وقتی چشم رنگی را می بیند , بلافاصله فعالیتش را شروع می کندو عملکردش چنان است که به شکلی نا خود آگاه و اجتناب ناپذیر , رنگ دیگری ایجاد می کند که با پیوستن به حلقه رنگها , ترتیب حلقه رنگ را کامل میکند و این تاثیر متقابل , احساسی از غنای رنگ به انسان می بخشد.مقصود از هماهنگی رنگ , هنر وسعت دادن به درون مایه ها و مضامینی از تناسبات اصولی رنگ است که می تواند بعنوان پایه ای برای کمپوزیسیون ( یا آفرینش هنری )به خدمت گرفته شود.

رنگها نیروها و انرژی های درخشنده ای هستند که چه آگاه و چه ناخود آگاه روی ما اثر مثبت و منفی خواهند داشت.هنرمندانی که شیشه های رنگین خلق می کنند از رنگ برای خلق چنان محیطی معنوی و اسرار امیز استفاده میکردند که اندیشه های پرستش کنندگان را بر دوش شاهین معنویت به پرواز درمی اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصری بلکه از جنبه های روان شناسی و روان شناختی نیز باید بررسی شوند.

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند.

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.پدیده های بصری , معنوی و روانی در حیطه رنگ و هنرهای رنگ روابط مشترک زیادی دارند.وقتی که موضوعی در نظر مشترک گرفته شد , طرح باید از این موضوع اولیه و حاکم بر کار , پیروی نماید.اگر رنگ مهمترین وسیله بیان حالت و مفهوم باشد , ترکیب رنگ باید از سطوح رنگ شوع شود و این سطوح , خطوط را مشخص خواهند کرد.کسی که اول خطوط را رسم می کند و بعد رنگ را بدان می افزاید , هرگز نخواهد توانست یک اثر رنگی خوب و واضح به تصویر بکشد.رنگها , ابعاد و جهات مخصوص به خود را دارند و سطوح را به شیوه خود , ترسیم می کنند.

شاید به نظر عجیب برسد که در حوزه حس بصری رنگ حرارت را می توان تشخیص داد.به هر حال تجربه نشان داده است که بین دو آتلیه که یکی با رنگ سبز-آبی و دیگری با قرمز-نارنجی رنگ شده باشد , ۵ تا ۷ درجه اختلاف حرارت یا بودت از طریق ذهنی احساس می شود.به عبارت دیگر , کسانی که در آتلیه سبز هستند , در ۱۵ درجه سانتیگراد احساس سرما می کردند , اما در اتاقی که با رنگ قرمز نارنجی رنگ شده بود تا ۱۳-۱۱ درجه سانتی گراد نیز احساس سرما نمی کردند.حقیقت این است که رنگ آبی-سبز جریان خون را کند و رنگ قرمز نارنجی همانند داروی محرکی است که باعث حالت هیجانی و تسریع جریان خون در بدن می گردد.

این تاثیرات مختلف قدرت وسیع مفهومی و بیان حالت کنتراست سرد و گرم را نشان می دهد و از آن می توان برای ایجاد اثرات تصویری فوق الهاده زیبا استفاده کرد.مناظری که فاصله اشیاء در آن زیاد است , همیشه از لحاظ رنگ سرد تر بنظر می رسند , زیرا که در عمق هوا قرار دارند.پس کنتراست سرد و گرم وسیله مهمی است که اثرات پرسپکتیو و حجمی را نشان می دهد.

شکل ها نیز دارای خصوصیت گویا ومعنی دار نظام زیباشناختی خود هستند.در طراحی,این کیفیت های معنی دار شکل و رنگ می بایست با یکدیگر مطابقت داده شوند,یعنی شکل و رنگ در معنی دار بودن و مفهوم خود یکدیگر را تایید و اثبات نمایند.سه شکل اصلی مربع,مثلث و دایره نیز مانند سه رنگ اصلی قرمز,زرد و آبی دارای خصوصیات مفهومی و بیانی مشخص هستند.مربع,نمایانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسی از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء میکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگین و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زوایای حاد و تند,تاثیر ستیزه جویی,پرخاش و تهاجم را ایجاد میکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصیت بی وزن آن با زرد روشن هماهنگی دارد.دایره بر عکس مربع,احساسات را ملایم و معتدل میکند و حس آرامش و حرکت آرام و آهسته را القاء مینماید.دایره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.

تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندی و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بیان مفاهیم و حالات توافق داشته باشند,تاثیرات آن دو چندان خواهد بود. مطالعه پیرامون احساس رنگ دقیقآ با اثرات رنگ در طبیعت آغاز می شود بدین معنی که تاثیر حسی حاصله از اشیاء رنگین روی حس بینائی خود را بررسی می کنیم.امروزه پیشرفت در صنعت شیمی رنگ , سبک و عکاسی رنگی , میزان علاقه عمومی به رنگ را افزایش داده است.ولی این علاقه موقتی به رنگ تقریبآ سراپا بصری و دارای ویژگی های مادی است و با دید معنوی و احساس بررسی نمی شود.این نوعی به بازی گرفتن سطحی و صوری نیروهای ماوراء طبیعت است و همچنین فقدان جهت گیری و برنامه ریزی در مورد لزوم آشنائی با اتود های طبیعت نقصی است که در مدارس هنر قابل بررسی است.اتودهای طبیعت در هنر نمی بایست کاری تقلیدی برگرفته از تاثیرات تصادفی باشد.بلکه باید تحلیلی و تحقیقی بوده و فرم ها و رنگ ها را که مختصات راستین هستند , ابداع نمایند.چنین اتود هائی تقلیدی نیستند بلکه تفسیرگرند.اگر بخواهیم این تفسیر بجا و شایسته باشد , باید پیش از آن , مشاهده دقیق و تفکر صحیح انجام شود.

مختصری بر نقش رنگ در معماری

یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند هر رنگ نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد.هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد دیداری مستقلا تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و پرمایگی

فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ، نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .مادامیکه این رنگها با رنگهای خالص سفید و سیاه ترکیب شوندایجاد بیشماری از رنگها و سایه های مختلف مینمایند

درخشندگی، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد .

پرمایگی (اشباع)، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .

رنگهای درخشان به تنهایی جذاب هستند اما اگر در یک الگو یا ردیفی منظم قرارگیرند از نظر بصری تاثیر بیشتری خواهند داشت. این نوع آرایش یک ساختار ساده را بر این رنگها حاکم میکند و در نتیجه یک مفهوم و یا نوعی نظم را، ورای حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

دیوارها و پیش زمینه های روشن

رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند.

پنجره ها و مبلمان با زمینه رنگ و سایز متوسط

در مبلمان و پنجره هائی با سایز بزرگ شاهد ان خواهیم شد که رنگ انها با یکدیگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تآثیر گذاری بر محیط غالب خواهند شد ثبات از بین خواهد رفت و تلویحآ نوعی تکان بصری ایجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره های متوسط و با رنگی متعادل و متوسط خواهیم توانست ترکیب بندی با ثبات داشته باشیم. هر ترکیب بندی را میتوان کارآمد دانست به شرط این که عناصر صحنه به طور موثر با بینندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسی در شناسایی عناصر کلیدی صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و میزان نور ، آنها را از دل سایر عناصر تصویری متفرقه، بیرون بکشید. همین اشیاء مزاحم، صحنه ها را مخدوش میکنند و همچنین،بهتر است به جای تمرکز زیاد روی جزییات خیلی خاص، تنها روی ساختار کلی صحنه تمرکز کنید. چرا که تاثیر آنها در مقابل ترکیب بندی عمومی، بسیار سطحی است.

ملحقات تیره

از این رو چشمان شما به سمت رنگ تیره تر کشیده میشوند و شما در روشی قادر خواهید بود ملحقات واثاثیه ها را نظم دهید تا هادی دید وکیفیت بصری روان باشند

پیدایش و اهمیت رنگ ها

تا پیش از قرن نوزدهم ، فقط تعدادی رنگ  و مواد رنگی شناخته شده بودند که بیشتر آنها ریشه آلی داشتند . گران نیز بودند ، به طوری که استفاده از پارچه های رنگی و مواد تزئینی فقط در انحصار ثروت مندان بود . صدها هزار حلزون زندگی را از دست دادند تا امپراطور روم بتواند ردای بنفش خود را به تن کند ، در حالی مه رعایای او ناگزیر بودند به پوشیدن پارچه های پنبه ای یا کتانی ساده ، پوست یا پشم حیوانات بسنده کنند .

رنگ و ارتباط :

مشهور است که اسکیموها ، برای رنگ سفید هفده لغت به کار می برند با این هفده لغت ، شرایط بارش و حالات بخصوص برف را که در زندگی مشکل آنها نقش اساسی دارد ، توصیف نموده اند .در فرهنگ مختلف ، رنگها معانی مختلف پیدا می کنند . مثلا در ژاپن یک گل میخک صد پر نشان مرگ است و در چین کلاه سبز به معنای خیانت یک زن به شوهرش معنی می دهد .رنگ چراغ های راهنمائی ، مطلب ویژه ای را بیان می کند . رنگ قرمز به عنوان سمبل خطر و رنگی گرم و آبی یا سبز به عنوان سمبل سکون و آرامش و رنگی سرد شناخته می شود . این گونه شناسائی رنگ ها یک قرار داد است . قرار دادی که امروزه  در اغلب کشورهای جهان محترم شمرده می شود . اما باید توجه داشت ، شاید این بیان در کشوری با فرهنگ بخصوص صادق نباشد .« مثلا در چین درخشانترین رنگ ها به امپراتور یا « فرزند خدا » اختصاص داشت . هیچ کس نمی توانست جامه زرد بر تن کند . رنگ زرد نشانه فراست و روشنی افکار متعالی و والا بود .نیز هنگامی که چینی ها در مراسم عزا جامه سفید بر تن می کنند ، نشانه آن است که متوفی به قلمرو خلوص و بهشت عروج کرده است . رنگ سفید به مفهوم یک اندوه شخصی نیست بلکه نشانه ای برای هدایت مردگان به سوی کمال می باشد ؛ و بدین خاطر چینی ها جامه سفید به تن می کنند.»اگر یک سری معانی رنگ ها در اینجا ذکر شد و می شود ، منظور مفاهیم مسلط و همه پذیری است که در اکثر کشورهای جهان به یک صورت بکار گرفته می شود فرهنگ های ابتدائی با کلمه رنگ اشنایی چندانی نداشته اند.

روان شناسی رنگ ها در ارتباط تصویری :

این روزها روان شناسی رنگ برای روان شناسان بالینی ، مشاوران امور ازدواج ، پزشکان ، مهندسان معماری ،  روان کاو ها ، جرم شناسان ، کارشناسان تعلیم و تربیت و صاحبان سرمایه و تولید کنندگان مهمتر شده است . شاید هنگامی که از روان شناسی رنگ در بازریابی ، هتلداری و تجارت سخن به میان می آید ، ارزش واقعی آن آشکارتر می شود .برای کشف دخالت نا محسوس این علم در امور تجاری سایر کشورها ، کافی است برانیم هیچ جعبه شکلاتی را سبز مطلق نمی بینیم ، این جور جعبه ها ، معمولا قرمز یا آبی اند یا یک تولید کننده شکر می داند که نباید محصول خود را در بسته سبز رنگ عرضه کند . درحالی که زیبائی های یک شیشه دهن گشاد قهوه ای رنگ حاوی شکر مدت ها درقفسه می ماند تا به فروش برسد .به خاطر همین ملاحظات است که یک تولید کننده باید تحقیق نماید تا مطمئن شود که ما خریداران ، جنس او را بر کالاهای مشابه ترجیح می دهیم . اگر محصول او شکر باشد ، در این صورت او می داند که باید شکر خود را در یک بسته بندی آبی رنگ و یا حداقل دارای یک زمینه آبی عرضه کند و به هیچ وجه از رنگ سبز استفاده نکند . ولی به احتمال زیاد دلیل انرا نمی دانند . دلیللش این است که احساس فیزیولوژی انسان در رابطه با رنگ آبی « شیرینی » است . از سوی دیگر رنگ  سبز یک احساس گس را در انسان پدید می آورد . دیواره داخلی هیچ هواپیمائی زرد شبرنگی نیست . سمبل فروشگاه های معروف مواد غذائی ، ترکیبی از رنگ های سرخ و طلائی است . کسی دیوار بیمارستان های خصوصی را قرمز نمی کند یا ماشین های مدل بالایی که در تبلیغات از آنها استفاده می شود ، معمولا نقره ای یا سیاه و براقند .

رنگ – ارتباط تصویری انسان :

اگر به قول نجم الدین رازی هر آدمی نوری داشته باشد که به گذشت سالها و طی مراتب کمال تغییر کند ، پس می شود رنگ آدم ها را هم باور کرد . هر آدمی رنگی دارد . بعضی آبی اند ، بعضی ها قرمز . آدم می تواند سبز باشد ، قهوه ای ، فیروزه ای ، خاکستری ، سیاه  یا طلائی . این رنگی ها صبح ها از کنار هم می گذرند و آنقدر بی هیچ و پوچ میدوند که رنگ شان می پرد ، همه چیز را جا  می گذارند ، حتی از رنگ مورد علاقه شان هم یادشان نمی آید ، چه رسد بازی محبوبشان ، قصه هایی که زمانی با آنها به خواب می رفتند و هزار و یک خاطره دیگر . متخصصان معماری داخلی و گرافیست ها گاهی تمایل دارند از رنگ های ذهنی مورد علاقه خود بهره گیرند .این گرایش در مواردی که یک قضاوت ذهنی در برابر قضاوتی دیگر قرار می گیرد ، باعث ایجاد بحث و سوء تفاهم می شود . برای حل بسیاری از مسایل ، جنبه هایی عینی وجود دارند که مقدم بر اولویتهای ذهنی می باشند . مثلا یک فروشگاه گوشت را باید در مایه های سبز روشن و آبی – سبز رنگ آمیزی نمود تا گوشتهای مختلف تازه تر به نظر برسند .یا هنرمند تبلیغاتی می داند که در بطری که حاوی شربت است باید از رنگی شیرین ( برای مثال قرمز آلبالوئی و ... ) استفاده کند و از رنگی که طعم گس دارد ( برای مثال سبز ، سبز – آبی و....) استفاده نکند یا در پوستری که برای کارخانه ماکارونی زده می شود نباید از نقطه های آبی رنگ برای این کار استفاده کند . زیرا این حالات رنگ و فرم با موضوع مغایرت دارد .کالایی که رنگ روشن و درخشان دارد نباید در معرض دید خریدار قرار گیرد زیرا ممکن است اثرات نیرومند پدیده همزمانی را به دنبال داشته باشد . پس یک طراح باید از مبانی کلی رنگ و فرم آشنایی کامل داشته باشد . او باید بتواند رنگ ها و مکمل های لازم را کشف نماید .

تاثیر و تاثر رنگها بر انسان :

از روزگاران بسیار دور ، رنگ ها همواره پیرامون بشر را احاطه کرده و  وی را تحت نفوذ خود در آورده اند .به نظر می رسد که ادراک پیچیده انسان جزئی از وظایف پوسته مغزی ( کرتکس) است که بخش پیشرفته تر مغز را تشکیل می دهد. واکنش های ناشی  از مشاهده و تجزیه رنگ ممکن است به درونی ترین مراکز  بدن منتقل  شده ، از آنجا به مراکز اصلی روانی ، ذهنی و عاطفی تاثیر می گذارد . بازرگانی ، مهمانانی رابرای شام دعوت کرد . مهمانان به هنگام ورود بوی اشتها آور غذا را که از آشپز خانه متصاعد بود استشمام کرده و همگی مشتاقانه منتظر شام بودند . وقتی این جمع شادان به دور میز آراسته از انواع غذاها نشستند ، میزبان آپارتمان را غرق در نور قرمز کرد . در نور قرمز گوشت ها اشتها آور جلوه کرد ، اما اسفناج سیاه و سیب زمینی ها قرمز روشن شدند ، پیش از آنکه مهمانان از حیرت به خود آیند ، نور قرمز به نور آبی تبدیل شد ، کباب منظره گندیده به خود گرفت ، و سیب زمینی ها کپک زده به نظر رسید . همه مهمانان یکباره اشتهای خود را از دست دادند ، اما وقتی نور زرد تابیده شد و رنگ نوشابه ارغوانی به رنگ زشت روغن کرچک تبدیل شد ، عده ای از بانوان نازک طبع برخاسته و به شتاب اتاق را ترک کردند. اگر چه همه میدانستند که این تغییرات فقط به دلیل تغییر رنگ نور است ، اما با وجود این کسی به فکر خوردن نبود . میزبان با خنده دوباره نور سفید را روشن کرد ، بزودی روحیه شاد قبلی به مجلس بازگشت . حال چه کسی میتواند در مورد تاثیر عمیق رنگ بر روی انسان شک و تردید وادارد ؛ چه از این تاثیر آگاهی داشته باشیم یا خیر !

بعضی از تاثیراتی که رنگها در انسان میگذارند عبارتند از: سرخ معمولا اشتها را تحریک می کند و در رستوران ها و اتاق های غذا خوری رنگی مفید است.زرد ، رنگی چشم گیر است ، به همین دلیل برای علامت گذاری راهروها و تالارها مورد استفاده قرار می گیرد.آبـی :ملکه با شکوه دنیا !!!مرا در آبی واگذار گنبد کبود اسرار تور ا می نماید . ( گوته )همانطور که میدانیم رنگ های سرد معمولا احساس آرامش ، آسودگی و صلح را به ارمغان میآورند.سرانجام

رنگ ها در طراحی وب سایت

رنگ بر ادراک و عکس العمل های ما تاثیر می گذارد . یک بیننده با آگاهی از سایت مورد نظر وارد آن می شود . حال شما باید او را هم چنان سر شوق نگه دارید . گرافیست یک سایت باید در عرض 8 الی 10 ثانیه بیننده را از لحاظ بصری جذب کند .با استفاده از رنگ او ( طراح ) می تواند حس خوش آمد گوئی و راحتی و اعتماد را به بیننده منتقل کند .سایت هایی که اصطلاحا سایت های رنگین کمانی هستند و از همه جور رنگ در هم استفاده کرده اند کمترین زمان بازدید توسط بیننده ها را دارند و بیننده خیلی سریع از این سایت ها خارج می شود ، زیرا چشم برای دیدن رنگ های گوناگون زوم های گوناگونی می کند و زود خسته می شود .( سایت هایی که رنگ سفید در آنها غالب است و مقدار خیلی کمی از دیگر رنگ ها در آن بخش های گوناگون دیده می شود جزو این دسته نمی شوند .) هر چه تعداد رنگ ها کم شود مدت زمان ماندن بازدید کننده در صفحه زیار می شود . یک نکته در استفاده از رنگ های گوناگون برای طراح این است که حداکثر از 5 رنگ استفاده کند و آنها را همگی از رنگ های گرم یا سرد استفاده کند و زمینه را سفید بگذارد . این کار چشم ها را خسته نمی کند و سایت های کودکان که می خواهند با استفاده از رنگ های گوناگون محیط شادی را ایجاد کنند اگر از این روش استفاده کند یازدید بهتری دارد . ایجاد یک سایت با دو رنگ آبی کم رنگ و قرمز کم رنگ ایده بسیار ضعیفی است . رنگ قرمز ملایم طولانی ترین طول موج را داراست و آبی ملایم کوتا ه ترین را . هنگام نگاه کردن انسان به این دو رنگ ، لنز چشم برای تنظیم زوم تغییر اندازه می دهد . اما چون فرکانس های رنگی این دو رنگ با هم خیلی تفاوت دارد باعث خستگی چشم و ایجاد سر درد برای بیننده می شود .طراحی که از سایه های گوناگون آبی یا رنگ آبی و سفید در سایت استفاده می کند بیشتر از بقیه ، مردم پسند به نظر می آیند چرا ؟ آبی آرامش ، استواری ، امید داشتن و دانایی و بخشندگی را عرضه می دارد . مردم ذاتا به سایت های آبی رنگ سریعتر اعتماد می کنند . متن های آبی رنگ بیشتر در ذهن مردم به یاد می ماند .خدا را شکر که سایت های زرد رنگ زیاد نیستند . با وجود اینکه رنگ زرد نشان از جمع شدگی و تمرکز است ، اما بسیار سخت و مشکل در چشم آنالیز می شود .رنگ اطاق را زرد کنید : نتیحه این  می شود که بچه ها گریه بیشتری می کنند و بزرگتر ها سریعتر عصبانی می شوند . رنگ زرد یک رنگ حسی و چشم فریب است و استفاده آن در میزان کم بسیار جذاب و خوش دید خواهد بود .

همان طور که می دانیم رنگ های سرد آرامش بخش هستند و محبوبیت بیشتری نزد مردم دارند . طراحی یک سایت با رنگ های گرم و سرد باعث گیج شدن بیننده می شود و باعث می شود سایت شلوغ و بی نظم و غیر قابل اعتماد جلوه کند . طراحان سایت معمولا متوجه نمی شوند که ترکیب رنگ هایشان گرم و سرد است . استفاده از چرخه رنگ ها مفید است . دایره رنگ رنگ های اصلی ( آبی و قرمز و زرد ) و رنگ های ثانویه ( نارنجی و سبز و بنفش ) را نشان می دهد . ترکیب دو رنگ اصلی  یک رنگ ثانویه می سازد تمامی رنگ ها از ترکیب سیاه و سفید با رنگ های اصلی بوجود آمده اند .

رنگ بندی سایت با توجه به موضوع

اصل توجه به عملکرد و موضوعیت سایت ، در رنگ بندی مطلب مهمی است . سایت های دولتی و به طور کل ، سایت هایی با بازدیدکننده بسیار بالا ، معمولا از رنک سفید برای زمینه صفحات و رنگ آبی برای لینک های صفحه و رنگ بنفش برای لینکهای مشاهده شده که به عنوان  defaultبرنامه فرانت پیج نیز به کار می رود ، استفاده می کنند. سایت هایی که بیش تر جنبه شخصی دارند ، از رنگ های مکمل استفاده می کنند. مثلا رنگ سبز پر رنگ در کنار سرمه ای ، جذابیت خاصی به سایت هایی با موضوعیت بازرگانی می دهد . و یا در طراحی سایت های کودکان ، از رنگ های خیلی شاد استفاده می شود. به هر حال توجه به کارکرد کد رنگ ها در طراحی صفحات وب از اهمیت مهمی برخوردار است .

یک قانون : بهترین رنگ نداریم!

در مدیریت نوین یک اصل پذیرفته شده وجود دارد که یک بهترین شیوه مدیریت در کار وجود ندارد. ترکیب و هماهنگی و استقرار یک نظام در رنگ بندی صفحات وب نیز ، چنین رویکردی دارد. تجربه و نوع علاقه و هنر  web designer هست که سایتی را برای ما جذاب و سایتی دیگر راnext می کنیم. نکاتی که می بایست در زمان طراحی گرافیکی سایت در نظر داشته باشیم به شرح زیر هستند :

نتیجه گیری ؛ 5  اصل مهم

لیست زیر مشخصه هایی از رنگ ها را که هنگام طراحی باید مدنظر داشته باشید بیان میکند:

1- رنگ ها اثر زیادی روی احساسات ما در 90 ثانیه اول دیدن میگذارند .

2- اثر رنگ میتواند بیننده را ترغیب به خرید یک جنس از شما کند.

3- رنگ ها رفتار ما را در برابر یک موضوع فقط تشدید نمیکنند ، بلکه اثر خود را کاملا در رفتار ما نشان میدهند .

4- اثر گذاری رنگ در فرهنگ های مختلف گوناگون است !

5- هر رنگ به تنهایی یک پیام مخصوص به چشم بیننده میفرستد .به قول مک لوهان ، رسانه همان پیام است !

مروری مجدد بر روان شناسی رنگ ها

به طور کل ، رنگ ها دارای خصیصه های خاصی هستند که در زیر به بخشی از این مولفه های موجود در رنگ ها اشاره شده است :

• سفید : اشاره دارد به صداقت ، پاکیزگی ، صمیمیت ، ملایمت و معاصر بود ن چیزی . سفید بهترین رنگ برای بک گراند های وب است . در تجارت سفید رنگ خستگی گیر و انرژی بخش است .

• سیاه : اشاره دارد به ظرافت ، قدرت ، دلیری ، شهامت ، فریبندگی ، شیطان ، مهارت و باستان . مشکی برای رنگ متن روی یک پس زمینه روشن ایده آل است. این رنگ بعنوان رنگ پس زمینه چشم را خسته میکند .

• قرمز : توانایی ، هیجان ، احساسات شدید ، سرعت ، خطر و تهاجم . این رنگ از بیننده توجه به خود را طلب میکند . در تجارت بمعنی وام و بدهی است . این رنگ شدید ترین رنگ احساس است و ضربان قلب و تنفس را تسریع میکند .

• آبی : امنیت ، اعتماد ، مسئولیت پذیری ، سرما ، ایمان ، وفاداری ، وابستگی وجاه و جلال . آبی دومین رنگ عوام پسند است . در تجارت بمعنای ضمانت مالی است .

• سبز : تندرستی ، فراوانی ، حاصلخیزی ، آزادی ، شفا و بهبودی ، طبیعت ، پیشرفت ، حسادت و خونسردی . در تجارت بیانگر مقام و ثروت است. این رنگ در چشم ها راحت تر از همه دیده میشود .

• قهوه ای : تاثیر گذاری ، متانت ، توانگری مالی و کمک کننده بودن . قهوه ای رنگ کره خاکی ماست و در طبیعت بسیار فراوان است .

• خاکستری : صمیمیت زیاد ، اعتبار و نفوذ و عملی بودن . در تجارت بمعنای سنت گرایی است .

• صورتی : ملایمت ، شیرینی ، ظرافت و زنانگی ، خوب بودن ، بی گناهی و پرورش کودک .

• بنفش : وقار ، معنویت ، شاهانه بودن ، عیش و نعمت ، دارایی ، اعتبار و نفوذ ، سوگواری و مهارت . در تجارت بزرگ نشان دادن است . بنفش طرفداری از سبک های هنرمندانه است

• نارنجی : سرزندگی و شوخی ، لذت و خوشگذرانی ، تعادل گرمایی ، تشویق کردن ، چالاکی و نیرو ، تحمل و بلند همتی .

• زرد : نور خورشید ، گرمی ، خوشی ، نامردی ، ترسویی و حسادت . در تجارت درخواست از نوع روشنفکرانه است و برای تاکید نیز خوب است . زرد باعث افزایش تمرکز شده ، سوخت و ساز را زیاد میکند و سخت ترین رنگ برای چشم هاست .

• طلایی : نشانگر گران بودن و پرستیژ است .

• نقره ای : سرما ، علمی بودن و اعتبار و پرستیژ است .

پس وقتی میخواهید رنگی انتخاب کنید باید درباره بازار نهایی کار خود باندیشید . چه احساساتی را میخواهید برانگیخته کنید ؟ اول کمی درباره چشم انداز احساسی هدفتان فکر کنید و نیز پیامی که از راه دید میخواهید منتقل کنید . بعد رنگ خود را انتخاب کنید ! توجه داشته باشید که گرافیک صفحات وب ، امروزه نقش زیادی را در ارائه دکترین رفتار سازمانی الکترونیکی مراکز رسانه ای غرب به مخاطبان در اختیار دارند و LOGO ، BANNER ، TIZER ها ، فوق العاده در تحکیم مفاهیم به مخاطبان وبی موثر هستند.

با رنگ های زنده بیشتر آشنا شویم

رنگ های زنده همواره رنگ هایی دوست داشتنی هستند. این رنگ ها به نحوی اغراق آمیز جاذب نگاه و توجه بیننده هستند و هرگز از نظر بیننده دور نمی مانند. رنگ های زنده ای كه انرژی و هیجان در فضا می پراكنند و برای افرادی كه دوست دارند هر روز صبح در فضایی پر انرژی و سرزنده چشم بگشایند و روزشان را با هیجان و سرزندگی آغاز كنند ایده آل هستند.

از آنجا كه اغلب ما بیشتر با رنگ های خاموش و خنثی در محیط زندگی مأنوس هستیم به كارگیری این رنگ ها نیازمند جسارت است. اما چنانچه این رنگ ها را در تركیبی مناسب به كار گیرید این جسارت بی پاداش نخواهد ماند و نتیجه فضایی درخشان، زیبا و فوق العاده جذاب خواهد بود. پیش از انتخاب چنین پالت رنگی برای فضای منزلتان به سلیقه خود نیز توجه كنید زیرا برای بسیاری از مردم زندگی در چنین فضاهای رنگینی برای مدت طولانی ممكن  است آزار دهنده باشد. یكی از روش های ارزیابی سلیقه واقعی شما در انتخاب رنگ دقت در كمد لباس های شماست. اگر لباس های كمد شما از رنگ های بـِژ، كرم، قهوه ای و سیاه و سفید است و یا از سایر رنگ های خنثی و ملایم تشكیل شده است در فكر استفاده از رنگ های زنده در فضای منزلتان نباشید. چون خیلی زود از آنها خسته می شوید اما اگر در میان لباس هایتان رنگ های شادی مثل قرمز، نارنجی و بنفش زیاد به چشم می خورند احتمالاً از زندگی در فضایی با دكوراسیون برگرفته از رنگ های زنده لذت خواهید برد.

از نگاه طراحان دكوراسیون داخلی ، رنگ های زنده دارای ویژگی های فوق العاده ای هستند كه می تواند ویژگی های حاكم بر یك فضا را تنها با چند قوطی رنگ تغییر دهد.

 پس از آن كه از تمایل و علاقه خود نسبت به این پالت رنگی مطمئن شدید نوبت به انتخاب رنگ های خاصی می رسد كه در این گروه می پسندید. هنگام انتخاب پالت رنگ های زنده باید به خاطر داشته باشید كه انتخاب این گروه به معنی به كارگیری این رنگ ها در سطوح بزرگ مثل دیوارهاست كه بلافاصله كاراكتر و حالت یك اتاق را دستخوش تغییری چشمگیر می سازد و نه تنها به معنی استفاده از یك كاناپه قرمز یا قفسه سبز در گوشه ای از یك اتاق نیست بلكه احاطه شدن در فضایی آكنده از رنگ های زنده و شاد در كلیه جوانب یك اتاق است.

فضاهایی كه با رنگ های زنده آراسته می شوند نیاز به نور فراوان دارند، به ویژه نور طبیعی. در شب نیز نور چراغ های هالوژن برای چنین فضاهایی مناسب تر است. ممكن است تصور كنید كه پالت رنگ های زنده فقط برای اتاق های بزرگ مناسب است در این صورت در اشتباه هستید. یك اتاق بسیار كوچك نیز می تواند با رنگ های زنده از نمایی ویژه برخوردار شود حتی اگر این رنگ ها رنگ هایی تیره باشند مثل آبی نیلی یا حتی سیاه. نكته جالب توجه دیگر درباره پالت رنگ های زنده این است كه شما می توانید این رنگ ها را در دكوراسیونی كاملاً مدرن و یا در دكوراسیون های سنتی و قدیمی با موفقیت به كار بگیرید.

 از آنجا كه قدرت و ویژگی رنگ های زنده در سطوح رنگی بزرگ و ساده است هنگام كار با این پالت رنگی نیازی به استفاده از بافت اضافی بر روی دیوارها یا باقی سطوح وجود ندارد. در حقیقت در چنین دكوراسیونی هرچه سطح صاف تر و یك دست تر باشد نمای زیباتری خواهد داشت دیوارهایی كه با رنگ های زنده پوشانده می شوند باید از زیرسازی بسیار خوبی برخوردار باشند همه چیز در اتاق پیرو رنگ دیوارهاست و در طراحی یك دكوراسیون با این مجموعه رنگی دیوارها نقطه شروع هستند و سپس باید این رنگ ها در سایر اجزای اتاق تكرار شوند. تكرار این رنگ ها در اجزای دكوراسیونی، این رنگ ها را تكمیل می كند و به حداكثر میزان خود می رساند. در گروه رنگ های زنده ، تضاد رنگی و كنتراست های شدید نقشی اساسی ایفا می كنند و نتیجه ای جذاب و چشمگیر می آفرینند چنان كه تیره ترین سیاه در كنار درخشان ترین رنگ سفید یكی از تركیب های ویژه این گروه است. همچنین اتاق هایی كه با این رنگ ها تزیین می شوند باید متشكل از دكوراسیونی ساده با اجزایی معدود باشند. شلوغ كردن چنین فضایی با وسایل تزیینی متعدد از تأثیر مورد نظر رنگی خواهد كاسترنگ های زنده گرم جذاب ترین رنگ ها در این گروه هستند. سرخابی، نارنجی تند و زرد درخشان از گرم ترین رنگ های این پالت رنگی هستند كه در كنار یكدیگر یا هر یك به تنهایی همراه با سیاه چنان پرانرژی هستند كه احساس واقعی از هیجان را در بیننده زنده می كنند. جالب است بدانید این رنگ ها حتی رنگ سیاه را نیز تحت الشعاع قرار می دهند و سیاه در واقع همچون قابی این رنگ ها را كه از خودش قوی تر هستند در برمی گیرد چنان كه در كمتر رنگی چنین ویژگی وجود دارد. این رنگ های گرم و تند در كنار سفید خالص نیز جذاب و زیبا خواهند بود آن هم  با نمایی تمیز كه حس پاكی و طراوت را به بیننده القا می كند. در حالی كه كمی رنگ طلایی جذابیت این تركیب را دوچندان خواهد كرد. به كارگیری تزیینات فلزی طلایی و نقره ای بر درخشش و زیبایی رنگ های این پالت می افزاید

رنگ قرمز در این گروه رنگی درخشان و برجسته است كه از بارزترین ویژگی های این گروه رنگی است. بسیاری از مردم از به كارگیری این رنگ در دكوراسیون پرهیز دارند اما كمتر رنگی می تواند هیجانی برابر با تأثیر این رنگ ایجاد كند. تأثیرات این رنگ چنان چشمگیر و قوی هستند كه حتی نیازی به در برگرفتن سطوح بزرگی مثل دیوارها نیست. تنها به كارگیری آن در بخش هایی از دكوراسیون یك اتاق تأثیر به سزایی در نمای آن خواهد داشت. استفاده از رنگ قرمز در قالب اجزای دكوراسیونی مانند گل ها، فرش و یا انواع قاب عكس و از این قبیل ، روشی مناسب برای معرفی این رنگ قوی در یك دكوراسیون است.

قرمز در كنار سیاه یا خاكستری نمایی جذاب می یابد و همراه با سبز و كمی نقره ای نیز تأثیری خاموش تر خواهد داشت اما این رنگ چنان قوی و تأثیرگذار است كه همواره بیشترین اثر را بر بیننده دارد. آگاهی از تأثیرهای رنگ قرمز بر روی فضای یك اتاق می تواند سودمند باشد. به عنوان مثال رنگ قرمز در واقع مقداری از نور محیط را جذب می كند از این رو باید اتاق مورد نظر برای دكوراسیونی با این رنگ از نور كافی برخوردار باشد.  همچنین دیوارهایی به رنگ قرمز جلوتر از فاصله واقعی خود به نظر می رسند و موجب می شوند اتاق كوچك تر به نظر برسد به همین دلیل استفاده از این رنگ برای دیوارهای اتاقی با ابعاد كوچك مناسب نیست بلكه در چنین فضاهایی اگر به جای رنگ آمیزی دیوارها با رنگ قرمز از این رنگ در سطوح كوچك تری مثل قاب پنجره ها و درهای اتاق بهره بگیریم نتیجه بهتری در بر خواهد داشت و به این ترتیب بدون قربانی كردن فضا ، از تأثیرهای مثبت این رنگ بهره مند خواهید شد.

برای زیباتر كردن دكوراسیون منزل از چه رنگهایی استفاده كنیم؟

رنگ یكی از جالب ترین جنبه های دكوراسیون است. طراحان دكوراسیون امروزی تقریباً همه قوانین سابق در ارتباط با استفاده از رنگ های گوناگون و تركیب آنها با یكدیگر را در هم شكسته اند و امروز هر رنگی را می توان در دكوراسیون منزل به كار برد. دیگر مرزها و محدویت های گذشته در كاربرد رنگ ها در دكوراسیون رعایت نمی شوند و شاید به همین دلیل انتخاب مجموعه رنگی دلخواه برای دكوراسیون  یك خانه مشكل تر شده باشد. اما هنوز راه هایی برای تشخیص مجموعه رنگی مناسب برای هر خانواده وجود دارد. امروزه بیش از هر چیز به سلیقه و روحیات ساكنین خانه توجه می شود. هر یك از ما احتمالاً ایده هایی درباره رنگ  های مورد علاقه خود داریم و انتخاب و سلیقه ما اغلب بهترین راهنما برای انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای محل زندگی و منزلمان است. اگر به یك پارچه كنفی رنگ پریده، یك رومیزی بنفش پررنگ و یا لباس هایی به رنگ  های زنده و درخشان تمایل دارید اینها می توانند راهنمای شما در انتخاب مجموعه رنگی مناسب برای منزلتان باشند. در قدم اول كلیه لوازمی كه در منزل دارید و آنها را به خاطر رنگشان دوست می دارید در یك جا جمع كنید. این وسایل ممكن است عبارت باشند از یك روسری، یك سرویس بشقاب، صابون یا كارت تبریك و یا هر آنچه به واسطه رنگش مورد پسند شما است. كتاب ها و مجله هایی كه در رابطه با تركیب رنگ هستند، تهیه كنید و با مطالعه آنها اطلاعات كافی در رابطه با ایجاد ارتباط میان رنگ های گوناگون كسب كنید.

 رنگ هایی كه شما می پسندید، تركیب آنها با یكدیگر در یك مجموعه واحد ، و تأثیر نور موجود در فضا بر  آنها عواملی هستند كه نتیجه كار را تحت تأثیر قرار می دهند.

هنگامی كه رنگ های مورد پسندتان را انتخاب كردید با استفاده از مداد رنگی، مداد شمعی، آبرنگ و یا هر وسیله رنگ آمیزی دیگری كه در اختیار دارید آنها را در كنار هم بر روی یك قطعه كاغذ سفید آزمایش كنید. اندازه سطوح رنگی مختلف را تغییر دهید و به آنها كمی سفید برای روشن تر شدن اضافه كنید. به چرخه رنگ مراجعه كنید و با استفاده از آن رنگ مورد نظرتان را یافته در كنار آن امتحان كنید. به خاطر داشته باشید كه رنگ های منتخب شما وقتی بر روی سطح دیوارهای اتاق اجرا شوند تاثیری بسیار قوی تر از نمای آنها بر روی یك قطعه كاغذ خواهند داشت. وقتی به یك تركیب رنگی رضایت بخش رسیدید توجه داشته باشید كه تأثیر نور موجود در محیط و شرایط منزل خود را نیز در نظر بگیرید . به عنوان مثال دیوارهای زرد درخشان برای یك خانه آفتاب گیر در منطقه ای با آب و هوای گرم و آفتابی ، بسیار زیبا به نظر می رسند؛  اما همین رنگ بر روی دیوارهای یك اتاق شمالی كه از نور طبیعی كمی بهره مند است نازیبا و كسل كننده خواهد بود. در چنین اتاقی استفاده از رنگ زرد خردلی نتیجه ای بسیار مناسب تر خواهد داشت. نور چه از نوع طبیعی و چه مصنوعی باشد تأثیرات مختلفی بر رنگ خواهد داشت و آگاهی از این امر هنگام طراحی رنگ یك فضا ضروری است. دقت كنید كه در چه زمانی از روز و به چه میزان نور طبیعی به هر یك از اتاق های شما می تابد و رنگ مورد نظرتان برای هر یك از اتاق ها را در نور همان اتاق بیازمایید.

انتخاب رنگِ مناسب برای پوشش دیوارها اولین قدم در طراحی رنگی برای دكوراسیون هر اتاق است ؛ اما شاید یافتن رنگ های متناسب با آن برای دیگر اجزای دكوراسیون كمی مشكل تر به نظر برسد. استفاده از چرخه رنگ، روشی مطمئن برای یافتن رنگ های متناسب با رنگ مورد نظر ماست. چرخه رنگ متشكل از دوازده رنگ است كه سه رنگ قرمز، زرد و آبی در آن رنگ های اولیه و رنگ های میان آنها به عنوان رنگ های ثانویه شناخته می شوند. هر رنگ در این چرخه می تواند با رنگ های كناری خود كه رنگ های هم خانواده اش محسوب می شوند و همچنین رنگ مقابلش كه رنگ مكمل آن است به خوبی تركیب شده نتیجه ای زیبا و موزون بیافریند. استفاده از رنگ های هم خانواده كه در چرخه رنگ در كنار هم  قرار گرفته و به اصطلاح همسایه هستند تركیبی ملایم و هماهنگ را ایجاد می كند كه نگاه بیننده را به راحتی از یكی به دیگری رهنمون می شود. استفاده از یك رنگ با میزان كمی از رنگ مكمل آن چنانچه به درستی و در اندازه های صحیح صورت گرفته باشد نتیجه ای درخشان و چشمگیر می آفریند و بر جذابیت مجموعه رنگی حاضر می افزاید و  مانع غالب شدن كامل یك رنگ بر فضای اتاق می شود.در این جا به برخی از اصطلاحات متداول طراحان دكوراسیون در ارتباط با رنگ اشاره می كنیم:رنگ های آكسان: رنگ های تند و درخشانی كه برای زنده كردن و انرژی بخشیدن به یك مجموعه رنگی به آن اضافه می شوند، مانند رنگ صورتی تند چند كوسن و یك جفت شمع در یك اتاق نشیمن كه با خانواده رنگ كرم رنگ آمیزی شده است.

رنگ زمینه: رنگ زمینه رنگی است كه در بزرگ ترین سطوح و به بیشترین میزان در یك فضا مورد استفاده قرار گرفته است مانند رنگ دیوارهای یك اتاق. رنگ زمینه ، اغلب به عنوان پس زمینه ای برای سایر رنگ های به كار رفته در اتاق مورد استفاده قرار می گیرد و سایر رنگ ها مانند رنگ های آكسان یا متضاد را در خود جای می دهد.

رنگ های متضاد: این رنگ ها در كنار هم تاثیری چشمگیر بر بیننده باقی می گذارند چنان كه حتی پس از بستن چشم ها این تاثیر تا مدت كوتاهی در ذهن بیننده باقی می ماند.

رنگ های سرد: این رنگ ها حاوی مقدار زیادی رنگ آبی هستند، به عنوان مثال خاكستری هایی كه شامل مقداری رنگ آبی باشند احساس سردی و سرما را در شما ایجاد می كنند در حالی كه خاكستری حاوی قرمز یا بنفش قرمز حس گرما را در بیننده القا می كنند و ویژگی دیگری خواهند داشت.

 رنگ های مكمل: این رنگ ها كه در چرخه رنگ در برابر یكدیگر قرار دارند در كنار هم نمایی چشمگیر و متعادل می آفرینند. این رنگ ها هرگز از یك خانواده نیستند و حداكثر تفاوت را با یكدیگر دارند. به عنوان مثال می توان چند كوسن نارنجی تند را در زمینه ای از رنگ آبی نمونه بارزی از این تركیب در نظر گرفت.

رنگ های غالب: رنگ غالب همیشه رنگی كه در بزرگترین سطوح و به بیشترین میزان در مجموعه ای به كار رفته ، نیست بلكه رنگی است كه بیش از بقیه رنگ ها نظر را به خود جلب می كند.

یك خانواده رنگی: شامل مجموعه ای از رنگ ها می شود كه به نوعی با یكدیگر مرتبط هستند برای مثال خانواده آبی شامل مجموعه ای از رنگ های آبی است كه از یك سو با آبی سبزها شروع می شود و از سوی دیگر به رنگ های آبی بنفش ختم می شود. خانواده قهوه ای از رنگ قهوه ای و قهوه ای خاكستری تا پرده های نارنجی و قرمز را شامل می شود

رنگ های گرم: این رنگ ها محتوی مقدار قابل ملاحظه ای قرمز هستند. حتی برخی از آبی ها نیز ممكن است به واسطه وجود مقداری قرمز در آنها در این مجموعه جای بگیرند.

رنگ های هم پرده: اینها رنگ هایی هستند مانند رنگ زرد پررنگ و آبی پررنگ ، این رنگ ها لزوماً از یك خانواده نیستند بلكه هر دو دارای میزان مساوی از رنگ قرمز یا آبی هستند و هیچ یك بر دیگری غلبه نمی یابند.

هنگامی كه خانه ای را برای سكونت بر می گزینیم، حداكثر سعی و تلاشمان را جهت انتخاب مناسب ترین مكان، آن هم با توجه به شرایط موجود زندگی مان صورت می دهیم؛ اگرچه در این میان ممكن است پاره ای از نیازهای ضروری مان در انتخاب موجود بی پاسخ مانده باشند ولی برای برآورده نمودن برخی از آنها نیز راه های مختلفی وجود دارد.      

حقه های بصری با رنگ

بازسازی و انجام تغییر و تحولات ساختاری در یك ساختمان، یكی از آن راه هاست. البته در مرحله بازسازی یك فضا، ممكن است با شرایط گوناگونی مواجه شویم: برخی از فضاها به گونه ای هستند كه امكان انجام تغییر و تحولات اساسی در آنها وجود داشته و پروژه های كلی مانند برداشتن دیوار بین دو فضا، تغییر محل پنجره، ایجاد سقف های كاذب و غیره در آن مكان ها عملی است. به این طریق دست برای برآورده  نمودن نیازهای مربوطه افراد ساكن در آن مكان باز است ولی در صورتیكه به دلایل مختلف از قبیل موقعیت مكانی و خصوصیات معماری و نقشه كشی آن، شرایط مالی صاحب مكان برای انجام پروژه  بازسازی، امكان انجام تغییر و تحولات اساسی را نمی دهد، باید به دنبال راهكار دیگری بود. در چنین شرایطی رنگ و حقه های بصری با رنگ به یاری ما می آیند.

رنگ ها نه تنها در حس روحی و روانی ما موثرند، بر دریافت حس فیزیكی ما از محیط نیز نقش بسزایی دارند. آنها حتی قالب فیزیكی و معماری فضا را به لحاظ ظاهری بر هم ریخته و محیط را به گونه ای دیگر به ببیننده القا می كنند. تاكنون نحوه نگرش همه ما به رنگ با در نظر گرفتن معیارهای ظاهری بوده است. اغلب ما رنگی را برای فضای اتاقمان بر می گزینیم كه تنها با لوازم دكوراسیونی موجود و همچنین نظر و سلیقه مان متناسب باشد ولی به نقش اصلی آن در معماری ساختمان و پیامدهایی كه كاربرد آن رنگ می تواند در محیط داشته باشد، كمتر فكر می كنیم. حال آنكه هر رنگ، گذشته از ظاهری كه از آن نمایان است، دارای خصوصیات مختلفی بوده و در همین راستا، تاثیرات گوناگونی نیز بر فضای اطراف و لوازم موجود در آن می گذارد كه با توجه به این مشخصات و نتایج حاصل از كاربرد آنها، انتخاب رنگی برای یك محیط با شرایط و موقعیت خاص خودش، نمی تواند تنها از روی احساسات و با معیارهای زیبایی ظاهری صورت گیرد، بلكه ابتدا باید مقاصدی را كه از كاربرد آن در محیط مد نظر است، مشخص كرد، سپس در راه دستیابی به هدف مورد نظر، به انتخاب نوع رنگ و روش به كارگیری آن پرداخته شود. در واقع در مبحث كاربردی رنگ دو موضوع اصلی مورد توجه قرار می گیرد: 1) نوع رنگ 2) روش استفاده از آن در محیط. همه ما می دانیم كه رنگ های روشن حتی از خانواده رنگ های گرم، فضا را روشن تر و بزرگتر جلوه می دهند و درست برعكس رنگ های تیره اگرچه از میان رنگ های سرد انتخاب شوند، فضا را كوچكتر می نمایانند و با جذب درصدی از نور آن محیط، از روشنایی موجود نیز می كاهند. گذشته از آن، نحوه به كارگیری هر یك از این رنگ ها با توجه به خواصی كه دارند و تاثیراتی كه بر محیط می گذارند نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است. از آنجا كه در یك اتاق بیشترین حضور رنگ و در واقع پس زمینه دیگر لوازم با رنگ ها و بافت های گوناگون، سطوح ثابت یك فضا هستند، ابتدا باید كلیه تدابیرمان را حول این موضوع متمركز سازیم. منظور از سطوح ثابت در یك فضا، سقف، كف و دیوارها هستند و با توجه به اینكه این سطوح و شرایط ظاهری آنها در هر زمانی كه اراده كنیم قابل تغییر نیستند، باید اهداف معماری- دكوراسیونی مان را در راستای انتخاب و نوع رنگ و روش به كارگیری آنها در نظر گیریم. در تصاویر زیر و توضیحات هر یك از آنها، شما با این موضوعات به طور ملموس تری مواجه می شوید:

 در این تصویر كلیه سطوح یاد شده به طور یكسان با رنگ های روشن، آن هم با یك تنالیته رنگ آمیزی شده اند. استفاده از یك تنالیته رنگی برای كلیه سطوح یك فضا، تناسب رنگی آن اتاق را حفظ می كند ولی در صورتیكه فضای شما از وسعت كمی برخوردار باشد، كاربرد رنگ های تیره در چنین وسعتی آن را كوچكتر جلوه می دهد حال آنكه استفاده از رنگ های روشن با این الگو، بر وسعت فضا به لحاظ دیداری می افزاید و درست به همین دلیل است كه انتخاب یك رنگ روشن برای همه قسمت های فضا، مطمئن ترین و بی خطرترین روش رنگ آمیزی یك محیط است، حال آنكه زیباترین و بهترین نخواهد بود زیرا هنگامی كه انتخاب پالت رنگی با تدبیر و با حفظ تنوع رنگی صورت می گیرد، فضایی زیبا، جذاب و دوست داشتنی حاصل خواهد شد، در ضمن نقش اصلی و مهم آن در تغییر ابعاد فیزیكی محیط را نیز نباید نادیده شمرد كه در تصاویر دیگر شاهد آن هستید.

 رنگ آمیزی یكی از دیوارها به رنگ تیره،  آن دیوار را بزرگتر جلوه می دهد. این تاثیر می تواند از طریق به كارگیری رنگ های تیره بر روی دیوارهای انتهایی یك فضا دریافت شود؛ به این ترتیب از طول ظاهری فضا كاسته شده و به عرض آن افزوده می شود. این روش رنگ آمیزی برای فضاهای كم عرض و راهروها بسیار حایز اهمیت است.

نكته:  البته به هنگام استفاده از رنگ های تیره برای چنین مكان هایی با هدف فوق، به میزان بهره مندی آن از نور طبیعی و حتی نحوه نورپردازی مصنوعی توجه لازم داشته باشید.

 در این اتاق رنگ آمیزی با روش برعكس تصویر قبلی اتفاق افتاده است. همان طور كه ملاحظه می كنید، كلیه دیوارها و همچنین كف و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، به این صورت دیوار روشن تحت فشار رنگ های تیره اطرافش كوچكتر جلوه می كند. از این خاصیت برای فضاهای مكعبی شكل و جلوگیری از ایجاد احساس جعبه از محیط، بسیار مناسب است.

 در این اتاق كلیه سطوح به جز كف به رنگ روشن رنگ آمیزی شده است ولی همین تیرگی كف سبب كوچكتر شدن ظاهری فضا می گردد. پس با وجود اتاقی كم وسعت، انتخاب كفپوشی تیره رنگ اگر چه دیوارها و كف به رنگ روشن باشند، ناصحیح است.

 اتاق های اغلب ساختمان های قدیمی از سقف های بلندی برخوردار بودند ولی امروزه با سیستم آپارتمانی خانه ها، ارتفاع سقف ها از حداكثر 290 سانتی متر تجاوز نمی كند. حال در صورتیكه اتاق شما نیز دارای چنین شرایطی است و می خواهید سقف آن را كمتر جلوه دهید،  آن را به رنگی تیره تر از رنگ های به كار رفته در سطوح دیگر به خصوص دیوارها رنگ آمیزی كنید. این روش برای سه بعدی كردن اتاق بسیار مفید است.   

 اگر سقف فضای اتاقتان به اندازه ای بلند است كه با تیره  كردن تنها همان محدوده، هدف مورد نظر حاصل نمی شود می توانید مقداری از رنگ تیره سقف ر ا به دیوارهای آن محیط انتقال دهید. كاربرد یك رنگ روشن در زیر این نوار تیره ای كه در بالای دیوار از ادامه رنگ سقف ایجاد شده است، اتاق را به نظر وسیع تر می رساند.

 در فضایی كه دیوارها و سقف با رنگ تیره پوشیده شده اند، انتخاب یك كفپوش به رنگ روشن، از ایجاد احساس فشار در اتاق جلوگیری به عمل می آورد. به این ترتیب با وجود تیرگی سطوح دیگر، رنگ كف اتاق تا اندازه ای اعتدال رنگی محیط را برقرار می سازد. برای آنكه دیوارهای اتاقتان و در  نهایت سقف بلندتر جلوه كند، دیوارها را به رنگی تیره تر از سقف رنگ آمیزی كنید. انتخاب رنگ تیره برای دیوارها، آنها را به هم نزدیك تر كرده و رنگ روشن سقف به آن عمق بیشتری می بخشد.این راهكار رنگ آمیزی برای فضاهایی با سقف كوتاه مانند زیرزمین های مسكونی كه ممكن است حتی از وسعت كافی نیز برخوردار باشند ولی سقف كوتاه فشاری را از جانب بالا وارد می آورد، ایده آل است.اگر مشكل كوتاهی سقف با پیشنهاد ارایه شده در تصویر قبلی به طور كامل قابل حل نبود، درست برعكس تصویر 6 كلیه سطوح به جز سقف را با رنگ تیره بپوشانید با توجه به اینكه مقداری از رنگ روشن سقف را به رنگ تیره دیوارها نفوذ دهید. این خطاهای بصری، افزایش ظاهری سقف را تشدید می كند.

مفهوم شکل های هندسی و ارتباط انها با رنگ در علم طراحی وگرافیک قرار گرفتن هر شکل و فرم ،معنای ویژه ای را القا می کنداشنا بودن به خواص شکل ها، باعث خواهد شد معنا ومفهومی که طراح از طریق زبان تصویر و هنرهای تجسمی قصد بیان انرا داشته ،را بهتر درک نماییم.مفهوم اشکال هندسی در هنر های تجسمی

مربع □

مربع از لحاظ بصری ،شكلی است متعادل ،محكم و ایستاو نموداری از استواری ، مردانگی ، سكون ، منطق و معرف زمین است.این شكل در معماری اسلامی از اهمییت بسزایی بر خوردار است و در فرهنگ ایرانی جایگاه مخصوص و ویژه ای دارد.چهار ضلع مساوی ان میتواند نماد:

چهار عنصر باد ، اب، خاك و اتش یا چهار جهت اصلی شمال ، جنوب، شرق و غرب یا چهار فصل یا چهار مرحله زندگی از كودكی تا جوانی و میانسالی و پیری و یا چهار طبع سردی ، گرمی ، خشكی و رطوبت باشد.افلاطون مربع را زیبا به معنی مطلق میداند و ابو یعقوب عدد چهار را كاملترین رقم میشناسد زیرا به تعداد حروف الله است.مربع را به رنگ ابی نسبت میدهند

دایره º

اگر قبول كنیم كه مربع نمادی از مكان است،دایره نمادی از حركت و زمان است همچنین نمادی از ارامش و تداوم است، زیرا كلیه نقاط پیرامون ان از یك ارزش برخوردارند واین امر تعادلی بین نیروی درونی و فضای بیرونی ایجاد میكند و باعث حركت چرخشی و دورانی می شود و مفهوم بی پایانی را القا میكند..در عین حال دایره نمادی است از اسمان ، عالم ملكوت ، حركت اجسام سماوی در حول محوری دوار و سیار و نیز نمادی است از جهان معنوی و متعال.همچنین:مربع نمادی از سكون و دایره بیانگر حركت است.مربع نمادی از مردانگی و دایره مبیین زنانگی و عنصر مونث است.مربع نمادی از عقل و دایره نشانی از احساس است.این شكل خصوصیات رنگ قرمز را داراست

مثلث Δ

اگرمثلث بر قاعده اش قرار گیرد نمادی است از ایستایی و توازن ،پایدارترین شكل هندسی است و مثل یك كوه استوار به نظر میرسدبه واسطه زوایای تیزی كه دارد سطحی مهاجم وشكلی ستیزنده به خود میگیردبه دلیل وجود نقطه رأس كه انرژی و نیروی شكل را به بیرون منتقل میكند،خطر و دلهره را سبب میشود. شعارهایی نظیر گفتار نیك ، پندار نیك ،كردار نیك در دین زرتشت و یا پدر ، پسر و روح القدس و یا سه رنگ قرمز، ابی و زرد در این رابطه قرار میگیرند. این شكل خصوصیات روانشناسی رنگ زرد را داراست.

دیگر سطح های هندسی

از تركیب سطح های اصلی بوجود میایندمانند

بیضی :خصوصیات مربع و دایره را داراست و به رنگ بنفش نسبت داده میشود.

ذوزنقه:از مثلث و مربع ایجاد شده و به نارنجی نسبت داده میشودو اشكال دیگر مانند لوزی ،مستطیل و...اینم تست روانشناسیاز كدوم شكل بدتون میاد؟

اشكال مستطیل شكل:اگه از این شكل بدتون میاد نشون میده كه قدرت تصمیم گیریتون زیاد شده و اینقدر اعتماد به نفس پیدا كردین كه برتری خاصی رو نسبت به خودتون در مقابل بقیه پیدا كردین درست در مدت زمان كوتاه میتونین به بهترین راه حل ها باسه مشكلاتتون فكر كنین و بهترین مشوقین باسه دوست و آشنا وفرزنداتون!

اشكال سه گوش:این شكل نشون دهنده ی اقتدار و جاه طلبیه! افرادی كه از این شكل خوششون نمی یاد نسبت به داشته هاشون تو زندگی خیلی قانعن و با خوشبینی به همه چی نیگاه می كنن.رفتار خوشبینانشون باعث میشه كه ترسشون از طوفان های زندگی كمتر بشه.روانشناسان(!) میگن كه این نوع خوشبینی و هوش احساسی باعث میشه شخص معمولا تو زندگی فرد موفق و پیروزی باشه!

اشكال كروی:شما فردی گوشه گیر و غیر اجتماعی هستیندوست دارین دایره ی دوستیتون شعاعش كمتر باشه و محدودتر!وفادار، متعهد، با گذشت.دوستاتونو با دقت انتخاب می كنین و باسه همیشه باهاشون میمونین.جوری رفتار می كنین كه انگار جزو خونوادتونن!

چهار گوش و مكعب:كسی كه این شكل رو دوست داره(!) فردی منظم هستش و راهای رفته شده رو میره دوباره و به نتیجه هم می رسه و خیلی از این بابت خوشحاله.ولی اگه بدتون میاد خلاق و مبتكر هستین و اجازه میدین كه تصورات ذهنتون فعال باشه .با این طرز نگرش قادر به انجام همه كار هستین ...چون جعبه ای ذهنتون رو درگیر نكرده.

خطوط كج و كوله:عدم علاقتون معرف استقلال و خواست شخص باسه انتخاب راهیه كه علی رغم علاقه ی بقیست!

 مختصري بر نقش رنگ در معماري

يکي از ملاحظات روانشناختي رنگ که در کاربرد هنري رنگ اهميت دارد ، بررسي تأثير متقابل رنگ ها است . جلوه يا اثر هر رنگ در جوار رنگ ديگر تغيير مي کند هر رنگ نسبت به ديگري ميزان تيرگي يا روشني ذاتي اش را مي نماياند . معکوس کردن اين ترتيب طبيعي ، ناسازگاري رنگي به بار مي آورد.هر رنگ داراي سه صفت يا سه بُعد ديداري مستقلا ً تغيير پذير است : فام ، درخشندگي و پرمايگي

فام ، صفتي از رنگ است که جايگاه آن را در سلسله ي رنگي ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج هاي مختلف در طيف مرئي – مشخص مي کند قرمز ، زرد و آبي را فام هاي اوليه مي نامند و چون مبناي ساير فام ها هستند ، رنگ هاي اصلي نيز نام گرفته اند . فام هاي ثانويه عبارتند از : نارنجي ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادير مساوي از دو فام اوليه حاصل مي شوند . فام هاي ثالثه از اختلاط فام هاي اوليه و ثانويه به دست مي آيند : زرد- نارنجي( پرتقالي) ، نارنجي- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغواني) ، بنفش- آبي ( لاجوردي) ، آبي- سبز (فيروزه اي) ، سبز- زرد (مغز پسته اي) . دوازده فام نامبرده را با ترتيبي معين در چرخه ي رنگ ، نشان مي دهند . در چرخه ي رنگ ، فام هاي ثانويه و ثالثه اي که بين يک زوج فام اوليه جاي گرفته اند ، داراي روابط خويشاوندي هستند و در کنارهم ساده ترين هماهنگي رنگي را پديد مي آورند .ماداميکه اين رنگها با رنگهاي خالص سفيد و سياه ترکيب شوندايجاد بيشماري از رنگها و سايه هاي مختلف مينمايند

درخشندگي، دومين صفت رنگ است و درجه ي نسبي تيرگي و روشني آن را مشخص مي کند(غالبا نقاشان اصطلاح رنگسايه را نيز در همين معنا به کار مي برند) . معمولا ً درخشندگي رنگ هاي فام دار را در قياس با رنگ هاي بيفام مي سنجند . در چرخه ي رنگ ، زرد بيشترين درخشندگي (معادل خاکستري روشن نزديک به سفيد) و بنفش کمترين درخشندگي ( معادل خاکستري تيره ي نزديک به سياه) را دارد .

پرمايگي (اشباع)، سومين صفت رنگ است و ميزان خلوص فام آن را مشخص مي کند ( گاه واژه ي شدت را در اين مورد به کار مي برند ) . فام هاي چرخه ي رنگ صد در صد خالص اند ولي در طبيعت به ندرت مي توان فام خالصي يافت . همچنين ، کمتر رنگيزه اي حد اشباع فام مربوطه در چرخه ي رنگ را داراست .رنگهاي درخشان به تنهايي جذاب هستند اما اگر در يک الگو يا رديفي منظم قرارگيرند از نظر بصري تاثير بيشتري خواهند داشت. اين نوع آرايش يک ساختار ساده را بر اين رنگها حاکم ميکند و در نتيجه يک مفهوم و يا نوعي نظم را، وراي حضور محض رنگها، منتقل خواهد کرد.

ديوارها و پيش زمينه هاي روشن

رنگ هاي سرد ، مختصر کاهش در دماي بدن نگرنده ايجاد مي کنند و رنگ هاي گرم باعث مختصر افزايش دماي بدن مي شوند . به لحاظ بصري ، رنگ گرم پيش مي آيد و رنگ سرد پس مي نشيند.پنجره ها و مبلمان با زمينه رنگ و سايز متوسط در مبلمان و پنجره هائي با سايز بزرگ شاهد ان خواهيم شد که رنگ انها با يکديگر مخلوط خواهد شد و از لحاظ تآثير گذاري بر محيط غالب خواهند شد ثبات از بين خواهد رفت و تلويحآ نوعي تکان بصري ايجاد خواهد نمود.با مبلمان وپنجره هاي متوسط و با رنگي متعادل و متوسط خواهيم توانست ترکيب بندي با ثبات داشته باشيم. هر ترکيب بندي را ميتوان کارآمد دانست به شرط اين که عناصر صحنه به طور موثر با بينندگان مورد نظر آن، ارتباط برقرار کند. در اغلب موارد، نکته اساسي در شناسايي عناصر کليدي صحنه نهفته است تا با نظم مبلمان و ميزان نور ، آنها را از دل ساير عناصر تصويري متفرقه، بيرون بکشيد. همين اشياء مزاحم، صحنه ها را مخدوش ميکنند و همچنين،بهتر است به جاي تمرکز زياد روي جزييات خيلي خاص، تنها روي ساختار کلي صحنه تمرکز کنيد. چرا که تاثير آنها در مقابل ترکيب بندي عمومي، بسيار سطحي است.ملحقات تيرهاز اين رو چشمان شما به سمت رنگ تيره تر کشيده ميشوند و شما در روشي قادر خواهيد بود ملحقات واثاثيه ها را نظم دهيد تا هادي ديد وکيفيت بصري روان باشند

نقش و رابطه رنگ و فرم در معماري

غايت و هدف همه مجاهدت هاي هنري بيرون کشيدن و استخلاص ماهيت و سرشت معنوي فرم و رنگ و ازادي انها از زندان دنياي مادي است.از چنين ارزو و سودايي است که هنر غير مادي نشات ميگيرد.دنيائي که امروز در ان زندگي ميکنيم,به دنياي انسان در سالهاي گذشته,شباهتي ندارد.دنياي ما با ابداع و خلاقيت شکل گرفته است.ما بناهائي ميسازيم که محتواي انها در عملکرد انها نهفته است;در عين حال بناها سمبول افکار و عقايد نيستند;بلکه تجسم افکاري هدف دار هستند.رنگها روح دارند و زنده اند,رنگها کلمه اند و همچون کلمات سخن ميگويند:از نهان سبز جنگل ها,از راز ابي اسمان و درياها,از شفافيت و زلالي قطرات باران و از پاکي سفيد برف;بلي رنگها از روح ادمي و دنياي پر رمز و راز انسان سخن ميگويند و رنگهايي که انسانها بدان مي پوشند و مي نگارند و نقش ميزنند نيز حکايت از گوشه اي ديگر از درون ايشان دارد.

رنگ زندگي است زيرا جهان بدون رنگ برايمان مرده جلوه ميکند,رنگها ايده اغازين و ثمره نور اصلي بدون رنگ هستند و مقابل انها تاريکي بدون رنگ است.نور اولين پديده در جهان است از طريق رنگها روح و طبيعت زنده جهان را برايمان اشکار ميسازد.

همچنين کلمه و اواي ان,شکل و رنگ اش,رگه هاي اصلي از ذات فوق طبيعي است که ما تصويري اندک از ان داريم.همانطور که صدا,رنگ جلا به لفظ مي بخشد,همينطور هم رنگ بطور طبيعي به فرم شکل خاصي ميدهد.ماهيت اصلي رنگ طنيني از تصورات خيالي است و در اين حالت رنگ موسيقي است.زماني که انديشه مفهوم, قاعده مندي,لمس رنگ و طلسم ان,شکسته است انگاه در دستان خود جز جسم بي روح چيز ديگري نداريم.

رنگ هاي نارنجي و ابي,رنگ هاي مکمل هستند و مخلوط اين رنگها,رنگ خاکستري بوجود مي اورد.وقتي ناظر در اين مکان قرار ميگيرد,نورهاي متفاوتي دريافت خواهد کرد که اين نورها متناوبآ با نارنجي و ابي است و ديوارها اين رنگها را با زواياي دائمآ متغير انعکاس ميدهد.اين تاثير متقابل احساسي از غناي رنگ به انسان مي بخشد.رنگها نيروها و انرژي هاي درخشنده اي هستند که چه اگاه و چه ناخود اگاه روي ما اثر مثبت و منفي خواهند داشت.هنرمنداني که شيشه هاي رنگين خلق مي کنند از رنگ براي خلق چنان محيطي معنوي و اسرار اميز استفاده ميکردند که انديشه هاي پرستش کنندگان را بر دوش شاهين معنويت به پرواز درمي اورند.اثرات رنگ نه تنها از لحاظ بصري بلکه از جنبه هاي روان شناسي و روان شناختي نيز بايد بررسي شوند.

سطوح رنگ بايد شکل,وسعت و حدود خود را از خود رنگ و نوسان شدت ان (رنگ)کسب کند نه اينکه با خطوط از پيش معين شده باشد.

همچنين,شکل ها نيز داراي خصوصيت گويا ومعني دار نظام زيباشناختي خود هستند.در طراحي,اين کيفيت هاي معني دار شکل و رنگ مي بايست با يکديگر مطابقت داده شوند,يعني شکل و رنگ در معني دار بودن و مفهوم خود يکديگر را تاييد و اثبات نمايند.سه شکل اصلي مربع,مثلث و دايره نيز مانند سه رنگ اصلي قرمز,زرد و ابي داراي خصوصيات مفهومي و بياني مشخص هستند.مربع,نمايانگر ماده,وزن و حدود مشخص است وحسي از کشش و امتداد و تجربه حرکت را القاء ميکند.مربع با رنگ قرمز منطبق است و وزن حجم قرمز با شکل سنگين و ساکن مربع مطابقت دارد.مثلث با زواياي حاد و تند,تاثير ستيزه جويي,پرخاش و تهاجم را ايجاد ميکند.مثلث سمبل تفکر است و حالت وخصوصيت بي وزن ان با زرد روشن هماهنگي دارد.دايره بر عکس مربع,احساسات را ملايم و معتدل ميکندو حس ارامش و حرکت ارام و اهسته را القاء مينمايد.دايره سمبل روح است که در درون خود همواره در حال حرکت است.تطابق و تناسب هر رنگ با شکل مربوط به خود مستلزم همانندي و توازن است.اگر رنگها و شکل ها در بيان مفاهيم و حالات توافق داشته باشند,تاثيرات ان دو چندان خواهد بود

اخبار ما

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون

انا لله و انا الیه راجعون همانا ما از خداییم و به سوی او باز میگردیم

مشاهده مطلب

سال نو مبارک

سال نو مبارک

حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد رابه تمامی عزیزان تبریک و تهنیت عرض نموده

مشاهده مطلب

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید شرکت طرح معماری ماندگار پارس

افتتاح دفتر جدید واقع در شهر تاریخی یزد مقارن با روز مهندس و با حضور مدیرعامل برگزار گردید.

مشاهده مطلب